"لژیون یک کمک راهنما همسفر اعظم عزیز"
------------------------------------------
سلام دوستان آسیه هستم یک همسفر؛
ماه رمضان، بانگ اذان، وارد مکانی شدم که از همان ابتدا با عشق غیر قابل وصف کسانی که در آنجا حضور داشتند، امید در دلم جوانه زد، اشک از چشمانم جاری شده، حسی بین خوشحالی و غم، صدایی در گوشم زمزمه میکرد که دوباره ناامید خواهی شد.
گفتند: آمدهای که همسفر باشی؟ گفتم همسفر! چرا من؟ من که مصرفی نداشتهام, برای همسرم آمدهام. با لبخندی دلنشین و سرشار از عشق دستانم را گرفتند، گفتند: قرار است که همسر تو مسافر شود و تو همسفر، نقش همسفر نقش مکمل است که اگر بد بازی کند، مسافر که لبه پرتگاه است پرتش میکند داخل دره و یا میتواند اینقدر خوب بازی کند که از اعماق دره با خواست خودش دستانش را بگیرد و نجاتش دهد، باید آموزش بگیری که در طی این سفر روزهایی که مسافرت از درون میسوزد، بتوانی آتش را خاموش کنی نه اینکه اوضاع را بدتر کنی؛ سفر به تنهایی خوب نیست برای این سفر یک همسفر نیاز است که بالی باشد برای پرواز، مسافر تو پرندهای است با یک بال، تو باید بال دیگر این پرنده باشی. اولین روزی که وارد کنگره شدم را هرگز فراموش نمیکنم در بازگشت به خانه آنقدر خوشحال بودم که یادم نمیآید قدمهایم را چگونه برمیداشتم تا خودم را به خانه برسانم. بعد از سالها قرار بود سفر مشترکی را با هم آغاز کنیم اندکی از سفر گذشت هر روز آینه، خودم را به خودم نشان میداد، ولی جنس این آینه با آینه همیشگی متفاوت بود، انگار با من حرف میزد و من صدایش را میشنیدم صدایی که هشدار میداد: سالهاست خودت را فراموش کردهای، سالهاست آشفتهای و دلیل اینهمه آشفتگیات را نمیدانی کجا گم شدهای، کجا میروی؟ آنجا بود که پیبردم باید آموزش بگیرم مسافرم را رها کنم، سکوت کنم و در این سفر به جای چرا چرا کردن به ساختن خودم بپردازم. هر روز و هر ماهی که از سفر میگذشت بارهای اضافی و سمی که سالها گندیده شده بود و من آنها را بر شانههایم حمل میکردم و بوی نامطبوع آنها من را هرثانیه آزار میداد ناامیدی، خشم، نفرت و.... در سطل زبالههای بین مسیر میانداختم و به جای آن عشق، امید و... در کولهام میگذاشتم.
اوایل گمان میکردم ده ماه طولانی است و همیشه به دنبال کوتاهترین راه بودم و به پایان فکر نمیکردم همیشه پایان راههایی که رفته بودم به بنبست ختم میشد و با پایان این ده ماه پایان سفر اول به این آگاهی رسیدم که کوتاهترین راه بهترین راه نیست روزی که بذر را میکاریم، روزی نیست که میوه را میخوریم، بذر خود را باید بکاریم و به آن زمان کافی برای رشد بدهیم. هر ماه که از این ده ماه میگذشت من با انسان جدیدی از خودم آشنا میشدم انسانی که بیشتر از همه این سالها دوستش داشتهام و دارم. پایان سفر اول و شروع سفر دوم سفری که دیگر قرار بود در طی مسیر، راه من را مثل گذشتهها تنها رها نکند و به فکر جایی باشد برای مصرف و من که دیگر قرار نبود در خلوت خودم اشکهایم همدم لحظاتم باشند. چه سفری از این سفر شیرینتر سفری به درون خودمان و اکنون دو سال و شش ماه است که همسفر این رَه عشقم،
مسافرم: سپاس، سفرها رفتهام همسفر تو بودن در مسیر آگاهی و شناخت خودمان و در نهایت به آنجایی که انشعاب یافتهایم، زیباترین سفر زندگیام است.
راهنمای عزیزم: هفته همسفر را بر شما که همسفر و راهنمای من در تمام مسیر بودهاید تبریک عرض میکنم. هفته همسفر به خانم آنی و تمامی فرشتگان و همسفرانی که بین رفتن و ماندن، ماندن را انتخاب کردهاند و با سلاح محبت و آگاهی برای حفظ زندگیشان تلاش میکنند مبارک.
"لژیون دوم کمک راهنما همسفر فاطمه عزیز"
--------------------------------------------------
سلام دوستان زهرا هستم همسفر؛
من هم در ابتدا این هفته با شکوه را به بهترین همسفر کنگره ۶۰ خانم آنی بزرگوار و خانواده محترمشان، همچنین به تمامی همسفران کنگره ۶۰ تبریک و شادباش عرض میکنم.
من هم جزء همسفرانی بودم که ابتدا پیام کنگره را دریافت کردم، وارد کنگره شدم و بعد از سه ماه مسافرم وارد این مکان شد و الان هم ۵ ماه است که سفر خودش را شروع کرده است. راهنمای عزیزم به من آموزش داد که نباید به مسافرم کاری داشته باشم، حسهای منفی را از خودم دور کنم و بال پرواز مسافرم باشم تا با آموزشهای ناب کنگره با هم از تاریکیها عبور کنیم. کنگره به من آموخت که به مسافرم و روش درماناش اعتماد کنم و نگاهم را به زندگی و آینده تغییر دهم در سفر اول توقعاتم را از مسافرم کم کنم در عوض محبت را بیشتر کنم، عشق بورزم عشقی که بلا عوض باشد اگر من همسفر بپذیرم که من به خاطر خودم به کنگره آمدهام تبدیل به بال پرواز میشوم بال پروازی قوی و قدرتمند که بتوانم به سوی روشناییها صعود کنم. همسفر بمان و عصای دست مسافرت، بال پرواز، همدم، همسفر و همنفس روزهای سختیاش باش، بمان و ثابت کن که در تمام روزهای تلخ و شیرین کنارش خواهی ماند و مرهم دردهایش میشوی، آرام باش، خود را با رودهای خروشان هم صدا کن راهت را ادامه بده تا به اقیانوس برسی، خواهی رسید، مطمئن باش.
"لژیون سوم کمک راهنما همسفر هما عزیز"
-------------------------------------------------
سلام دوستان منیره هستم همسفر امین؛
اول این هفته زیبا را به راهنمای عزیزم پهلوان هما و همینطور به تمام همسفران کنگره۶۰ تبریک میگویم.
همسفر در کنگره خیلی نقش مهمی دارد، می تواند هم باعث صعود یا سقوط مسافرش باشد اما در کنگره من همسفر آموزش میبینم و یاد میگیرم بال پرواز باشم، برای مسافرم آرامش و محبت را در خانه و خانواده جاری کنم، به مسافرم برای رسیدن به سفر دوم کمک کنم، کمک راهنمایان عزیز تمام سعی و تلاششان این است که منِ همسفر به آرامش درون برسم از کینه، نفرت و تاریکیها بیرون بیایم به نور و آرامش برسم و بتوانم از زندگی لذت ببرم.
"لژیون چهارم کمک راهنما همسفر شفیعه عزیز"
-----------------------------------------------------
سلام دوستان شفیعه هستم همسفر احمد؛
هفته و جشن همسفر را به بنیان و نگهبان کنگره ۶۰ سرکار خانم آنی اولین همسفر کنگره ۶۰ و دیدهبان گروه خانواده، همسفران خانم و همینطور آقای امین دژاکام، خانم آنی کماندار و خانم شانی تبریک عرض میکنم
همسفر، کسی است که خودش نیز سفرش را برای همراهی مسافر خود آغاز کرده است البته منظور سفر با OT و درمان اعتیاد نیست، بلکه سفر آنها قرار گرفتن در پروسه آموزش کنگره ۶۰ برای رسیدن به تعادل است.
حضور و همراهی او برای مسافر نوعی قوت قلب است در غیر اینصورت حتی ممکن است از روی جهل و نادانی در راه رسیدن مسافر به درمان و رهایی مانع ایجاد کند.
مفهوم همسفر بازرسی، بدبینی و طعنه زدن از آموزشها علیه مسافر نیست، بلکه اعتماد، احترام، دادن امید و اعتماد به نفس به مسافر است.
"لژیون پنجم کمک راهنما همسفر نرگس عزیز"
--------------------------------------------------
سلام دوستان مهدیه هستم همسفر مسعود؛
پیش از هر چیز لازم میدانم که هفته همسفر را خدمت همه همسفران عزیز تبریک بگویم. اولین قدمی که یک همسفر در کنگره بر میدارد این است که بپذیرد مسافر او بیمار است، علم همسفر باید به روز باشد و برای افزایش علم او یک منبع آموزشی نیاز است تا بتواند علم خود را به روز کند؛ خدا را شکر این منابع آموزشی در کنگره ۶۰ بسیار زیاد است. همسفری که وارد کنگره میشود بعد از اینکه آموزش میبیند به این نتیجه میرسد که هر جایگاهی و موقعیتی که امروز در آن قرار گرفته است به دلیل حرکتهای قبلی او است در گذشته یک جایی خطایی کرده است که امروز موقعیتاش اینجاست و قطعاً در گذشته سوالاتی داشته است که برای یافتن جواب امروز به اینجا راه پیدا کرده است. وقتی که همسفر این را پذیرفت خیلی زیباتر میتواند حرکت کند تمام مسائل و مشکلاتی که در این مسیر وجود دارد را میپذیرد، همسفری که وارد کنگره۶۰ میشود؛ ایثار و فداکاری، بخشش، عشق و محبت را با مفهوم کاملاَ متفاوت درک میکند پیش از آمدن به کنگره گذشت و سکوت میکرد اما همیشه توقع داشت؛ اما بعد از اینکه وارد کنگره میشود میفهمد باید بدون توقع محبت و گذشت کند و ببخشد. اگر انسانها بخواهند به خیر و خوبی دست پیدا کنند قطعاً باید بهای آن را با سختیهایی که میکشند بپردازند. اینکه ما امروز در کنگره قرار گرفتهایم بخاطر مسائل و مشکلاتی مثل اعتیاد بوده است، الان بسیار خوشبخت هستیم که کنگره را پیدا کردهایم هر چند در تاریکی اعتیاد خطاهایی انجام دادهایم.
همسفر راهمان دراز است،
همسفر هر جا که باشی ..
آخر قصه پرواز است
همسفر دنیا غروب است ..
صبح فردا همدلی خوب است
سخت است راه عاشقی رفتن ..
آخر مقصد ولی خوب است.
"لژیون ششم کمک راهنما همسفر مریم عزیز"
---------------------------------------------------
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر رضا؛
در ابتدا هفته همسفر را به خانم آنی بزرگ و خانواده محترم جناب آقای مهندس دژاکام که اولین همسفران کنگره ۶٠ هستند و همچنین به همه همسفران عزیز شعبه شفا تبریک عرض میکنم.
واژه همسفر همانطور که از اسم آن پیدا است یعنی همراه و همدل بودن، یک همسفر قطعاَ در اثر زخمهایی که در سالهای تاریکی اعتیاد مسافرش برداشته است حالِ خرابتری نسبت به او دارد که التیام این زخمها کار بسیار سختی است اما زمانی که اذن ورود به کنگره برایش صادر میشود با آموزشهایی که میبیند تازه متوجه گرههای درونی خودش میشود و میفهمد که باید دوربین را از روی مسافرش بردارد و به سمت خودش بگیرد، او را رها کند بال پرواز مسافرش شود.
در کنگره یاد میگیرد به مسافرش به چشم یک بیمار نگاه کند، او را حمایت کند تا باعث اعتماد به نفس و قوت قلبش شود. باید مسیر این سفر را برایش همـوار سازد، با عشق و محبت بلاعوض سیرابش کند؛ در یک کلام همسفر واقعی باشد. اگر یک همسفر نقش خود را به درستی ایفا کند، تغییر و تبدیلات در او بدرستی صورت گیرد، قطعاَ مسافر او به درمان و رهایی خواهد رسید. خیلی خوشحال هستم که لطف خداوند شامل حال من شده است و توانستهام به واسطه اعتیاد مسافرم این جایگاه با ارزش و این حس زیبا را تجربه کنم تا مسافرم به درمان برسد و طعم شیرین رهایی را بچشیم. امیدوارم همه همسفران صبور با سلاح عشق و محبت بال پرواز مسافرشان باشند.
"لژیون هفتم کمک راهنما همسفر معصومه عزیز"
------------------------------------------------------
سلام دوستان شبنم هستم همسفر علی؛
اول از هر چیزی این هفته زیبا را به همسفران خانم آنی بزرگ، استاد امین، خانم آنی کماندار و خانم شانی عزیز تبریک میگویم. در کنگره ۶۰ همسفر میآموزد که نقش او یک نقش حمایت کننده و همراه است او در کنار مسافرش آموزش میگیرد چون فقط مسافر نیست که تخریب دارد، بلکه همسفران هم پر از ضدارزشها و تخریب هستند اگر همسفر در کنار مسافر خود آموزش نبیند عقب میماند و از لحاظ دانایی با هم برابری نمیکنند و در زندگی دچار مشکلات میشوند، حرف همدیگر را نمیفهمند، وقتی همسفر به کنگره میآید و کنار مسافرش آموزش می بیند قطعاَ میتواند بال پرواز خوبی باشد.
اعتماد به نفس لازم، عشق و محبت کافی را به مسافر خود میدهد تا هر دو به رهایی، حال خوش و آرامش در زندگی برسند به همین دلیل همسفر جایگاه بسیار مهمی در کنگره دارد و یکروز را روز برای قدردانی از همسفران اختصاص داده شده است تا مسافران با دادن پاکت پول و یا طلا از همسفران خود قدردانی و تشکر کنند؛ چرا که اگر از مخلوقین خداوند در هر جایگاهی که هستند قدردانی و تشکر نکنیم قطعاَ از خالق خود، قدرت مطلق سپاسگزاری نکردهایم.
"لژیون هشتم کمک راهنما همسفر احترام عزیز"
-----------------------------------------------------
سلام دوستان الهام هستم همسفر قاسم؛
با عرض تبریک به مناسبت هفته همسفر، خدمت خانواده محترم جناب مهندس و تمام همسفران کنگره ۶۰. یک همسفر در طول سفر مسافر خود با آموزشهایی که میگیرد او را یاری و همراهی میکند. منِ همسفر در طول سالهای اعتیاد مسافرم دچار سختیهای زیادی بودم و در تاریکی به سر میبردم، ولی با حضور در کنگره ۶۰ با آموزشهایی که گرفتهام به آگاهی رسیدهام هر چند هنوز هم باید آموزشهای زیادی را ببینم، در کنگره ۶۰ همسفر مصداق یک بال پرواز میماند و یک همراه بسیار عالی میباشد، در این هفته مسافران از همسفرانشان که در طول سالهای اعتیاد رنج وسختی تحمل کردهاند قدردانی میکنند، هر چند شاید این قدردانی کافی نباشد، یک مسافر میتواند در طول زندگی بعد از رهایی، با رفتار و کردار بسیار خوب از همسفر خود بهترین قدردانی را انجام دهد. با تشکر از جناب مهندس دژاکام عزیز که برای همه ما حکم یک فرشته زمینی را دارند که باعث آرامش ما همسفران شدهاند.
"لژیون نهم کمک راهنما همسفر معصومه عزیز"
----------------------------------------------------
سلام دوستان وجیهه هستم همسفر ناصر؛
در کنگره بهترین روزها برای من رقم خورد و من توانستم ناخالصیهایم را بیرون بریزم. کنگره به من صبر کردن را آموخت، اینکه به خودم برسم و روح و روانم را بازسازی کنم.
به من یاد داد تا تغییر جایگاه بدهم و انرژی دریافت کنم. اما همسفر چه واژه پر از رمزی! خیلی خوشحالم و خداوند را شاکرم که چنین لقبی به من داده شده است. از اینکه کنار مسافرم هستم نه مقابلش بسیار خرسندم.
و از خداوند ممنونم که فرمان را برایم صادر کرد و وارد کنگره شدم و حس ناب همسفر بودن را تجربه کردهام. کسی که همسفر میشود از خودش میگذرد، باعث افتخارم است که در جایگاه همسفر، اول به خودم و بعد به خانوادهام خدمت میکنم. این حس ناب را مدیون مسافرم هستم و برایش بهترینها را آرزو میکنم. در انتها این هفته را در رأس به بنیان کنگره۶۰، به سرکار خانم آنی اولین همسفر و تمامی همسفران تبریک و شاد باش عرض مینمایم.با آرزوی سلامتی و سعادت برای تمامی دوستان و همراهان و خدمتگزاران کنگره ۶۰.
"لژیون دهم کمک راهنما همسفر زهرا عزیز"
------------------------------------------------
سلام دوستان زهرا هستم همسفر و مسافر نیکوتین؛
این هفته ارزشمند را ابتدا به اولین همفسر کنگره خانم آنی بزرگ و خانواده بزرگوارشان و همه همسفران با عشق کنگره ۶۰ تبریک عرض میکنم. همسفر در کنگره به کسی گفته میشود که مسافر را همراهی میکند و در حفظ و پیشرفت تعالی اهداف کنگره تلاش میکند. همسفر در، درمان مسافر دخالت نمیکند تا او از اعتیاد رهایی پیدا کند، همسفر تخریبهای زیادی دارد که در اثر افکار منفی به خودش صدمه زده در کنگره آموزش میبیند و برای رفع عیبهای خود تلاش میکند.
به همه همسفران با عشق کنگره ۶۰ این هفته عزیز را تبریک میگویم.
"لژیون یازدهم کمک راهنما همسفر اکرم عزیز"
----------------------------------------------------
سلام دوستان نرگس هستم همسفر حمید؛
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در جایگاه عظیم و والای همسفر قرار گرفتهام. هفته همسفر و این جشن بزرگ را به خانواده عزیز جناب مهندس و همه عزیزان همسفر تبریک عرض میکنم و امیدوارم در این راه بتوانم ارزش این جایگاه را آنطور که شایسته است حفظ کنم. قبل از ورود من به کنگره اصلاَ در معنای خود کلمه همسفر اندیشهای نداشتم و تنها تفکرم و چیزی که از کلمه همسفر متصور بودم همان مسافرتهایی که با خانواده یا گاهی با دوستان، همسفر میشدم بود. ولی در کنگره کلمه همسفر به طور خاص برایم معنا شد و ارزش و جایگاه آن برای من مشخص شد فهمیدم و به این درک رسیدم که یک همسفر تا چه اندازه میتواند در تکامل و به کمال رسیدن انسان و قرار گرفتن در راه مستقیم، در سفر زندگی و سرنوشت او تاثیرگذار باشد. حال که معنای واقعی کلمه همسفر را درک کردهام، امیدوارم با دانش و آموزشها و حال خوبی که از کنگره میگیرم بتوانم چه در این مجموعه و چه در سفر زندگی بال پروازی باشم برای مسافرم، تا هر دو به آن چه که خواست خداوند و هدف از آفرینش من انسان بوده برسیم
ویراستار: همسفر سمیه رهجوی کمک راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
تدوین عکس و ارسال مطلب: همسفر اعظم رهجوی کمک راهنما همسفر اعظم (لژیون یک)
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
787