روز پنجشنبه ۲۳ فروردینماه ۹۷ دومین جلسه از دور بیست و پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی عمان سامانی شهرکرد به استادی دیدهبان محترم آقای کامران، نگهبانی مسافر نصرتالله و دبیری مسافر صفر با دو دستور جلسه"وادی هشتم و تأثیر آن روی من "و اولین سال تولد مسافر حامد در ساعت ۱۷ برگزار شد.

ازخداوند سپاسگزارم که اجازه داد در خدمت شما باشم شروع سال جدید را به همه عزیزان تبریک میگویم و امیدوارم سالی خوب همراه با اتفاقها و خبرهای خوب برای همه ما باشد و ان شاء الله به اهدافی که برای سال جدید تعیین کردیم دست پیدا کنیم و برای همه شما آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
سال ۹۶ سال خوبی برای نمایندگی شهرکرد بود و اتفاقهای خوبی افتاد امیدوارم این موفقیت و شرایط خوب در سال ۹۷ هم حاصل شود و با کمک همدیگر بتوانیم اتفاقهای بهتری را رقم بزنیم.
همانطور که دبیر جلسه اعلام کردند امروز دو دستور جلسه داریم که دستور جلسه اول از دستور جلسات هفتگی با عنوان وادی هشتم است و موضوع بعدی تولد اولین سال حامد عزیز که در جای خود به آن میپردازیم.
عنوان وادی هشتم هست با حرکت راه نمایان میشود در سر تیتر وادی هشتم پیامی آمده در آن پیام موضوعی مطرحشده با این مضمون که در سکون هیچچیزی به وجود نمیآید و هیچ زایشی نیست همهچیز درحرکت اتفاق میافتد و در ادامه این موضوع مطرحشده تفکرات ما در باز شدن مسیر نقش تعیین کننده دارد.
امسال آقای مهندس برای تعطیلات تکلیفی را معین کردند که فکر میکنم خیلی به این دستور جلسه پرداخته و در مورد این وادی خیلی صدق میکند و آن سی دی راه درست است در این سی دی آقای مهندس برای راه درست یک مثلثی را ترسیم کردهاند که هر مسیر یک مبدأ، یک مسیر و یک هدفی دارد که انسان برای رسیدن به هر موضوعی در زندگیاش باید به این مثلث توجه کند، موضوعی که در مبدأ خیلی مورد توجه قرار گرفته اطلاعات و آگاهی است که ما باید برای شروع به انجام هر کاری اطلاعات را جمعآوری کنیم و بعد از جمعآوری اطلاعات قدم در مسیر بگذاریم، در مورد مسیر مهمترین موضوع اجرای قوانین مربوط به مسیر است، ممکن است ما برای رسیدن به اهدافمان دچار مشکلات و سختیهایی شویم که این برای حرکت در هر مسیری طبیعی است انسان وقتی تلاش و کوشش میکند ممکن است دچار سختیها شود و لازم است سختیها را از سر بگذراند و در این راه آموزشها بسیار لازم هستند و باتجربههایی که ما به دست میآوریم میتوانیم این مشکلات را از سر بگذرانیم و از آن رد شویم.
موضوع مهم و تعیین کننده که در این سی دی مطرحشده هدف است اینکه ما برای پیمودن هر مسیری هدفی را دنبال میکنیم، در این وادی نیز مطرحشده که یکی از شرایط لازم برای حرکت در هر مسیری تعیین هدفِ مشخص است، فکر میکنم تعیین هدف خیلی مهم است چرا که تعیین می کند چقدر برای مسیر ارزش قائل هستم ،یعنی اوقاتی هست که من در این مسیر هدفم این است که به درمان برسم و از آن چیزی که به دست آوردم به دیگران بدهم و کمک کنم دستگیری کنم و به قول خودمان زکات رهاییم را بپردازم طبیعتاً وقتی چنین فردی در مسیر قرار میگیرد اگر هم دچار سختی و مشکلات شود چون هدفش برایش خیلی ارزشمند است حاضر است برایش هر سختی را تحمل کند چون هدف والاست ولی وقتی هدفم این است که من درمان شوم و به دنبال کارم بروم و به دنبال اهداف مادی بروم و مسائل دیگر را در نظر بگیرم مطمئناً چنین اهدافی اهداف بزرگی نیستند که انسان به اندازه آنها بزرگ شود،معمولاً انسان بهاندازه هدفش بزرگ میشود هرچقدر هدف بزرگتر باشد انسان هم به همان اندازه قد میکشد و بزرگ میشود بههرحال این تعیینکننده است که ما چه هدفی را در هستی، زندگی و در کنگره دنبال میکنیم و انسانهای بزرگ اهداف بزرگی هم دارند که حاضرند برایش هر بهایی را بپردازند.
معنای صراط مستقیم در مسیر تعریف میشود ما خیلی داریم در مورد صراط مستقیم و در مسیر ارزشها حرکت کردن صحبت میکنیم ولی این نباید به حرف باشد اتفاقاً آنجایی که گرفتار مشکلات میشویم شاید باید گوشهای به توکل بزنیم، ایمانمان را محک بزنیم، ایمان به خودمان و ایمانمان به خداوند را محک بزنیم و ببینیم چقدر به عهد و پیمانی که با خودمان و با خداوند بستیم ثابتقدم هستیم و فکر کنم ما به اشکال مختلف در این مسیر مورد آزمون قرارمی گیریم و بههرحال ایمان داشتن فقط به حرف نیست فرقی نمیکند چه ایمان به خداوند، چه ایمان به هدف، چه ایمان به مسیر، چه ایمان به خانواده زمانی معنا و مفهوم پیدا میکند که انسان در مسیرش ازخودگذشتگی و فداکاری نشان دهدو آنجاست که مسیر برایمان معنا و مفهوم پیدا میکند.
اول وادی داستانی در مورد عهد و پیمانی که انسان در روز الست با خداوند بست و بعد شکسته شد و به انسان فرصت داده شد که دوباره این مسیر را طی کند صحبت شده و این قانون مطرح شد که خداوند فرمود: با حرکت راه نمایان میشود این یعنی عهد و پیمان فقط به حرف نیست در هر هدفی که انسان دنبال میکند و با خود و خدای خود عهد و پیمان میبندد، با پایداری به عهد و پیمان است که مسیر باز می شود، طبیعی است که محک می خوریم تا مشخص شود چه انسانی جزء عهدشکنان و چه انسانی جزء کسانی است که بر عهد خودشان استوارند.
در این مسیر آقای مهندس در وادی ۳ موضوع را مطرح میکنند که کسانی که در مسیر حرکت میکنند باید به آنها کاملاً توجه داشته باشند و جبران خسارت کنند ،یکی جبران خسارت از خودمان که در دو موضوع یکی جبران خسارت نسبت به جسممان و دیگری جبران خسارت نسبت به شخصیت و آبرو و حیثیتمان هست.
موضوع بعدی جبران خسارت از خانواده بعدی جبران خسارت از اجتماع و جامعه است بههرحال امیدوارم همه ما بتوانیم در این مسیر تکلیفی را که به عهدهداریم و عهد و پیمانی را که بستهایم به اجرا بگذاریم و در آخر وادی موضوع پیمان مطرحشده که عزیزان ۶ ماه بعد از رهاییشان میتوانند این پیمان را اجرا کنند این پیمان مجوز اجرایی لازم دارد و اگر راهنما پیمان بسته می تواند کتبا مجوزاجرای پیمان رهجو را از آقای مهندس بگیرددر غیر این صورت خود رهجودرخواست را مکتوب می کند و مجوز اجرا را از آقای مهندس دریافت می کندو شرایط پیمان در وادی بیانشده است.
و اما یکمین سال تولد حامد عزیز
موضوعی که در مورد حامد میگویم شاید بیربط به این وادی نباشد همه ما با کوله باری از درد و مشکلات و سختیها وارد کنگره میشویم اما هیچکس نیست که زندگیاش در رفاه و بدون مشکل باشد و وارد کنگره شود ممکن است طردشده یا از کار بیکار شده باشد، ممکن است بنیان خانواده سست شده باشد و یا به اشکال دیگر این اتفاق افتاده باشد، حامد هم از افرادی بود که این اتفاق برایش افتاده بود یعنی حامد کسی بود که از طرف خانوادهاش کاملاً طرد شده بود و هیچ حمایتی از طرف خانواده صورت نمیگرفت وقتی حامد وارد کنگره شد احساس کردم خیلی تنهاست، گوشهگیر بود و با بچهها قاطی نمیشد، اما ویژگی حامد این بود که خیلی خوب گوش میکرد و یکی از منضبطترین افراد در لژیون بود با توجه به اینکه خوب گوش میکرد، خوب هم مینوشت،از ابتدا خیلی خوب سیدیها را مینوشت و در لژیون همیشه با تکلیف میآمد، این مشخصه افرادی که در کنگره درمسیر قرار میگیرند، باید خوب به نشانههای این راه توجه کنند، برای مثال نشانههای این راه یکی رهاییها است که روزهای پنجشنبه خود را معرفی می کنند، تولد ها است، اعلام سفرها و مشارکت هاست، آوای رهایی را، آوای کنگره را باید شنید و برای کسانی که میخواهد در کنگره سفر کننداین آواها تأثیرگذار است،عزیزانی که پنجشنبه ها حضور ندارد و از سهشنبه تا یکشنبه هفته بعد در کنگره حضور ندارند چطور میخواهند نشانهها را ببینند؟ با چه عشقی میخواهند در کنگره حرکت کنند؟
کسی میتواند با عشق سفر کند که نشانهها را ببیند و روی نشانهها تفکر کند و کسی که تفکر نمیکند نمیتواند عاشق شود، کسی که تفکر نمیکند نمیتواند خداوند را بشناسد، خداوند هم بهاندازه فهم انسان درک میشود، فکر میکنم مسیر هم بهاندازه فهم انسان باز میشود و انسان فهیم کسی است که نشانهها را میبیند ،در کلام الله داریم که آیات خداوند برای انسانهای متفکر است، یک قسمت از آیات خداوند آیاتی است که در کلام الله است و قسمت دیگر تمام مخلوقین الهی هستند که می توانند برایمان نشانه باشند، تکتک انسانها میتوانند یک نشانه باشند، راهنما همه علامتها را نشان می دهد، اگر من در مسیر نشانهها را ببینم ایمانم به مسیر قوی میشود اگر نشانهها را نبینم احساس گمگشتگی میکنم، پس دیدن نشانهها خیلی مهم است و حامد خیلی خوب میدید حامد با تمام مشکلات روزهای پنجشنبه در کنگره بود در تمام تولدها بود و این نشان میدهد که چقدر برای مسیرش ارزش قائل است و چقدر برای رسیدن به هدفش محکم و استوار است و این راه را طی کرد و درمان شد به یک سال رهایی رسید و یک سال بعد از رهایی هنوز در کنگره حضور دارد. حضور ما در کنگره یک سال بعد از رهایی خیلی مهم است و این جزء واجبات سفر دوم است که در سفر دوم آنچه آموختهایم به اجرا بگذاریم سفر دوم مثل برداشت محصول است ،آنچه در سفر اول کاشتهایم در سفر دوم برداشت میکنیم، چه بسیار افرادی که کاشتند ولی درو نکردند.بنابراین قوت کافی و سایهبانهایشان برافراشته نشد، به حامد عزیز و خانوادهاش تبریک میگویم برای او و خانوادهاش اتفاقهای خوبی افتاد پدرش او را باور کرد، حامد ورزشکار حرفهای است و مدالهای زیادی گرفته است، این نشان میدهد برای زندگیاش هدف دارد، به آقای مهندس و همه شما عزیزان تبریک می گویم امیدوارم سالیان سال سلامت و موفق باشد.
اعلام سفر مسافر حامد:
مدت تخریب 4 سال، آنتی ایکس مصرفی شیشه، مدت سفر 10 ماه و 26 روز، روش درمانDST همراه با دارویOT، نام راهنما آقای کامران، رهایی:۱ سال و یک ماه
آرزوی مسافر حامد
آرزو میکنم همسفران، مسافران کنگره ۶۰ به خاطر تمام تخریبهایی که به آنها وارد کردند را ببخشند.
صحبتهای مسافر حامد
سال نو را به همه عزیزان تبریک میگویم و امیدوارم که سال خوبی پیش رو داشته باشید. من وقتی در تولدها شرکت میکردم اصلاً فکرش را هم نمیکردم که روزی بتوانم به رهایی برسم و تولد بگیرم. من اهل اهواز هستم اما به خاطر یک اتفاقی به اینجا آمدم. من چندین سال ورزش حرفهای انجام میدادم ولی به خاطر یک اتفاقی که در زندگی برایم پیش آمد دیگر نتوانستم ورزش کنم و این برایم خیلی سخت بود. برای اینکه این کمبود را جبران کنم به مواد صنعتی رو آوردم. همیشه از خودم میپرسیدم چرا این اتفاق باید برای من بیفتد؟! بااینکه دانایی داشتم اما دانایی مؤثر نداشتم به خاطر همین نمیتوانستم آنچه میدانستم را به مرحله اجرا دربیاورم. همیشه سعی میکردم در کارم و در ورزش زرنگی کنم. وقتی به شهرکرد آمدم برادر همسرم خیلی به من کمک کرد و راه کنگره را به من نشان داد امیدوارم که خودش هم بتواند تا آخر راه را برود. من اصلاً بچه حرفگوشکنی نبودم و همیشه پدرم را اذیت میکردم و هر چیزی که او میگفت دقیقاً برعکس آن را انجام میدادم. همسفرم خیلی در این راه به من کمک کرد و هر سی دی که من میگرفتم او زودتر از من گوش میداد. خیلی از همسفران آرزو دارند که مسافرشان زودتر رها شود اما آرزوی قلبی همسفر من این بود که چه موقع این سفر تمام میشود که من دیگر داروی OT مصرف نکنم چون من صبحها بیدار نمیشدم که دارو را بخورم و او مجبور بود که خودش دارو را ساعت ۷ صبح دردهانم بریزد و من وقتی بیدار میشدم میدیدم که دارو روی بالشتم ریخته است. همسفرم همیشه میگفت: کی سفرت تمام میشود که دیگر OT نخوری چون تمام خانه از داروی OT پرشده بود . دلم میخواست امروز پدر و مادرم هم اینجا بودند (با گریه) و در این جشن شرکت میکردند. از آقای کامران خیلی سپاسگزارم که در این مدت به من خیلی کمک کردند. از تمام برادر لژیونیهای عزیزم تشکر میکنم بخصوص یکی از آنها که امروز از اصفهان آمده تا در جشن شرکت کند. از همه عزیزانی که در کنگره خدمت میکنند، گروه مرزبانی و بچههای OT و همه عزیزانی که در این جشن شرکت کردند سپاسگزارم.
تهیه گزارش و نویسندگان متن
همسفر: خانم آرزو م و آرزو ص
عکاس: مسافر محسن/مسافر کاظم
خط مسافر :علی اکبر
طراحی تصویرو ارسال /مسافر کاظم
- تعداد بازدید از این مطلب :
11394