سلام دوستان اشرف هستم یک همسفر:
عقل کل مانند خورشیدی است که به تمام هستی و نیستی میتابد؛ ما و همه موجودات، مانند خانههایی هستیم که از یک روزنه، نور وارد آن میشود. این روزنه بهصورت خودکار عمل میکند.
هرچه ما بهطرف ارزشها و روشناییها حرکت کنیم، این روزنه بزرگتر میشود و نور بیشتری وارد این خانهها میشود و هرچه بهطرف ضد ارزشها و تاریکیها حرکت کنیم این روزنه تنگتر میشود.
عقل از موادی تشکیلشده است که ما هنوز ذرهای از آن را نمیدانیم؛ عقل با مرگ از بین نمیرود، مغز جایگاه یا وسیله یا مترجمی برای عقل است. عقل در کشور وجودی ما یا جسم ما، در حکم یک فرمانروای عادل و بزرگ است که نشان از قدرت مافوق و یا به دیگر سخن، فرّ ایزدی دارد.
فرمان عقل مانند آن است که ما بدانیم چه چیزی درست یا نادرست است و آن را انجام ندهیم. زمانی که ما بتوانیم مسائل سادهٔ زندگی مانند رفتن به حمام و یا عوض کردن لباس و یا گذاشتن زبالهها و... را انجام بدهیم، درواقع، همان فرمان عقل را انجام دادهایم.
فسق و فجور و تقوا به انسان الهام میشود و عقل انسان، کارهای معقول را انتخاب میکند. کارهای معقول با تفکر انتخاب میشوند و انجام کارهای نامعقول فاقد تفکر است؛ درواقع، تصمیم در اختیار عقل نیست؛ بلکه در اختیار نفس است؛ تا روزی که نفس مطمئنه به قدرت برسد که این روز، زمان رسیدن به فرمان عقل است.
برای رسیدن به فرمان عقل نباید از خودمان توقع داشته باشیم که به خوب و متعادل شویم! این کار باید آرامآرام و در گذر زمان انجام و اجرا گردد که میتوان از کارهای ساده و کوچک شروع نمود؛ مثلاینکه وقت مسواک زدن است و یا الآن باید لباسهایمان را عوض کنیم یا باید به حمام برویم و... این تصمیمات نباید به تعویق بیفتد و باید بهوقت خودش انجام بگیرد تا در آینده توان به انجام رساندن کارهای بزرگتر را نیز داشته باشیم.

سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر:
حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم.
در درون ما همیشه بین نیروی عقل و جهل، جدالی وجود دارد؛ با دانایی و استفاده از قوهٔ تفکر میتوانیم بر جهل خود پیروز شویم؛ اما تا زمانی که در مسیر ضد ارزشها قدم برداریم و از مسیر صراط مستقیم دور باشیم توان مقابله با جهل را نخواهیم داشت.
باور به دانستههای غلط، قدرت نفس اماره است که با تزیین و زیبا جلوه دادن، آنها را موجه نشان میدهد. عبور کردن از جهل در این مرحله بسیار سخت است و باید به فرمان عقل برسیم.
عقل در حکم یک فرمانده است و مغز، جایگاه عقل است؛ با مرگ انسان مغز از بین میرود اما عقل فناناپذیر است. عقل و نفس هر دو جزء صور پنهان بوده و پس از مرگ به جهان دیگر میروند. روح، چیزی است که هدایت میکند؛ عقل، اجازه میدهد و فضا را آماده میکند که روح هدایت بکند. اگر عقل درست کار نکند جلوی رشد روح را هم میگیرد و اجازه نمیدهد روح، هدایت خود را انجام دهد.
روح، آن چیزی است که هدایت میکند در ظاهر و در باطن؛ روح، انسان را بهطرف خوبی، بهطرف پاکی و بهطرف فرامین الهی هدایت میکند و هدایتکننده است. (قُلِ الرّوح مِن اَمرِ رَبّی) روح به امر خداوند در ما قرار دارد اما با هدایت عقل رهبری میشود.
در وادی ششم، جناب مهندس دژاکام بهخوبی تقابل بین عقل و نفس را تشبیه و تشریح کردهاند. انسانها در هر سطحی با این نفس، در تقابل هستند و نفس سر راه آنها قرار میگیرد؛ مانند مبارزهای که هر چه شخص خود را قویتر میکند حریف او هم بیکار ننشسته و با انواع سلاحها و فریبها میخواهد شخص را از پا درآورد؛ اما نکته بسیار قابل اهمیت این است که در این مبارزه باید ضربه دقیقاً به حریف برخورد کند تا با همان ضربهٔ ابتدایی مجال ادامه دادن مبارزه را نداشته باشد و این یعنی ایمان به راهنمایان مسیر ارزشها و کاملاً به اجرا درآوردن فرامین عقلانی و الهی.
ما میدانیم که رسیدن به فرمان عقل یعنی اینکه انسان بتواند خواستههای معقول خود را به مرحله اجرا دربیاورد و این امر با انجام دادن کارهای کوچک شروع میشود؛ یعنی ذرهذره و با آرامش باید از کم شروع کنیم و با تمرین و ممارست به مرحلهٔ نهایی و بالاتر برسیم؛ در حقیقت، تنها با اجرای فرمان عقل است که به آرامش و آسایش میرسیم و میتوانیم بر نیروی نفس اماره پیروز شویم.

سلام دوستان سادات هستم همسفر:
حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.
در این وادی به مطلب مهمی باید پی ببریم و آن کلمهٔ فرمانده است؛ به قول آقای مهندس که میگویند: الهی هیچ جمعیتی بدون بزرگتر نباشد؛ پس شهر وجودی ما هم نیاز به بزرگتر و فرمانده دارد که همان عقل است.
علما معتقد هستند که یک عالم اصغر و یک عالم اکبر وجود دارد؛ عالم اکبر جهانی است که همه ما در آن وجود داریم و عالم اصغر خود انسان است. در وادی ششم میخوانیم که بر این شهر وجودی و عالم اصغر فرماندهی عقل، حکمرانی میکند و تمامی خواستههای ما باید توسط آن تأییدشده تا اجرا شود و حکم نهایی توسط عقل صادر میشود و شناخت این قضیه برای ما بسیار مهم است.
در مبحث جهانبینی، به تمثیلها اشاره میشود؛ در وادی به خورشید اشاره شده است که به صورتی میتواند تمثیل خداوند باشد. جهان ما با خورشید فرمان گرفته، بیدار شده، میخوابد و حرکت مینماید.
راجع به عقل گفته میشود که فرّ ایزدی داشته و نشان از خداوند دارد؛ تمام موجودات دارای عقل بوده و تفاوت آنها این است که تنها انسان میتواند بازده عقل را تغییر دهد. در جایی اشاره شده است که عقل فناناپذیر است؛ عقل با مرگ هم از بین نمیرود و مغز، مترجمی برای عقل است؛ همانطور که زبان، ابزاری برای چشیدن است.
بنابراین آموختیم که مغز، تصمیمگیرنده است؛ البته مغز، فرمانروای کل ارگانهای بدن است اما مترجم و یا جزیی از سیستم عقل محسوب میشود و همهٔ ما فکر میکنیم جایگاه عقل در مغز است. جملهٔ روح با لطافت منحصربهفرد خود با ارادهٔ عقل رهبری میشود نیز جملهٔ زیبا و قابل تعمقی است؛ یعنی روحی که فقط در انسان دمیده شده باید از عقل فرمان بگیرد و این مهم را باید بدانیم که اگر از فرماندهی عقل بهطرف نفس اماره برویم، ازنظر مکانی تنها یک مو فاصله است؛ یعنی حرکت از کارهای ارزشی بهطرف ضد ارزشها خیلی آسان است و زمان زیادی نیاز ندارد؛ اما برعکس، اگر بخواهی کار ارزشی یعنی فرمان عقل را اجرا کنی، زمان زیادی لازم است.
درنتیجه بایستی ذرهذره از انجام کارهای کوچک شروع کنی و در یک شب نمیتوانی به فرمان عقل برسی.

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر:
وادی ششم میگوید: حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم. در این وادی به یکی از اساسیترین مؤلفههای صور پنهان انسان، یعنی عقل میرسیم؛ عقل یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین مسائلی است که آغاز و پایان مشخصی ندارد و ما بایستی در تمام مسیر تکامل خود به فرمان آن یعنی فرمان عقل برسیم.
عقل از موادی تشکیلشده که ما هنوز ذرهای شناخت نسبت به آنها نداریم؛ اما عقل هر چه باشد از گوشت و پوست و استخوان نیست و به همین دلیل است که فناناپذیر است؛ زیرا عقل با مرگ هم از بین نمیرود. شاید بگوییم پس مغز چیست؟ مغز، جایگاه یا وسیله و مترجمی است برای عقل!
در بدن ما زبان، وسیلهای است برای چشیدن انواع و اقسام مزهها. مغز را هم میتوان وسیله یا مترجم عقل دانست. عقل در کشور وجودی ما یا جسم ما حکم یک فرمانروای عادل و بزرگ را دارد که نشان از قدرت مافوق و خداوند را دارد. اجرای دستورات عقل، ما را به راه مستقیم و رسیدن به صلح و آرامش هدایت میکند و در نهایت، بهجایی میرسیم که در مسائل زندگی خود هرچه فرمان بدهیم همان را اجرا میکنیم.
بزرگترین نعمتی که خداوند در اختیار انسان قرار داده، عقل است. در مواجهه با مسائل زندگی، باید با تفکر و تعقل باشیم و آموزشها را بهطور صحیح یاد بگیریم؛ بهطور مثال، در مورد رانندگی باید قوانین آن را رعایت کرد و طبق فرمان عقل، در مواقع ممنوع، تحمل نمود و سبقت نگرفت.
عقل، پیامبر درون ما است؛ بنابراین بایستی سعی کنیم که به حکم و فرمان عقل گوش فرا دهیم و در مقابل، از نفس اماره پیروی نکنیم. بزرگترین دشمن ما نادانی ما است؛ کسی که تقوا داشته باشد در نهایت کردارش نیز به صراط مستقیم نزدیک میشود و به فرمان عقل نزدیک میشود.
من قبل از کنگره فکر میکردم که جایگاه عقل، داخل مغز انسان است؛ اما اکنون متوجه شدم که عقل با مرگ انسان نیز از بین نمیرود؛ بنابراین عقل، حکم فرمانروا را دارد و باید بهواسطه اجرای فرامین آن دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم. حس، اولین شروع برای راهاندازی قوه عقل است؛ بنابراین اگر بهواسطه انجام اعمال ضد ارزشی حس ما آلوده شود دیگر صدای عقل را نمیشنویم؛ در پایان میتوان گفت: آخرین مراحل آرایش جسم، فرمان عقل و فکر است.

سلام دوستان عطیه هستم یک همسفر:
عقل بهسان خورشیدی است که به روزنهٔ وجودی ما میتابد؛ اگر بهطرف ارزشها برویم این منبع نورِ وجودی ما بزرگ و بزرگتر میشود و اگر بهطرف ضد ارزشها برویم، این روزنه کوچک و کوچکتر میشود تا جایی که امکان دارد بسته بماند.
انسان در کل زندگی خود در حال نبرد بین خوب و بد است. تمام انسانها خوبیها را با تمام وجود احساس میکنند و معنای بدی را با تمام جانودل متوجه میشوند؛ هنگامیکه انسان قصد دارد هر عملی را انجام دهد بهصورت ناگهانی در وجودش دو صدا نجوا میکنند که اولی صدای عقل است؛ صوتی که به امیدواری نوید میدهد و بهترینها را برای انسان به ارمغان میآورد. صدای دوم، صدای نفس اماره است؛ صوتی که سراسر پوچ و بیمعنا و مفهوم است و هیچ ارزشی ندارد.
در هر حیطهای از زندگی، ما به یک راهنما و یک فرمانده لایق نیازمندیم. در وادی ششم میآموزیم که عقل در کشور وجودی، یک فرمانروای عادل است و نشان از قدرت مافوق یا به دیگر سخن فرّ ایزدی دارد. منظور از این جمله این است که قدرت و شکوه عقل از قدرت مطلق نشات میگیرد. ما در کنگره آموختیم که حس، اولین قوهٔ بهکارگیری نیروی عقل است؛ اگر حس ما درست کار نکند و یا به عبارتی منفی باشد در اینصورت، برداشتها و دستورات غلطی به عقل میدهد و اینجا است که همیشه به ما میگویند باید مراقب حس خودمان باشیم تا دستورات غیرمتعارفی به عقل ندهد.
گوش دادن به فرامین عقل را باید از کارهای ساده شروع کرد مانند مسواک زدن، دروغ نگفتن، غیبت نکردن، کسی را مورد تمسخر قرار ندادن و ... با گوش دادن به این فرامین میتوانیم چراغ خود را به سمت ارزشها روشن کنیم و در مسیر صراط مستقیم حرکت کنیم؛ زیرا در وادی هشتم آموختیم با حرکت، راه نمایان میشود. با گوش دادن به این فرامین ساده و شاید پیشپاافتاده میتوانیم قدم در مسیری بگذاریم که جریان زندگی ما را بهکلی تغییر دهد.
به امید روزی که بتوانیم به فرمان عقل نزدیک شویم و فرامین عقل را به مرحلهٔ اجرا یعنی به مفهوم شو شود، برسانیم.
مشارکتکنندگان: همسفران لژیون خانم زهرا (لژیون 2)
گردآوری: همسفر لیلا رابط لژیون خانم زهرا (لژیون 2)
ویراستاری و ارسال: همسفر بنفشه لژیون خانم زهرا (لژیون 10)
با سپاس همسفران نمایندگی امین گلی
- تعداد بازدید از این مطلب :
379