تصاویر کتاب عبور از منطقهی 60 درجه زیر صفر و توضیحات مربوط به آن
اولین پیامی که در ابتدای کتاب عبور از منطقهی 60 درجه زیر صفر بیان شده است.

من آب میآورم
تو آنقدر بنوش که سیراب شوی،
اما نه زیرآب
من بلندم، به بلندای قلههایی که نتوان تسخیر نمود
اما تو بر بام من، مسلّح بیا تا عظمت را ببینی.
من میرویانم
آنقدر که زمین و آسمان را شب و ظلمت فراگیرد
اما تو از میان سبزه ها نور را بیاب و بر بال آن بنشین و بهسوی من پرواز کن
که آنچه به باورت نمی گنجد ببینی
تو میتوانی همه ی آنچه که چه هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی و بهسوی نقطهای بیایی که ازآنجا آغاز نمودهاید
تصویر شماره 1

درود و سلام، ما کل اعضای کنگره از حرکت در یخبندانِ شما بسیار خوشحال شدیم و در این جاده که تودههای فشردهی برف از بلندای قلهها تا انتهای شیب که به جاده منتهی میشود، بسیار دشواری نموده است.اما اتومبیل شما بسیار بااحتیاط حرکت مینماید که حتی ارتعاشی در قندیلها پدید نمیآورد، ارتعاش اتومبیل، قندیلهای ارتفاعات را به حرکت درنمیآورد تا سبب پایین آمدن بشود و این از درایت عقلِ رو به تکامل شماست.
در حقیقت، حل صورتمسئلهی اعتیاد در اینجا کاملاً مشخص میشود. باید بهگونهای خاص حرکت نماییم. اگر به حرکت خود سرعت بدهیم به اعماق دره، سقوط خواهیم نمود؛ چون جاده لغزنده است و پرتگاه عمیق در چندمتریِ ماست.
در جسم انسان هم، همین مثال، دقیقاً قابل مقایسه و اجراست. تمام ذرات وجود ما به مواد مخدر آلودهشدهاند و هزاران سیستمی که تولیدکنندهی انواع مواد شیمیایی و یا سایر مواد هستند در اثر استفادهی مداوم از مواد مخدر از چرخهی حیات جسم ما خارجشدهاند؛ زیرا ما همان موادی را که در بدن ساخته میشده است از طریق مواد مخدر،وارد بدن خودکردهایم، به همین دلیل حرکت باید بسیار آرام باشد و به جسم خود و سلولها زمان لازم را بدهیم تا بهآرامی و اندکاندک خود را ترمیم نمایند و سیستمهایی که از چرخهی حیات جسم خارجشدهاند دوباره بازسازی شوند و به چرخهی حیات خود بازگردند. برای همین، حرکت برای درمان اعتیاد به حرکت در یخبندان، آنهم در دمای ۶۰درجه زیر صفر در منطقهای کوهستانی تشبیه شده است و اما این تصویر بایستی در ذهن انسان باشد تا دست به حرکتهای سریع نزند. بنابراین بایستی با کندی حرکت کنیم و زمان لازم را به سیستمهای جسم بدهیم تا فرصت ترمیم و بازسازیِ خود را داشته باشند و مطمئن باشید فعلاً هیچ راهی وجود ندارد.
تصویر شماره 2" درخت پوسیده"

ازآنجاکه ما سفر خود، یا درمان خود را از نیمهی زمستان، آغاز نمودیم، به همین دلیل، تصویر، زمستان را نشان میدهد.
در این تصویر، درخت پوسیده، سَمبُل یا نشاندهندهی درون و برون یک انسان آلوده به مواد مخدر یا الکل است که درون آن، آشیانهی حشرات و موریانهها شده و برون آن، پوسیده است. این تصویر نشاندهندهی ساختار جسمِ ماست، جسمی که بعضی از کارخانههای آن منهدم و متروکه شدهاند.البته با آغاز سفر ما در کنار درخت پوسیده، جوانههای بسیار ریزی، شروع به رشد نمودهاند. این جوانهها نشاندهندهی سیستمها یا کارخانههای جسمِ ما هستند که سازندگیِ خود را آغاز نمودهاند. ازاینپس هرچه در سفر خود پیش برویم این جوانهها رشد خواهند نمود تا به درختانی نیرومند و استوار تبدیل شوند و به همان نسبت، درخت پوسیده در طول سفر ما، منهدم و کوچکتر خواهد شد.
در ضمن، در تصویر، درختان استوار و نیرومند هم، سمبل انسانهایی هستند که از هرگونه آلودگی، به دور بودهاند.
تصویر شماره 3 "درخت"

این تصویر به ما نشان میدهد که اوضاع و احوال درون و بُرونِ ما چگونه است. بهطور خلاصه:
۱) بیشتر قسمتهای درخت پوسیده که با چشم میتوان کاملاً دید، مربوط به آلودگی و پوسیدگی سیستمهای جسم ماست که از بین رفته است.
۲) حشرات و موریانههای داخل درختِ پوسیده که مربوط به درون ماست، به همان میزان کوچک شدن درخت، کوچ نمودهاند.
۳) جوانههایی که نزدیک درختِ پوسیده هستند مربوط به راهاندازی سیستمهای ماست که کاملاً قابل رؤیت است و از زمین سر درآوردهاند.
۴) درختان سالم و استوار، انسانهایی هستند که از آلودگی به دورماندهاند.
۵) تپّهها مطالب گفتهشده و اطلاعات ذخیرهشده تاکنون است.
۶) جاده، نشان طولانی بودن راه یا مسیر است.
تصویر شماره 4 "درخت پوسیده یا پاییز"

در این تصویر درخت پوسیده، در حال انهدامِ کامل است و بهزودی نابود خواهد شد؛ جوانهها بهقدر کافی، رشد نمودهاند.
در اینجا بد نیست کمی وارد این مقولات شویم که میدانیم انسان دارای ۲بخش عمده است. صور آشکار انسان که میتوان آنها را با چشم دید مانند: جسم انسان یا سایر اعضای آن
صور پنهان انسان که قابلرؤیت نیستند که شامل: عقل، نفس، روح،حس و غیره هست.
تصویر شماره ۵، غسل در صحرا

این تصویر، بیانگر غسل انسان است در صحرا توسط باران که رحمت الهی است.
به گفتهی سردار، در این ماه باید آخرین آلودگیها از درون و برون ما،خارج گردند.
آلودگیها بهصورت آب سیاهرنگ، روی شنهای صحرا روان است و این یعنی حتی شنهای صحرا که آب را فوری جذب میکنند، در اینجا حاضر نیستند تا این آلودگیها را در خود بپذیرند.
در تصویر انسانهایی را میبینیم که از فرهنگهای مختلف هستند و برای شخص، لباس سپید میآورند به نشانهی پاکی
تصویر شمارهی ۶

از آغاز زایش گیاهان( بهار) تا پایانِ برگریزان، ۴تصویر نیاز است.
۱) درخت پوسیده
تصویر حیاتِ یک انسان آلوده است.
۲) جوانهها
تصویر تولد و حیات جدیدِ یک انسانِ تزکیه و تصفیهشده است.
۳) جاده راه دراز تا مقصد است.
۴)درختان قوی و شاداب نمونهای از انسان است که حیات را با ادامهی راه درست بهسوی آسمان و جنگل دنبال میکند. سبز بودن محیط آن، حاکی از زندگی گذشتهی شماست که بد و بیراهه بوده است.
۵) تپه مطالب گفتهشده در مورد عموم آزادشدگان از میان نیروهای اهریمنی است.
تصویر شماره 7

استاد:
طلوع یا تابش شدید خورشید بر روی برفها در ادامهی راه و انعکاس آن بر چهرهی انسان و تحمل ننمودن شدت نور
سَنبُلِ دشواریِ راه است. اتومبیل در کنار پرتگاه به راه خود بهسختی ادامه میدهد.
نگهبان:
در اثر تابش، اتومبیل منحرف میشود؛ چرخ جلو سمت راست از لبهی پرتگاه عبور میکند و زیر چرخ عقب سمت راست، جاده خراب میشود و آن قسمت جاده، زیر چرخ اتومبیل، ریزش میکند، سنگها و خاکها و قطعات یخ و برف به اعماق درّه، سقوط میکند.
استاد:
اما اتومبیل، عبور میکند و پس از تغییر جسم، با حرکتی که در تصویر به چشمها عینک گذاشته میشود، در ادامه قدر از تابش شدید نور، کاسته میشود و برای انسان، قابلتحمل میگردد.
ما برای شما حرکتهای بسیار بلند و با کاوشِ دقیق، پیشِ رو میبینیم.
تصویر شماره 8

استاد:
اتومبیل کاملاً" به رنگ گِل و خاک است و کمتر به رنگ اصلی توجّه میشود.
جاده همچنان خطرناک، اما بهصورت گِل و سنگ و ناهموار است.
درخت و کوه حالت بینِ مُرده و خاک است.
این در تصویر، کاملاً مشهود به نظر میآید.
ما باکمال خوشحالی به شما اطمینان میدهیم که این کتاب، بهترین مجموعهای باشد که قابلاستفاده برای جهانیان بشود.
تصویر شماره 9

سردار:
این تصاویر، بیانگر حالات و اوضاع آشفتهی درون است.
غُرشِ رعد در صحرای ویران که نه آبی است و نه آبادی
ویرانهای از استخوانهای اجساد گذشته در طولِ این راه و حرارت، وجود شهر را به آشوب و گَندزاری مبدّل نموده و صدای رعد و خروش که برمیآید و طوفانِ درونی که حصارهای شهر را عنقریب به سرنگونی میخواند، در تصویر به نمایش درمیآید و جادوگرِ خُفته که عصیان نموده است، به خرابیِ شهر، شرارههای تازه میافزاید.
تصویر شماره 10

سردار:
و آنگاهکه احساس خستگیِ تمام مینماید، نوری بر فراز آسمان، ظاهر میگردد و راه را برای او نمایان میسازد.
قدمی که برمیدارد، بر زمینِ بارانخورده مینگرد و وجود حیات را در آن، بهصورت جوانههای منظم، بهصف میبیند و آن وجود؛ در شهری است که اکنون جایجای آن از نعمت الهی به حیات، بازگشته و راه را به نقطهی زندگی؛ یافته است.
قدری اندام راست میکند و با وزش نسیم، منتظر دگرگونیِ تازه میماند.
سردار:
قدرت الهی بهصورت باران و سیلاب سرازیر میشود و آن وجود را از اطرافِ ویران، آگاهی میدهد و باز در این سیلاب است که میخواهد دوباره غرق بشود و وارد مَجراهای ناپیدا و حفرههای خطرناک گردد
اما با توان و نیرویِ الهی، از آن حفرهها جانِ سالم به درمیبرد.
تصویر شماره 11

سردار:
و آنگاهکه احساس خستگیِ تمام مینماید، نوری بر فراز آسمان، ظاهر میگردد و راه را برای او نمایان میسازد.
قدمی که برمیدارد، بر زمینِ بارانخورده مینگرد و وجود حیات را در آن، بهصورت جوانههای منظم، بهصف میبیند و آن وجود؛ در شهری است که اکنون جایجای آن از نعمت الهی به حیات، بازگشته و راه را به نقطهی زندگی؛ یافته است.
قدری اندام راست میکند و با وزش نسیم، منتظر دگرگونیِ تازه میماند.
تصویر شماره 12

استاد:
انسان از قفس آزاد میشود و با طبیعت، در میان آبها قرار میگیرد و میخواهد که به تاریکیهای قبل، پناه ببرد؛ اما جسم دوم، آگاه شده است و این در نهاد او، توانایی ایجاد مینماید و با پای خود، پیاده به رویشِ اولیه، که یادی از گذشتههاست، بازمیگردد.
نیاز به اتومبیل ندارد. زیرا آن اتومبیل، خود یک وسیله، بین رهاییِ راهِ او بوده است، حالا خوب توجه نمودید؛ این، جنگِ درونِ شهر و بیرون است که فصلها را طی مینماید تا به نقطهی شروعی که یخبندان شده بود، میرسد؛ اما این بار برایش، دیدار آنهمه جادههای سخت، نشاطآور هست و بالباس اسکی و عبور از آنها، خویشِ خویشتن را یافته است.
نقطهی تفکر و آغاز توجه ، به آن مکان است که آمده است.
بدرود
تهیهکننده، تایپ و ویرایش: مسافر اسماعیل، لژیون اول
- تعداد بازدید از این مطلب :
15056