
همسفر زینب:
در وادی اول یادگرفتیم با تفکر ساختارها آغاز می شود؛ و موجوداتی هستیم که خداوند ما را به گونه ای خلق کرده است که باید برای زندگی خود برنامه ریزی داشته باشیم و برای برنامه ریزی زندگی؛ ابتدا باید تفکر کنیم.
وادی دوم هم می گوید: هیچ موجودی جهت بیهودگی پا به حیات نگذاشته است؛ هیچ کدام از ما بیهوده نیستیم و موجودی نیستیم که هیچ گونه ارزشی نداشته باشیم.
وادی سوم؛ با کلمه باید شروع می شود که باید این را بدانیم که هیچ موجودی به اندازه ی خود انسان به خودش فکر نمی کند. این وادی به من یاد داد که مسئولیت زندگی و کارها و مشکلات خودم را خودم بپذیرم؛ اشتباهات خودم را با جون و دل بپذیرم و با سختی ها مبارزه کنم. در این چند سالی که در کنار یک مصرف کننده مواد مخدر بودم به من هم تخریب های زیادی از لحاظ روحی و روانی وارد شده است؛ و من هم مثل مسافرم به آموزش احتیاج دارم و برای حال دل خودم باید قدم بردارم تا بتوانم مادر و همسر خوبی برای خانواده ام باشم. این نکته بیشترین تاثیر را روی من گذاشت؛ و سعی کردم تمام مسائل زندگی خودم را با تفکر درست و مشکلات خودم رو با آرامی حل کنم؛ خودم راه خودم را پیدا کنم.
همسفر ملیحه:
آموختیم که با تفکر ساختارها آغاز می شود؛ خداوند ما را به گونه ای آفریده است که برای زندگی خود برنامه ریزی داشته باشیم و برای برنامه ها باید تفکر داشته باشیم. آموختیم که هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشته و هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم. در وادی سوم می آموزیم که هیچ موجودی به اندازه ی خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند. بعضی از انسان ها بر این باور هستند؛ که کارهایشان را باید دیگران انجام دهند و نیازمند به دیگران هستند و اعتقادی به خود ندارند؛ و اشتباه خود را به عهده نمی گیرند و به گردن دیگران می اندازند؛ این انسان ها همیشه مشکل دارند. انسان باید توانایی و مسئولیت اشتباه خود را بپذیرد. ما باید؛ خود کلید مسیر اصلی راه خود را بیابیم، یعنی مشکل خود را خودمان حل کنیم. انسان اگر خود؛ جستجو نکند حتی اگر با همه ی کاوشگران ماهر هم همنشین باشد به موضوع واقعی نمی رسد. مثلا اگر با شاعران نشست داشته باشیم، شاعر نمی شویم مگر آنکه خودمان اقدام به شعر گفتن کنیم. پس برای حل مشکلات خود بالاترین نقش بر عهده ی خود ما است و اگر تصور کنیم که دیگران باید مشکلات ما را حل کنند؛ سخت در اشتباه هستیم. البته خانواده و اطرافیان به ما کمک می کنند ولی مسئولیت اصلی به عهده ی خودمان است. اگر دچار مشکلات جسمی، روحی، روانی، عاطفی و اقتصادی... هستیم؛ مفهوم آن این است که در گذشته درست عمل نکرده ایم و دانسته یا ندانسته مرتکب اشتباه شده ایم. بعضی از مشکلاتی که امروزه با آن ها دست به گریبان هستیم، هیچ نقشی در به وجود آوردن آن ها نداشتیم. مثل بیماریهای ژنتیکی، که گاهی اوقات می گوییم این شانس ما است، یا مقصر پدر و مادرمان هستند که ما را معلول به دنیا آورده اند و ... در اینجاست که، یا باید در جای خود بمانیم، بسوزیم و بسازیم تا خداوند یا شخص دیگری پیدا شود و مشکل ما را حل کند و یا خود اقدام به حل مشکل خود نماییم. برای خروج از مشکلات و حرکت به سوی آسایش و آرامش باید نیروهای خود و همچنین نیروهای تخریبی و بازدارنده را کاملا بشناسیم و بدانیم که؛ شیطان به زیباترین شکل ممکن و گاهی کاملا به شکل دلسوزانه وارد افکار ما می شود تا گوهر جان انسان را شکار نماید و از ما ویرانه ایی بسازد.
پس باید با تدبیر و دانایی و البته با کمک خانواده به حل مشکلات خود بپردازیم و آنها را از سر راه خود برداریم.
همسفر زینب:
در وادی سوم آمده است که؛ هیچ موجودی به اندازه خود به خویشتن خویش فکر نمی کند. پس من باید سعی کنم سطح توقع خود را از دیگران کم کنم؛ اگر امروز درگیر مشکلات هستم نباید انتظار داشته باشم دیگران بیایند و مشکل من را حل کنند؛ و نباید دیگران را هم مقصر مشکلات خود بدانم. اگر غرق در تاریکی هستم خود، باعث تاریکی دنیای خود شدم و تنها هم خود می توانم مشکل خود را حل کنم. البته که کمک و همراهی خانواده و دیگران هم در رهایی من از گرفتاری، سهیم است. و در این مسیر باید به تلاش و توانایی خود ایمان داشته باشم و نیروهای مخرب و بازدارنده را شناسایی کنم تا به آرامش برسم.
قبل از اینکه وارد کنگره شوم به هر دری می زدم تا بلکه مسافرم از بند اعتیاد رها شود، اما تلاش من همیشه بی فایده بود؛ ولی الان متوجه شدم تا زمانی که مسافرم خودش نخواهد تلاش من بی فایده است. اما وقتی مسافرم به فکر درمان خود باشد کمک های من هم بی تاثیر نخواهد بود.
همسفر لیلا:
همه کسانی که با کنگره۶۰ آشنایی دارند می دانند؛ یکی از راس های مثلث درمان اعتیاد، که بسیار مهم و سرنوشت ساز است مبحث جهان بینی است. و هر فرد با تعریفی که از جهان اطراف خود دارد، زندگی و سرنوشت خود را رقم می زند.
جناب مهندس، چهارده وادی را پایه گذاری کردند که هر کدام دید ما را نسبت به جهان پیرامون خود تغییر می دهد.
خود من با این که هنوز چهارده وادی را به پایان نرساندم، ولی با گوش دادن به چند وادی اول متوجه شدم که؛ در زندگی چه اشتباهاتی انجام دادم و باید برای رفع این اشتباهات تلاش کنم و دید خود را در زندگی عوض کنم.
در وادی سوم، جناب مهندس می فرمایند: هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند. واقعا باید به جناب مهندس آفرین گفت، که با تفکر بر روی وادی ها و نوشتن آن ها؛ موضوع جهان بینی را به ما آموزش دادند و یاد آوری کردند که؛ خویشتن خویش را بیشتر بشناسیم و در مورد درون و برون خود بیشتر دقت کنیم.
هر انسانی در زندگی خود با مشکلات و گرفتاری هایی دست و پنجه نرم می کند، که این گرفتاریها و مشکلات ما را از خود دور کرده و فقط داریم تلاش می کنیم که این مشکلات را از میان برداریم؛ و خویشتن خود را فراموش کردیم. در صورتی که باید اول به خود فکر کنیم و بدانیم که در زندگی چه هدفی داریم. مثلا؛ مسافر در کنگره شصت باید بداند که؛ اگر می خواهد به آزادی و رهایی برسد اول باید شهر وجودی خود، یعنی جسم و روان خود و بعد جهان بینی خود را کامل کند تا بتواند، بر این دیو سیاه اعتیاد غلبه کند.
مسافر باید بداند که؛ با درمان اعتیاد خود چه کمکی به خودش و خانواده و اطرافیان خود می کند؛ و درمان زمانی ارزش پیدا می کند که به درک و فهم بالا و برداشت صحیح در زندگی رسیده باشد.
به امید روزی که همه مسافران کنگره شصت به آرامش، بینش و رهایی برسند.
تهیه و تایپ: رهجویان لژیون دهم (کمک راهنما همسفر زهره)
ویراستاری و ارسال: کمک راهنمای تازه واردین همسفر شقایق
- تعداد بازدید از این مطلب :
30448