English Version
This Site Is Available In English

برداشت از سی دی؛ وادی چهارم بخش دوم

برداشت از سی دی؛ وادی چهارم بخش دوم

سلام دوستان الهه هستم همسفر. وادی چهارم می‌گوید:در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت سپردن یعنی: سلب مسئولیت از خویش.

منظور از در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت ندادن، یعنی: منظور این نیست که ما بگوییم خدا را قبول نداریم، به خداوند توکل نمی‌کنیم یا دعا نمی‌کنیم؛ اصلاً این مسائل مطرح نیست. مسئله‌ای که مطرح است، مرز فی ما بین ما و خداوند باید مشخص بشود؛ چه مسئولیت‌ها و مسائلی به گردن ما است و چه مسئولیت‌هایی به گردن خداوند است. هر چیزی که کسی تولید کند باید مسئولیتش را بپذیرد، پس خداوند هم در مقابل انسان مسئولیت دارد و مسئولیتش را هم با کمال میل پذیرفته است. همین طور که انسان را خلق کرده است؛ امکانات هم در اختیارش قرار داده است. خداوند انسان را خلق کرده و اختیار هم به او داده است که دو راه پیش رویش قرار داده است. ۱) راه خوبی، ۲) راه بدی. گفته هر کدام را که می‌خواهی انتخاب کن. پس مسئولیت بعضی از مشکلات به عهدهٔ ما است و خودمان مصوب بروز بعضی از مشکلات در زندگیمان هستیم و خودمان باید آن را حل کنیم؛ ولی ما می‌خواهیم دائم این مسئولیت را به گردن خداوند بیندازیم. اگر ما خودمان را نشناسیم خداوند را هم نمی‌شناسیم. انسان ذره‌ای از وجود خداوند است، پس اگر انسان را بشناسیم می‌توانیم خداوند را هم بشناسیم. انسان برای شناخت خودش باید صور آشکار و پنهان خودش را هم بشناسد.

انسان شامل ۲ بخش می‌شود: ۱) هستهٔ جسم که کاملاً قابل روئیت است. ۲) هستهٔ خارجی که همان بقایایی است که از جسم خاکی به صورت انرژی خارج می‌شود و به مکان‌های تعیین شده سفر می‌کند. در خارج از جسم ما جهان‌های متعددی وجود دارد که جهان آخرت هم شامل آن می‌شود و هر کسی بخواهد به این مکان‌ها برسد باید تزکیه و پالایش انجام دهد؛ بدون تزکیه و پالایش به مقامات بالای الهی نمی‌رسیم یعنی باید خودمان را از ضد ارزش‌ها پاکسازی کنیم.

هستهٔ انسان شامل:

الف) هستهٔ جسم یا صور آشکار انسان:

هستهٔ جسم یا صور آشکار که به آن شهر، کالبد فیزیکی و یا کالبد اول می گوییم. برای ما کاملاً قابل روئیت قابل حس و لمس می‌باشد. مثل مغز، قلب، کلیه، سر، دست، پا و پنج حس ظاهری که قابل حس و لمس هستند و کوچکترین جزء وجود ما سلول نام دارد؛ که هر سلول مثل یک شهر بزرگ می‌ماند و همچنین در جسم ما هزاران هزار سیستم پیچیده وجود دارد که ما هنوز از درک آن عاجز هستیم که چگونه این شهر وجودی و جسم را کنترل می‌کنند و باعث می‌شوند که زنده و فعال باقی بماند.

ب ) هستهٔ خارجی یا صور پنهان انسان:

همان طور که جسم انسان از اجزاء اصلی و اساسی تشکیل شده است؛ در صور پنهان انسان هم مسئله به همین شکل می‌باشد. دارای اجزاء گوناگونی است برای مثال: این اجزاء عبارتند از؛ نفس، حس‌های خارج از جسم، عقل، روح، ذهن، آرشیو و جسم‌های مجازی هستند. همین که ما خواب می‌بینیم می‌شود جسم مجازی که خواب صد درصد واقعیت دارد. ما ۱۱ تا حس داریم؛ ۵ حس بیرون، ۵ حس درون و یک حس هم مشترک بین آنها به نام حس ششم است. اگر بخواهیم وارد ۵ حس پنهان شویم باید پنج حس ظاهری ما از کار بیفتد تا آن حس‌ها بیدار شوند؛ در خواب این اتفاق می افتد و ۵ حس بیرون ما از کار می افتد و ۵ حس درون ما بیدار می‌شود. در اشخاصی که اسکیزوفرنی دارند همین طور که بیدار هستند در اثر اشکالی که روی سیستم عصبی و شیمیایی مغز است، در یک دفعه ۵ حس ظاهری از کار می افتد و ۵ حس پنهان روشن می‌شود و شخص رابطهٔ خود را با فضا و مکان موجود از دست می‌دهد؛ و وارد فضا و مکان دیگری می‌شود. علم آمر هنوز به این مسائل دست پیدا نکرده است اگر دست پیدا کند هزاران مشکل روانی حل می‌شود.

از روز الس زندگی ما شروع شده و خیلی اتفاقات برای ما افتاده است؛ که مربوط به آن زمان است و در آرشیو ما وجود دارد و ما آنها را به یاد نمی‌آوریم؛ پس اگر این چیزها را بشناسیم خودمان را می‌توانیم بشناسیم و اگر خودمان را بشناسیم خداوند را هم می‌توانیم بشناسیم. در قرآن کریم می‌گوید: موقع مرگ «به معنای توفی یعنی تحویل گرفتن» یک شخص فرا برسد فرشتگان مرگ می‌آیند و شما را تحویل می‌گیرند یعنی: نفس شما را تحویل می‌گیرند. پس وقتی نفس ما را بگیرند ما دیگر زنده نیستیم. ما چیزی به اسم قبض روح نداریم. روح یک ملکی یا سنبلی است به معنای پاکی و نیکی و همش در جهت مثبت قرار دارد. روح توسط خداوند در انسان دمیده شده است، روح که سنبل پاکی و الهی است شیطانی نمی‌شود و روح فاسد نمی‌شود؛ آن چیزی که فاسد می‌شود نفس است. ممکن است نفس یک نفر شیطانی و یا الهی شود. وقتی نفس کسی شیطانی شود می گوییم این نفس اماره است و اگر نفس شخص الهی شود می گوییم این نفس مطمئنه است. خیلی چیزها که مربوط به نفس است ما فکر می‌کنیم روح است حالا ببینیم نفس چیست؟

نفس: تعیین موجودیتی است که در هر صورت ظاهر و باطن انسان را می‌نمایاند؛ پس زمانی که خواب می‌بینیم آن چیزی که در خواب می‌بینیم نفس است. در این دنیا نفس ما را تعیین موجودیت می‌کند و در آن دنیا هم فرشتگان نفس را به جهان دیگری می‌برند. قسمت اصلی موجود نفس است، نفس نه جسم است و نه روح. مثلاً: نفس یک گیاه یک گیاه را، نفس یک حیوان یک حیوان را و نفس انسان یک انسان را تعیین موجودیت می‌کند. یک ماشین را در نظر بگیرید، یک راننده در آن است و ماشین را حرکت می‌دهد؛ آن راننده نفس است و آن ماشین جسم است. هر موجود زنده‌ای نفس دارد، اما مثلاً نفس یک سبزه نمی‌تواند درخت خرما را راهبری کند یا یک مرغ خانگی اطلاعات و آگاهیش از یک باز یا عقاب کمتر است. پس نفس مرغ نمی‌تواند عقاب را راهبری کند. جسم را به ما امانت داده‌اند، یک قسمت‌هایی از آن دست ما است و یقیه اش اتوماتیک است. هر نفسی یک سری خواسته دارد؛ می‌خواهد انسان، حیوان یا گیاه باشد. انسان غریضی است اما وقتی وارد انسان می‌شود به دو بخش تقسیم می‌شود: یک سری خواسته‌های معقول و یک سری خواسته‌های نا معقول هستند.

 

تهیه و تایپ: همسفر الهه، لژیون دوم (کمک راهنما همسفر زهرا)

ویراستاری و ارسال: کمک راهنمای تازه واردین همسفر شقایق

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .