در کنگره ۶۰ انرژی معادل پول در بیرون می باشد،یعنی اگرانرژی داشته باشیم می توانیم در اجتماع معاشرت و روابط خوبی داشته باشیم، تمام این انرژی ها در ذهن انسان تقسیم بندی می شوند،اگر ذهن انسان را مانند مجلس یک کشور در نظر بگیریم،جهت اداره ی کشور نیاز به پول و بودجه و درآمد هستیم که این بودجه در مجلس تصویب و بین نمایندگان تقسیم می گردد،سپس بودجه هر شهرستان در مجلس تحویل نمایندهی هر شهرستان می شود.اگر تمامی نمایندگان مجلس افرادی باشند که با استفاده از رشوه و کارهای غیر قانونی وارد مجلس شده باشند یا تمامی نمایندگان،افرادی ناسالم،طماع، و نادان باشند.

تمام بودجه یک کشور جهت خواسته های آنان و انجام کارهای ضد ارزشی مصرف می شود ولی اگر نمایندگان مجلس را افرادی سالم و دانا تشکیل داده باشند، در این صورت تمام بودجه یک کشور صرف آبادانی و انجام کارهای ارزشمند می شود که در نهایت باعث پیشرفت و رشد آن کشور خواهد شد.حال اگر عده ای از نمایندگان افراد سالم و عده ای دیگر افراد نا سالم باشند،در این زمان اختلاف بین آنها بر سر تقسیم بودجه صورت می پذیرد زیرا میان آنها تفاهمی وجود ندارد و در مجلس درگیری به وجود میآید ،انرژی درون انسان نیز همین طور است،هر کدام از ما یک ذهن داریم که مانند سیاه چاله همه چیز را درون خودش می کشد و مانند تقویت کننده عمل می کند. توانایی ذهن به گونه ای است که هر چیز را که تصور کنید،ممکن و یا غیر ممکن از آن می تواند در کسری از ثانیه یک تصویر تولید نماید یا حتی آن را بزرگ تر کند و از آن تصویر فیلم نامه بسازد،گفتیم که در مجلس هر کدام از نمایندگان خواسته هایی دارند و برابر آن خواسته ها بودجه دریافت میکنند،در ذهن انسان نیز این خواسته ها از نفس صادر میشوند که خواستههای نفس مانند نمایندگان مجلس می باشند که برای به اجرا در آوردن آن خواسته ها نیاز به انرژی داریم،زمانی که شخص هنوز وارد کنگره نشده است،خواسته ها ی نفس او از قسمت نفس اماره صادر می شوند در نتیجه تمام انرژی ها که معادل پول بیرون می باشند جهت انجام کارهای ضد ارزشی ویا خواستههای نامعقول مصرف می شوند.وقتی که شخص وارد کنگره می شود در ابتدا ی کسب دانایی ،خواسته های نفس یکسری معقول و یکسری نامعقول می شوند یعنی یکسری جهت انجام کارهای ارزشی مانند سی دی نوشتن و انجام کارهای عقب افتاده، یاد گرفتن آموزش و بالا بردن دانایی، یکسری هم خواستار انجام کارهای ضد ارزشی،در این زمان است که شخص در مرحله ی نفس لوامه است بنابراین در ذهن درگیری ایجاد میشود و باعث میشود که حال فرد یک موقع خوب و یک موقع بد باشد،اگر حال فرد بالا و پایین می شود،دلیل آن همین درگیری هایی است که در ذهن به وجود میآید،در این زمان شخص بایدآموزش بگیرد ،در نهایت زمانی که فرد آموزش می گیرد،خواسته های معقول و نا معقول را از هم تشخیص میدهد ،کارهای ضد ارزشی را انجام نمیدهد آن موقع به دانایی موثر رسیده است و ذهن در آرامش می باشد در این مرحله تمام خو نهاسته ها نیز از نفس مطمئنه صادر می شوند و شخص به فرمان عقل نزدیک شده است.

نویسنده: مسافر قباد لژیون یکم
عکاس: مسافر علی لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
449