جلسه چهارم از دوره هیجدهم سری کارگاههای آموزش عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی چرمهین با استادی مسافر راهنما مرتضی ، نگهبانی مسافر حمزهعلی و دبیری مسافر منوچهر با دستور جلسه « بزرگداشت اقای مهندس و دستاوردهای ایشان» پنجشنبه ۱۴ ابان ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز بکار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مرتضی هستم، یک مسافر
گاهی بعضی انسانها وارد زندگی ما میشوند و فقط مسیر زندگیمان را تغییر نمیدهند، بلکه نگاه ما را به خودمان، دیگران و مفهوم زندگی دگرگون میکنند. به اعتقاد من، جناب مهندس دژاکام یکی از همان انسانها هستند.
حس خوب امروز من، از انرژی و عشقی سرچشمه میگیرد که یاد و اندیشه جناب مهندس در وجود ما زنده کرده است؛ انرژیای که ما را به یکدیگر پیوند میدهد و باعث میشود حتی در نبود حضور فیزیکی ایشان، همچنان احساس کنیم در کنار ما هستند.
اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم صحبت کنم، باید بگویم هر چیز ارزشمندی که امروز در زندگی به دست آوردهام، ریشه در آموزشهایی دارد که از آقای مهندس گرفتهام. یکی از بزرگترین این دستاوردها، خدمت کردن به انسانهاست. من در گذشته همیشه منتظر بودم دیگران برای من کاری انجام دهند، به من محبت کنند و مرا دوست داشته باشند تا من هم بتوانم در پاسخ به آنها محبت کنم. انگار برای دوست داشتن، همیشه منتظر یک شرط و پیشقدم شدن دیگران بودم. اما آموزشهای جناب مهندس به من آموخت که عشق و محبت، معامله نیست؛ قرار نیست حتماً چیزی دریافت کنیم تا چیزی ببخشیم. گاهی باید بدون انتظار، دوست داشت، بخشید و خدمت کرد. این یکی از بزرگترین تغییراتی بود که در نگاه من به زندگی اتفاق افتاد. به اعتقاد من، عظمت دستاوردهای جناب مهندس فقط در درمان اعتیاد خلاصه نمیشود؛ ایشان به ما آموختند که چگونه انسان باشیم، چگونه مسئولیت زندگی خود را بپذیریم و چگونه از رنجها و تاریکیهای خود پلی برای رسیدن به روشنایی بسازیم. فداکاریها، ایستادگی و تلاشهای ایشان در طول سالیان، هرگز از خاطر ما پاک نخواهد شد. شاید حضور فیزیکی ایشان را در کنار خود نداشته باشیم، اما اندیشه، آموزش و بذری که در وجود هزاران انسان کاشتهاند، همچنان در حال رشد و ثمر دادن است. درست مانند خورشیدی که حتی اگر پشت ابرها پنهان شود، از تابش و روشنایی آن چیزی کم نمیشود. وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم، بهتر میتوانم عظمت این دستاورد را درک کنم. من روزگاری در تاریکی مطلق، ناامیدی و ناتعادلی به سر میبردم؛ انسانی که نه شناخت درستی از خودش داشت و نه میدانست چگونه باید زندگی کند. اما امروز اینجا نشستهام، در جایگاهی که میتوانم آموزش بگیرم، خدمت کنم، مسئولیت بپذیرم و برای دیگران مفید باشم. این تغییر، اتفاقی و تصادفی نبوده است. حاصل تفکر، تلاش، آموزش و مسیری است که جناب مهندس برای ما ترسیم کردند. ایشان به ما کمک کردند تا از انسانی مصرفکننده و گرفتار، به انسانی مسئول، سازنده و خدمتگزار تبدیل شویم.
از دیگر دستاوردهای ارزشمند جناب مهندس ، توجه به موضوع تغذیه سالم و شکلگیری لژیون تغذیه سالم یا جونز است. به نظر من، اهمیت این حرکت فقط در اصلاح عادتهای غذایی و توجه به سلامت جسم خلاصه نمیشود؛ بلکه پیام عمیقتری در دل خود دارد و آن، اهمیت بخشیدن و خدمت کردن است. اینکه انسان بیاموزد برای سلامتی خود و دیگران ارزش قائل شود و بداند جسم، امانتی ارزشمند است که باید از آن مراقبت کند. همانطور که در مسیر درمان اعتیاد، جسم و روان و جهانبینی انسان باید به تعادل برسند، در موضوع تغذیه سالم نیز باید یاد بگیریم که چگونه با آگاهی و شناخت، از جسم خود مراقبت کنیم. مقالات و آموزشهای ارائهشده در این زمینه، فرصتی هستند تا از دانستن عبور کنیم و به مرحله عمل برسیم. اما شاید یکی از مهمترین آموزشهایی که من از جناب مهندس دریافت کردهام، ایثار، گذشت، صبر و سکوت بهموقع است. امروز ما در جایگاهی قرار گرفتهایم که باید از این آموزشها مراقبت کنیم و آنها را به نسلهای بعد منتقل کنیم. مسئولیت ما آسان نیست؛ چراکه حفظ یک مسیر و ادامه دادن آن، گاهی دشوارتر از آغاز کردن آن است. اما وقتی به ایستادگی و مقاومت جناب مهندس نگاه میکنیم، درمییابیم که هیچ کار بزرگی بدون صبر، عشق و استمرار به نتیجه نمیرسد. من فکر میکنم اگر قرار است خودمان را رهجوی واقعی جناب مهندس بدانیم، باید این آموزشها را در زندگی روزمره به اجرا درآوریم؛ نه فقط در کنگره، بلکه در خانه، در خانواده و در ارتباط با اطرافیانمان. باید یاد بگیریم کمتر قضاوت کنیم، بیشتر بشنویم، به دیگران فرصت صحبت کردن بدهیم و برای احساس و شخصیت آنها ارزش قائل شویم. بهخصوص در خانواده، گاهی بزرگترین خدمت این است که بهجای اصرار بر شنیده شدن حرف خودمان، به حرف دیگران گوش بدهیم و به آنها بها بدهیم. به باور من، رهجو بودن فقط به حضور در جلسات و شنیدن آموزشها نیست؛ رهجو بودن یعنی آموزش را وارد زندگی کنیم و اجازه بدهیم اثر آن در رفتار، گفتار و کردار ما دیده شود. در پایان میخواهم بگویم شاید نتوانیم تمام زحمات و فداکاریهای جناب مهندس را جبران کنیم، اما میتوانیم با درست زندگی کردن، خدمت صادقانه، حفظ حرمتها و انتقال آموزشها، قدردان این مسیر باشیم. بزرگترین ادای دین ما به ایشان این است که چراغی را که در مسیر تاریک زندگیمان روشن کردند، خاموش نکنیم و خودمان نیز برای روشن کردن مسیر دیگران تلاش کنیم.

تایپ: مسافر حسین
ویرایش و ارسال : مسافر پوریا
- تعداد بازدید از این مطلب :
0