جلسه پنجم از دور پانزدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی باغستان کرج به استادی راهنمای محترم مسافر ایرج، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر منصور با دستور جلسه بزرگداشت جناب آقای مهندس و دستاوردهای ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن) روز پنجشنبه 14 آبان ماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان جلسه سپاسگزارم که استادی و مسئولیت اداره جلسه را به من واگذار نمود تا خدمت کنم، خدا را شاکر و سپاسگزارم که امروز این توفیق به بنده داده شد تا از جمع شما عزیزان آموزش بگیرم، بنده تقریبا ده دقیقه فرصت داشتم که به مشارکت فکر کنم چون قرار بر این بود استاد جلسه از شعبه دیگری تشریف بیاورند و ممکن نشد و بنده در خدمت شما هستم، در این ده دقیقه برای تحقیق جهت مشارکت به سراغ گوشی رفتم که به یاد سی دی صورت مسئله افتادم که امروز نوشته بودم و آقای مهندس فرموده بودند برای مشارکت باید از تجربه و دانش خودتان سخن بگوئید.
در مورد آقای مهندس به هیچ وجه نمی توانم کلمه تسلیت را استفاده کنم، کلمه تبریک را می خواهم استفاده کنم چون ایشان مانند نور پرواز کردند و همه ما ایشان را می شناسیم که جناب مهندس چه پرواز قشنگی داشتند، به راستی که بنده هنوز در بهت از دست دادن آقای مهندس به سر می برم و در باورم نمی گنجد ولی باید کم کم این مسئله را بپذیرم و قدم هایم را محکم و استوار بردارم و در جایگاهی که قرار دارم تمام تلاش خود را انجام بدهم تا شبیه آقای مهندس رفتار کنم.
یکی از جملات آقای مهندس که در ذهن بنده بسیار پررنگ باقی مانده، این جمله است که درختان ایستاده می میرند، هر زمانی که به یاد آقای مهندس می افتم این جمله به ذهنم می آید که منظور جناب مهندس چه چیزی بود؟ جمله دیگر ایشان این بود: عصای دست ما فرزندانمان نیستند بلکه عضلات ما هستند، یعنی تمام سخنان خود را به عمل تبدیل می کردند و به وضوح از نحوه رفتن ایشان مشاهده کردم و در باورم نمی گنجید، روزی که خبر آقای مهندس را شنیدم جشن آزادمردی بنده بود و هیچ کدام از ما انتظار این خبر را نداشتیم، ایشان به زیباترین شکل ممکن و ایستاده این کار را انجام دادند، به نظر بنده ایشان از رفتن خود خبر داشتند و همه کارهای خود را انجام داده بودند.
آقای مهندس همیشه می فرمودند که چقدر زمان به زودی می گذرد! بهار شد، تابستان شد، چون آنقدر ارزش زمان را می دانستند و زمانی که ایشان سپری می کردند چندین برابر زمان من نوعی بود، بعضی از انسانها به این شکل هستند که حضور و زمان آنها با زمان دیگران متفاوت است، ایشان تا لحظه آخر دست از تلاش برنداشتند، در این مدتی که بدون ایشان گذشت، از مقالات و روش درمان آقای مهندس صحبت های بسیاری شده است ولی به نظر بنده مهمترین دستاورد ایشان احیای انسان است هم در صور ظاهر و هم در صور پنهان.
یکی از جزواتی که از استادان راجع به آقای مهندس است و پیش بینی آینده کنگره است، می فرماید: خورشید از شرق طلوع و از غرب غروب می کند، به این معنی که غرب به دلیل اینکه آمال و آرزوی همه انسانها بوده و هست، آمریکا، اروپا، آلمان و غیره که زبانزد پیشرفت علم هستند و باید همه چیز از آنجا سرچشمه بگیرد، بنده با افتخار می گویم این احیای انسانی که آقای مهندس رقم زدند از این به بعد به دست اعضای کنگره چنان می شود که عظمت ایران بزرگ را دوباره مشاهده خواهیم کرد و این کار مهم بر عهده همه اعضای کنگره60 می باشد و قرار است اتفاقات خوبی به انجام برسد، به همین دلیل پرواز آقای مهندس را تبریک می گویم.
خیلی سپاسگزارم از اینکه به صحبت های بنده توجه کردید.
تایپ: مسافر یاسر لژیون هفتم
تنظیم و ارائه، مرزبان خبری مسافر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
90