English Version
This Site Is Available In English

آقای مهندس بی‌تردید یکی از دانشمندان عصر حاضرند

آقای مهندس بی‌تردید یکی از دانشمندان عصر حاضرند

سیزدهمین جلسه از دوره سی و نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی راهنمای محترم مسافر الیاس به نگهبانی مسافر منوچهر و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دست آوردهای علمی ایشان درمان سیگار و کاهش وزن»در روز پنجشنبه 14 آبان‌ماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار کرد.

سیزدهمین جلسه از دوره سی و نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی راهنمای محترم مسافر الیاس به نگهبانی مسافر منوچهر و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دست آوردهای علمی ایشان درمان سیگار و کاهش وزن »در روز پنجشنبه 14 آبان‌ماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار کرد.

 

چگونه بیگانگان آشنا با تو آشنا می‌شوند؟ آنان که با تو روح مشترک دارند و چنان پیوند میمونی بر قلبت می‌زنند که ناگسستنی است. هر نوری برای دریافت کردن بر تو می‌تابانند، مانند پیچک به دور تو می‌تنند و تاریکی را از وجودت می‌زدایند. باید سر تعظیم فرود آورد و عاشقانه دوستشان داشت.

سلام دوستان، الیاس هستم، مسافر؛
خداوندا سپاسگزارم که این فرصت نصیبم شد تا دوباره این جایگاه را تجربه کنم. از آقا رضا ممنونم که این فرصت را در اختیارم گذاشتند تا خدمتگزار باشم. همچنین از ایجنت محترم تشکر می‌کنم بابت جایگاهی که برای آموزش و تجربه به من دادند.

جلسه امروز دربارهٔ دستور آقای مهندس است. وقت اندک است و نمی‌شود بسیار سخن گفت. از همان روزهای نخست ناخودآگاه به یاد حکم قاضی در کتاب شصت درجه افتادم. بارها آن را خواندم و واکنش‌ها و رخدادها باعث شد موضوع را عمیق‌تر درک کنم.

در صفحهٔ ۲۶۱ کتاب حقوق از منطقهٔ شصت درجه آمده است:
«اثر حکم همیشه در حال حیات قاضی به واقعیت بزرگ جلوه نمی‌نماید. اما اگر در زمان و مکان دیگری بیان مطلب نماییم، اثر بسیار درخشان دارد.»

مثالی روشن: اگر شخصی را ندیده باشید، نوشته‌اش را با علاقه می‌خوانید؛ اما وقتی خودش همان مطلب را بازگو کند، چندان جذاب نمی‌نماید. این نکته نیازمند تفسیر است. مهندس نیز در این‌باره سخن گفته‌اند و همیشه چنین بوده است.

هر کسی را که امروز به‌عنوان دانشمند می‌شناسیم و آقای مهندس بی‌تردید یکی از دانشمندان عصر حاضرند. در زمان حیات خود اغلب به سخره گرفته می‌شد یا کسی به او اهمیت نمی‌داد. در محل زندگی‌اش می‌زیست و کسی سراغش نمی‌رفت؛ اما امروز از او تندیس می‌سازند، نامش را بسیار بر زبان می‌آورند و هنگام ذکر نامش از جای برمی‌خیزند و احترام می‌گذارند. این قاعده در موسیقی، فلسفه و ادبیات نیز صدق می‌کند.

آقای مهندس نیز از همین دسته‌اند. تا زمانی که در میان ما بودند، از دانش ایشان بهره می‌بردیم و جهان نیز ناخواسته از علومی که ابداع کردند و صورت‌مسئله‌هایی که گشودند، استفاده می‌کرد. از این پس نیز نام و تأثیر ایشان پررنگ‌تر خواهد شد. چه بسا کسانی که امروز دربارهٔ ایشان سخن می‌گویند، در زمان حیاتشان یا نبودند یا در پرده پنهان بودند.

اگر بخواهم ساده بگویم، آقای مهندس برای ما مسائل را ساده‌سازی کردند. ساده‌سازی یعنی رساندن مطلب به یک جملهٔ روشن. این نگاه را می‌توان به هر علمی که در کنگره می‌آموزیم تعمیم داد.

دربارهٔ اعتیاد همیشه در لژیون می‌گفتم: پشت در کنگره هیچ راهی نیست. یعنی بیرون از اینجا چیزی برای ما وجود ندارد و نباید در پی آن بگردیم. بیرون گروه‌های دیگر هم زحمت می‌کشند، اما بسیار بیشتر رنج می‌برند؛ زیرا صورت‌مسئله برایشان حل نشده است. آقای مهندس در همهٔ مسائل حتی بیماری‌ها و اضافه‌وزن صورت‌مسئله را روشن کردند. امروز می‌گوییم «چقدر آسان است»، اما پیش‌تر چنین نبود. همان داستان «ماچ و هل‌گشت آسان شود». وقتی علم را در کنگره می‌آموزی، گاه می‌پنداری از پیش می‌دانسته‌ای؛ حال‌آنکه این آسانی از زمانی است که آموخته‌ای.

استاد امین همواره می‌گفتند: هر کاری باید با کمترین کنش انجام شود. اگر غذایی می‌پزم، باید با درست‌ترین راه و کمترین استهلاک باشد. این اصل در کنگره توسط آقای مهندس و استادان تحقق یافت و به ما منتقل شد.

وقتی به اطراف می‌نگریم، می‌بینیم مردم با مسائلی سخت دست‌وپنجه نرم می‌کنند، هزینه می‌کنند و از این پزشک به آن پزشک می‌روند. ما اما درمی‌یابیم که مسئله چقدر ساده است و آنان چقدر سخت می‌گیرند. این یعنی صورت‌مسئله برای ما آسان شده است. به گمان من، همین یک جمله می‌تواند تمام دستاوردهای مهندس را خلاصه کند.

امیدوارم از این پس بیش از پیش قدر این علم را بدانیم و آنچه در کنگره آموخته‌ایم فراموش نکنیم. آقای مهندس می‌گفتند و من کوتاه نقل می‌کنم که برخی پس از درمان در کنگره قهرمان می‌شوند، اما آنجا نمی‌گویند این راه از کنگره گشوده شد. این کار کفر است. اگر از راه کنگره آمده‌ای و درمان شده‌ای، باید روز نخست را به یاد داشته باشی و جایگاه کنگره را بیان کنی؛ وگرنه رجوع به کنگره نیستی.

ما باید پرچم کنگره را همیشه برافراشته نگه داریم.

 

هر جا لازم باشد و احساس کنیم با گفتن آن، جایگاه کنگره حفظ می‌شود، باید ببالیم و بگوییم. قد علم کنگره را نگاه داریم و در این مسیر و این گردباد سبز همواره پایدار بمانیم. سپاسگزار آقای مهندس، خانواده و علمی که در اختیار ما نهاده شده، باشیم.

ممنون که به سخنانم گوش دادید.

عکس وتایپ: مسافر سبحان
بارگذاری: مسافر بابک 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...