پنجمین جلسه از دوره بیستم سری کارگاههای عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی بنیان مشهد به استادی دستیار دیدهبان مسافر مهدی، نگهبانی مسافر خسرو و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» پنجشنبه ۱۴ آبانماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز شد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر.
خداوند را شاکرم که توفیق داد امروز در این جایگاه حضور داشته باشم و اجازه خدمت و آموزش را به دست آورم. از آقای مهندس و تمامی عزیزانی که تا اینجای مسیر به بنده یاری رساندند تا درمان خود را به سرانجام برسانم و آموزش بگیرم سپاسگزاری میکنم و دست همگی آنها را میبوسم.
بسیار خرسندم که امروز در نمایندگی بنیان در خدمت شما عزیزان هستم و از کسانی که این فرصت و افتخار را در اختیار من گذاشتند، تشکر میکنم.
.jpg)
در باب دستور جلسه، ابعاد بسیار زیادی برای صحبتکردن وجود دارد؛ بهویژه در خصوص دستاوردهای عظیم آقای مهندس و تجلیل از مقام ایشان. تفکر ایشان فراتر از حیات زمینیشان جریان دارد و علم ایشان سالیان سال ماندگار خواهد بود؛ بیتردید زمان زیادی طول خواهد کشید تا ابعاد علمی ایشان حتی برای بسیاری از افراد شناخته شده و به مرحله عمل برسد. یکی از مقالات اخیر ایشان که بهتازگی پذیرفته شده و بهزودی به چاپ میرسد، در خصوص «فنتانیل» است؛ دارویی که شاید هنوز به صورت گسترده در ایران مطرح نباشد، اما ایشان برای کشوری که درگیر آن است، راهکار ارائه دادهاند و درمان قطعی آن با آزمایشهای انجامشده اثبات گردیده است.
موضوع دیگری که میخواهم خیلی کوتاه به آن بپردازم، بحث «بیان ژن» و یکی از دستاوردهای بینظیر آقای مهندس در این زمینه است. برای درک بهتر، بیان ژن را اینگونه برای خودم ساده کردهام: ژن را به عنوان یک ماده مجزا (مانند پلاستیک، آهن یا طلا) در نظر بگیرید و بیان ژن را به عنوان «قالب». اگر این قالب دچار نقص یا ایراد باشد، هر محصولی که از آن تولید شود نیز معیوب خواهد بود. البته ممکن است محصول تولیدشده را تا حدی اصلاح کنند، اما اصل قضیه این است که قالب باید اصلاح شود. تغییر بیان ژن با آزمایشهایی که با دستگاههای میکرواری انجام میشود، به اثبات میرسد و به فرموده آقای مهندس، این امر با پرسشنامه و مسائل مشابه قابلاثبات نیست.
خود بنده به بیماری بسیار نادری به نام «آدیسون» (نارسایی غدد فوقکلیه) مبتلا بودم که خوشبختانه با روش کنگره ۶۰ درمان شدم. مدارک پزشکی آن را نیز به فرموده آقای مهندس ارائه دادم و میتوانم بگویم خودم نیز بخشی از سند علمی کنگره ۶۰ هستم. در سیستم پزشکی متداول، برای این بیماری درمان قطعی وجود ندارد و تنها از نگهدارندهها استفاده میکنند؛ به فرد میگویند تا پایان عمر باید دوز مشخصی از هیدرو کورتیزول یا فلوروکورتیزول مصرف کنی. جالب است بدانید در آن دوران، برگهای شبیه به کارتهای نگهبانی یا استادی به گردن میآویختم و روی آن شمارهتلفنم را مینوشتم که بیماری آدیسون دارم تا اگر روزی از حال رفتم، اورژانس یا دیگران از مشکل من مطلع شوند و آمپول هیدرو کورتیزون را به من تزریق کنند. اما امروز، شکر خدا ده سال است که هیچگونه دارو و مادهای مصرف نمیکنم.
اگر بخواهیم اهمیت تغییر بیان ژن را درک کنیم، کافی است به ابعاد مالی آن نگاهی بیندازیم؛ موضوعی که تأثیر مستقیمی بر نسلهای آینده دارد؛ مانند بیماری دیابت. هنگامی که فردی به پزشک مراجعه میکند، اولین سؤال پزشک این است که آیا سابقه این بیماری را در خانواده دارید؟ یعنی فرد هیچ نقشی در ابتلا به آن نداشته است. در مورد اعتیاد، شاید من نوعی در بروز آن نقشی داشتم، اما بیماریهایی که بین همسفر و مسافر یا در خانوادهها مشترک است و فرد نقشی در آن نداشته، مسئلهای است که آقای مهندس آن را حل کردهاند.
تغییر بیان ژن چگونه انجام شد؟ با درمان قطعی در کنگره ۶۰ به روش DST و ارسال آزمایشها به کشور انگلیس؛ جایی که دستگاههای خاصی برای این کار دارند و حتی برخی از آنها را ماهی یکبار روشن میکنند و هزینههای بسیار سرسامآوری دارد. در آمریکا، هزینههای درمان بیماریهای ژنی از هر دوز ۲۸۰ هزار دلار آغاز شده و گاه تا ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار میرسد. اما در کنگره ۶۰، این مهم بدون هیچگونه هزینه و نگهدارندهای انجام شده و مستندات و آزمایشهای آن کاملاً موجود و اثباتشده است؛ و این است عظمت و اهمیت این کار.
اکنون بقیه بحث را به شما عزیزان میسپارم؛ حتماً از تجربیات ارزشمند خود خواهید گفت و من نیز در ادامه از شما آموزش خواهم گرفت. چه میشود که یک انسان تبدیل به «آقای مهندس» میشود و علم او اینگونه جهانگیر میشود؟ علم در همهجا فراوان بوده و از گذشته نیز وجود داشته است.
بسیاری از افراد دانش و معلومات داشتند؛ همان کسی که هروئین یا دیاستیلمورفین را تولید کرده، آسپیرین را هم ساخته است. آن کسی که گیوتین را ساخته، نخبه فیزیک بوده و سازنده بمب اتم نیز یک فیزیکدان برجسته بوده است؛ اما مسیر این افراد با یکدیگر متفاوت است. تفاوت آقای مهندس اینجاست که علم ایشان با «محبت واقعی» عجین شده است؛ به همین دلیل است که ایشان در دلهای همه جایگاه ویژهای دارند و در آینده بسیار بیشتر از ایشان خواهیم شنید و برد و ماندگاری علم ایشان فراتر از تصور ماست.
.jpg)
اگر در طبیعت میبینید که برای اصلاح درخت گردو، برخلاف جهت رودخانه و بر خلاف باور تمام کشاورزان عمل میکنند و درخت را با هرسکردن نجات میدهند، یا در بحث اعتیاد با روش DST یک پیوند محبت عمیق میان اعضا (چه سفر اولی و چه سفر دومی) ایجاد میکنند، همهوهمه نشاندهنده راهکار اصولی ایشان است. دنیا در مسئله اعتیاد درمانده است؛ در آمریکا سالهاست که اعلام میکنند سه مشکل بزرگ یعنی اعتیاد، سرطان و اضافهوزن دارند؛ اما آقای مهندس تمام اینها را به سادهترین شکل ممکن، بدون داروهای پیچیده و هزینههای گزاف، و با استفاده از همان موادی که خداوند برای ما حلال کرده است، حل نمودند. اینها ویژگیهایی است که آقای مهندس و نام ایشان را جاودانه ساخته و سالیان سال ماندگار خواهد کرد.
نکته بسیار جالب دیگر اینکه حتی محل آرامگاه آقای مهندس نیز به صورت تصادفی در یک زمین وقفی قرار نگرفته است؛ وقف خود تجلی محبت است. سردر آرامگاه ایشان این شعر بسیار زیبا نقش بسته است:
"خللپذیر است هر بنا که میبینی / مگر بنای محبت که خالی از خلل است"
دسترسی به این مکان نیز برای تمامی اعضا بسیار آسان است.
اما در پایان، وظیفه ما در ادامه مسیر چیست؟ پاسداشت مقام آقای مهندس باید در عمل جلوهگر شود. اگر در سفر اول هستم، بهترین پاسداشت، اجرای دقیق و کامل روش DST است که به اعتقاد من یک معجزه محسوب میشود. اگر در سفر دوم هستم و اضافهوزن دارم، پاسداشت ایشان تبعیت از روشهای آموزشی و حضور در لژیونهای تغذیه سالم برای درمان اضافهوزن است. اگر در جایگاه خدمتی قرار دارم، اگر تا دیروز با ۵۰ درصد توان کارها پیش میرفت، از امروز باید با توان کامل (۱۰۰ درصد) خدمت کنم؛ زیرا مسئولیت از امروز شکل دیگری به خود گرفته است و من شک ندارم که کنگره در آینده پیشرفتهای بسیار چشمگیری خواهد داشت.
تا امروز آقای مهندس پرچمدار این حرکت بودند، اما از این به بعد این رسالت بر دوش تکتک ما قرار گرفته است؛ در هر جایگاه و هر نقطهای که باشیم. پاسداشت واقعی از بنیان کنگره ۶۰ فقط با «عمل» محقق میشود و این همان چیزی است که موجب خشنودی و رضایت خاطر آقای مهندس خواهد بود.
ما بسیار انسانهای خوشبختی هستیم که در کنگره حضور داریم؛ چه به واسطه درمان اعتیاد و چه به عنوان همسفر یک مصرفکننده. این جایگاه شایسته نهایت تقدیر، تشکر و سپاسگزاری است و امیدوارم سهم کوچکی در این مسیر داشته باشم تا بتوانم در کنگره بمانم و از آموزشهای ناب آن بیشتر بهرهمند شوم.
از اینکه به صحبتهای من گوش فرادادید سپاسگزارم.
.jpg)
.jpg)



مرزبان خبری: مسافر هوتن
تصویر برداران: مسافر سعید از لژیون ششم و مسافر وحید لژیون پنجم
نگارش: مسافر علی لژیون چهارم
ویرایش: مسافر علی لژیون چهارم
ارسال: مسافر علی لژیون چهاردهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
392