English Version
This Site Is Available In English

ابتدا تصورم این بود که متادون می‌تواند راه نجات من باشد

 ابتدا تصورم این بود که متادون می‌تواند راه نجات من باشد

جلسه یازدهم از دوره سیزدهم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی مسافر حامد، دبیری مسافر محمود و استادی مسافر جوانشیر با دستور جلسه «روش dst وتجربه من از سایر روش ها» یکشنبه 17 آبان 1405 ساعت 17 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان جوانشیر هستم یک مسافر؛

خداوند را شاکرم که امروز این فرصت در اختیار من قرار گرفت تا در این جایگاه حضور پیدا کنم و از آموزش‌های ارزشمند آن بهره‌مند شوم. از ایجنت محترم و گروه محترم مرزبانی و عزیزانی که این فرصت را برای خدمت در اختیار من قرار دادند، سپاسگزارم. قبل از آشنایی با کنگره ۶۰، من برای رهایی از اعتیاد روش‌های مختلفی را تجربه کردم و یکی از آن‌ها استفاده از متادون بود. در ابتدا تصورم این بود که متادون می‌تواند راه نجات من باشد و با مصرف آن دیگر نیازی به مواد مخدر ندارم.  اما بعد از مدتی متوجه شدم که فقط نوع وابستگی من تغییر کرده است و هنوز نتوانسته‌ام به آزادی و آرامش واقعی برسم. یکی از مشکلاتی که با متادون داشتم، وابستگی به مصرف منظم آن بود؛ به‌طوری‌که فکر و ذهنم درگیر زمان مصرف و تهیه دارو شده بود.گاهی احساس خستگی، بی‌حالی، بی‌انگیزگی و مشکلات روحی داشتم و زندگی‌ام آن‌طور که انتظار داشتم کیفیت نداشت.از طرفی، قطع ناگهانی یا کاهش خودسرانه متادون هم می‌توانست علائم ترک شدیدی ایجاد کند و همین موضوع باعث ترس و نگرانی من می‌شد.در واقع، من تصور می‌کردم درمان شده‌ام، اما در باطن همچنان درگیر وابستگی بودم.این تجربه به من نشان داد که صرفاً جایگزین کردن یک ماده با ماده دیگر، لزوماً به معنای درمان اعتیاد نیست.تا اینکه با کنگره ۶۰ و روش DST آشنا شدم.در اینجا یاد گرفتم که اعتیاد فقط مشکل جسم نیست و جسم، روان و جهان‌بینی انسان هر سه تحت تأثیر قرار می‌گیرند.در روش DST درمان به‌صورت تدریجی، منظم و طبق برنامه انجام می‌شود و به جسم فرصت داده می‌شود تا به تعادل برسد. تفاوت مهمی که من در این روش احساس کردم، این بود که دیگر قرار نبود با عجله و فشار به نتیجه برسم. در کنگره ۶۰ علاوه بر درمان جسم، آموزش‌ها به من کمک کردند تا روی افکار، رفتار و نگرش خودم نیز کار کنم. یاد گرفتم صبر داشته باشم، به برنامه درمانی احترام بگذارم و مسئولیت زندگی خودم را بپذیرم. برای من، تفاوت اصلی روش DST با تجربه متادون این بود که در اینجا هدف فقط مصرف نکردن نبود، بلکه رسیدن به تعادل و حال خوش بود. امروز متوجه شده‌ام که درمان واقعی زمان می‌خواهد و هیچ راه میان‌بری برای رسیدن به آرامش و رهایی وجود ندارد. از بنیان کنگره ۶۰، راهنمای عزیزم و تمام کسانی که در این مسیر برای آموزش و درمان ما تلاش می‌کنند سپاسگزارم.
ممنون که به حرف های من گوش دادید.

تایپ و ویرایش: مسافر علیرضا لژیون ششم(با استفاده از هوش مصنوعی)

عکاس: مسافر محسن لژیون سوم

ارسال خبر: سایت نمایندگی قوچان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...