نهمین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقای نمایندگی ستارخان با استادی راهنمای محترم مسافر آرمین، نگهبانی همسفر سهند و دبیری همسفر صدرا با دستور جلسه "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن) "پنجشنبه چهاردهم آبان ماه 1405 ساعت چهارده آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خیلی سپاسگزارم از صدرا و سهند، دبیر و نگهبان عزیز و آقا محسن، ایجنت محترم و از مرزبان عزیز که اجازه دادند امروز من در کنار شما باشم و آموزش بگیرم. به شما خداقوت میگویم.
خب، فکر میکنم سومین هفته شد که از تولد دوبارهٔ مهندس گذشته است و هنوز داریم در رابطه با دستاوردهای ایشان صحبت میکنیم و بازهم کم است؛ یعنی یک عمر، حتی چند عمر هم راجع به دستاوردهای آقای مهندس با هم صحبت کنیم، باز وقت کمی است. ایشان در واقع دست روی پروندههایی گذاشتند که سالیان سال در هستی کسی حاضر نبود این پروندهها را قبول کند و سمتش برود.
اما چرا ایشان سمتش رفتند؟ چون به قول استاد امین، ایشان نگهبان هستی بودند؛ یک درجهٔ خیلی بالای نگهبانی که حتی در جایی قیاس هم کردند با درجهٔ رسولی، رسول و فرستاده. ایشان برای اینکه به این درجه برسند، باید مسائل و آسیبهای ساختار را شناسایی میکردند؛ باید درد و رنج بشریت را شناسایی میکردند و پادزهرش را تولید میکردند تا انسانها به رهایی برسند؛ نه فقط جامعهٔ ما در کنگره، بلکه کل بشریت؛ نه فقط کشور ما، بلکه کل بشریت. نگهبانیِ هستی یعنی این!
ایشان اول آمدند ابراهیموار از آتش اعتیادِ خودشان خارج شدند. این چیز کمی نبود؛ اولین آزمون را بهخوبی پشت سر نهادند. بعد از آن، فرزند امین خودشان را اسماعیلوار به سمت اعتیاد کشاندند تا بتوانند حقانیت روش DST را اثبات کنند؛ و از این آزمون هم بهخوبی سرفراز بیرون آمدند. پس بیجهت نیست؛ نگهبانیِ هستی یک درجهٔ خیلی خیلی بالایی است که در کائنات به ایشان داده شده بود.
بعد از آن، کمکم همه شاهد بودیم و دیدیم که پشتبندش درمان سیگار و درمان بیماریها آمد؛ و ویژگی خیلی خاصی که روشهای علمی ایشان داشت و آن را متمایز میکرد از اغلب روشهایی که در جامعه و در علوم دیگر هست. دیگران در واقع فرضیهای را مطرح میکنند و بعد میآیند به سمت آزمایش و اثباتش؛ ولی ایشان، همانطور که در نوشتارها هست، ابتدا نتایج را مشاهده کردند و سپس آمدند به دنبال اثبات علمیاش.
ایشان از نتایجی که از روشهای تجربی کسب کرده بودند، همچون درمان اعتیاد به روش DST، بهره بردند. بعد آمدند گفتند: «خب، به این دلیل مصرفکنندگان شیشه با شربت تریاک و روش DST درمان میشوند. روشش چیست و دلیلش چیست؟ دلیلش همان تئوری ایکس است.»
به تبع آن، همانطور که همه شاهد بودیم، بیماریها مورد به مورد در بچهها به درمان میرسید. خود من در زمان مصرف و حتی قبل از زمان مصرف از خشم زیادی برخوردار بودم، پرخاشگر بودم. میگفتند دوقطبی هستی؛ دکتر گفتند دوقطبی هستی. الان هیچ اثری از آن نیست؛ خودم یک مورد بودم. یا در مورد روش DST در درمان اعتیاد: من هفت سال نامزد اعتیاد بودم و بیستوهفت سال مصرفکننده بودم. بهجرئت ده سال آخرش دنبال پیدا کردن روش درمان بودم؛ یعنی هر روشی که میرفتم به نتیجه نمیرسیدم و با یک مصرف بالاتر دوباره به راه قبلی ادامه میدادم.
جالب است که همه دنبال من بودند، الگوی همه رفقای مصرف کنندهام من بودم؛ دوستانی که مصرفکننده بودیم، همه میخواستند بدانند من چهکار میکنم. هر روشی که بود من امتحان میکردم، اما به نتیجه نمیرسیدیم و دوباره روز از نو، روزی از نو، برمیگشتیم به خانهٔ اول! واقعاً این معجزهٔ آقای مهندس بود که ما را به این نقطه و به این آرامش رساند. من دستاوردی بالاتر از این آرامش که در وجودم هست سراغ ندارم.
حتی جهانبینی که به ما ارائه کردند؛ اصلاً همهٔ این درمانهایی را که به ما دادند کنار بگذاریم، همین جهانبینی که به ما یاد دادند، در کجا میتوانستیم برویم و یاد بگیریم؟ در کدام کتاب؟ ما بیرون از اینجا اینهمه کتاب خواندیم؛ حالا خیلی هم اهل کتابخوانی هستیم، خود من هم چون ناشر هستم مدام با کتابها سر و کله میزنم؛ ولی واقعاً هیچ کتابی سراغ ندارم که خوانده باشم و توانسته باشم به عمل درآورده باشم. میخواندم و فراموش میشد. اما این چه آموزشی بود؟ این چه شیوهٔ آموزشی بود که همراه بود با اجرایی کردنش، همراه بود با پیاده کردن همان چیزی که داریم یاد میگیریم؟ این نمود کاملِ آن راهی بود که ما داشتیم و امیدوارم بتوانیم تا آخر عمر قدرش را بدانیم.
اما دربارهٔ این مقالات هم اگر بخواهم کوتاه صحبت بکنم: مقالات مربوط به اعتیاد از همان ابتدا در دانشگاه زاهدان بود که به صورت سخنرانی ارائه شد. بعد که روش DST و سیستم ایکس مطرح شد و نمونهها زیاد گردید، کنگره تجهیز شد و دامنهٔ تحقیقات گسترش یافت؛ کارها به صورت آزمایشگاهی و جانوری دنبال شد.
در بخش جانوری، ابتدا روی موشها در رابطه با فنتانیل، و در مقایسهٔ درمانشدگان روش DST با عزیزانی که با متادوندرمانی و سقوط آزاد قطع مصرف میکنند، آمدند بیان ژن اینها را در آزمایشگاه با هم مقایسه کردند. این نتایج بسیار درخشان بود. مهندس در این یکی دو سال اخیر بهشدت قصد این را داشتند — و امیدوارم این راه ادامه پیدا بکند — که به صورت عملی و آزمایشگاهی به جهان نشان بدهند فردی که به روش DST درمان میشود، از لحاظ بیان ژن و از لحاظ رفتاری — که ترمیم بیان ژن همان رفتار و خلقوخوی انسانهاست — چه تفاوتی دارد با مثلاً با متادوندرمانی یا سقوط آزاد قطع مصرف کرده است. اینها دستاوردهایی بود که با این مقالهها به دست آمد.
آخرین نکتهای هم که میخواهم در رابطه با آن صحبت بکنم، دو بحثی بود که مطرح شد. یکی در رابطه با سیستم ایکس بود؛ معتقد بودند که این بههمریختگی — طبق تعریفی که از اعتیاد داشتیم — با ورود مواد مخدر بیرونی به بدن رخ میدهد و باعث از تعادل خارج شدن سیستم شبهافیونی بدن میشود. بعد که دامنهٔ تحقیقات وسیعتر شد، بحث بیان ژن هم به میان آمد؛ اینکه این بههمریختگیِ سیستم ایکس منجر به بههم خوردن بیان ژن هم میشود. یعنی تحقیقات در کنگره تا این سطح سلولی و مولکولی توسعه پیدا کرد.
جالب اینجاست که عکس این موضوع را هم مطرح کردند؛ چون آنهایی که شاید از قبل سابقهٔ اعتیاد هم نداشتند میگفتند: «آقا، ژنتیکی بوده، ژن ما اینطور بوده که آمدیم معتاد شدیم.» بعد آمدند روی دلیل این هم تحقیق کردند و گفتند اگر بیان ژن به صورت ژنتیکی بههمخورده باشد، همان هم باعث بههمریختن سیستم خمر انسان و سوق یافتنش به سمت اعتیاد خواهد شد! یعنی این دو تا با هم رابطهٔ تنگاتنگی دارند؛ و تا جایی که من مطالعه کردم، اصلاً تا الان در هیچ کجا در رابطه با این موضوع تحقیق نشده بود که چقدر به هم نزدیکاند.
امیدوارم ما بتوانیم تا آخر عمرمان رهجوهای خوبی برای کنگره باشیم و همه بتوانیم دقیقاً در همین مسیر کنگره حرکت کنیم، بدون اپسیلونی انحراف؛ چون یک انحراف کوچک میتواند آسیب بزند. خوشبختانه استاد امین حضور دارند و اشراف کامل هست؛ همین باعث میشود که این ساختارِ ما بهخوبی تا بینهایت ادامهدار باشد. خیلی ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش دادید.
.jpg)
مسئول سایت همسفران آقای شعبه ستارخان: همسفر محمد از لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
40