English Version
This Site Is Available In English

کنگره به من آموخت از خواسته‌های فردی عبور کنم و در مسیر خدمت و بخشش قدم بردارم

کنگره به من آموخت از خواسته‌های فردی عبور کنم و در مسیر خدمت و بخشش قدم بردارم

[[  به‌ نام قدرت مطلق الله]

دومین جلسه از دوره نهم لژیون سردار با نگهبانی مسافر احمد‌، دبیری مسافر جواد و‌خزانه‌داری مسافر محمد جواد به استادی دنور محترم مسافر محمد با دستور جلسه «بزرگداشت جناب مهندس و دستاوردهای علمی ایشان»، روز چهارشنبه سیزدهم آبان ماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۹:۴۵  آغاز به کار نمود‌.

«استاد سردار: امیدواری بسیار، سبب قدم‌های محکم می‌شود در اراده خود به جهت انجام کارها هیچ هراسی به دل راه ندهید و پیش بروید؛ زیرا جلودار واقعی آن خداوندی است که ناممکن‌ها را ممکن می‌نماید»

**خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر. ابتدا از احمدآقا سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه خدمت کنم. همچنین به آقا جواد و محمدجواد عزیز خدا قوت می‌گویم. اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم، حدود پنج یا شش سال در کنگره در جایگاه استاد جلسه حضور داشتم، اما امروز برای نخستین بار این توفیق نصیبم شده که در جایگاه سردار مشارکت کنم و از این بابت بسیار خوشحالم. حدود یکی دو هفته درباره دستاوردهای آقای مهندس فکر می‌کردم و حتی چند صفحه مطلب نوشتم. وقتی مطالب را با همسفرم در میان گذاشتم، از من پرسید: «این مطالب چه ارتباطی با خودت دارد؟» همین سؤال باعث شد نوشته‌ها را کنار بگذارم و تصمیم بگیرم از تجربه شخصی خودم صحبت کنم؛ اینکه کنگره و آقای مهندس چه تغییری در زندگی من ایجاد کرده‌اند. زمانی که در لژیون آقای خسرو بودم، یک روز همسفرم دو فقره چک به من داد و گفت همراه خودت ببر. آن زمان شناخت چندانی از لژیون سردار نداشتم. وقتی به کنگره رسیدم و صحبت‌های آقا اکبر را درباره جایگاه سرداری شنیدم، بدون شناخت کامل اعلام آمادگی کردم و همان چک‌ها را تحویل دادم. آن روز شاید نمی‌دانستم دقیقاً چه کاری انجام می‌دهم، 

اما به‌تدریج متوجه شدم که موضوع لژیون سردار فقط پرداخت پول نیست؛ بلکه فرصتی است برای اینکه انسان از داشته‌های خودش در مسیر یک هدف بزرگ‌تر استفاده کند.  هر چیزی که انسان می‌بخشد، صرفاً پول نیست. من احساس کردم با این بخشش، پرده‌هایی از مقابل دیدگانم کنار رفت و دریافت من از زندگی بیشتر شد. بعدها در جلسه‌ای که آقا مهدی استاد بودند، اعلام کردم که می‌خواهم در لژیون سردار مشارکت کنم. یکی از دوستان به من گفت: «تو که نه پولی داری و نه خانه‌ای، چطور می‌خواهی پنجاه میلیون تومان پرداخت کنی؟»

اما این تجربه به من نشان داد که گاهی ما خودمان ظرفیت‌ها و توانایی‌های وجودی‌مان را نمی‌شناسیم. تا زمانی که وارد میدان عمل نشویم، نمی‌فهمیم چه توانایی‌هایی در وجودمان نهفته است. به نظر من، یکی از دستاوردهای مهم کنگره همین است؛ انسان در مسیر آموزش و خدمت، خودش را بهتر می‌شناسد و به ظرفیت‌هایی پی می‌برد که قبلاً از وجودشان خبر نداشته است. چند روز پیش که به گذشته خودم فکر می‌کردم، دیدم قبل از ورود به کنگره حتی یکی از دغدغه‌هایم این بود که وقتی کباب می‌خورم، چگونه آن را تقسیم کنم که برای قاشق بعدی هم باقی بماند! شاید خنده‌دار باشد، اما واقعیت زندگی من آن زمان همین بود. افق دیدم محدود بود و بیشتر به مسائل کوچک و روزمره فکر می‌کردم. اما امروز می‌بینم که جهان‌بینی من تغییر کرده است. قبلاً بیشتر به این فکر می‌کردم که چه چیزی به دست بیاورم، اما امروز آموزش می‌گیرم که چگونه ببخشم، چگونه مفید باشم و چگونه در ساختن یک هدف بزرگ‌تر سهم داشته باشم. با وجود مشکلات و شرایط سخت، هنوز نتوانسته بودم تعهد مالی خودم و همسفرم را پرداخت کنم؛ اما با خواست خداوند، تلاش و فراهم شدن شرایط، بالاخره توانستیم آن را انجام بدهیم. این اتفاق برای من یادآور این آموزش بود که برای رسیدن به خواسته‌ها باید حرکت کرد، صبر داشت و به زمان فرصت داد.

یکی از خواسته‌های چندساله من این بود که روزی در کنار پهلوانان کنگره باشم. خدا را شکر می‌کنم که این فرصت فراهم شد و توانستم همراه آقا اقبال به آنجا بروم و از نزدیک آقای مهندس را ببینم. این تجربه برای من بسیار عمیق و تأثیرگذار بود. امروز که به این مسیر نگاه می‌کنم، می‌بینم آقای مهندس فقط بستری برای رهایی انسان‌ها فراهم نکرده‌اند؛ بلکه دانشگاهی ایجاد کرده‌اند که انسان در آن آموزش می‌بیند، ظرفیت‌هایش را می‌شناسد و از منفعت فردی به سمت خدمت و مشارکت حرکت می‌کند. خوشحالم که توانستم به اندازه سهم و توان خودم، حتی به اندازه یک آجر، در ساختن این بنای بزرگ سهیم باشم. در پایان می‌خواهم بگویم برای پهلوان شدن و قرار گرفتن در جایگاه سرداری، لزوماً نباید ثروتمند بود. ثروت واقعی فقط به پول و دارایی نیست؛ بلکه به وسعت نگاه، ظرفیت بخشش و توانایی انسان برای گذشتن از داشته‌هایش در مسیر یک هدف ارزشمند بستگی دارد. به اعتقاد من، سردار بودن فقط پرداخت یک مبلغ نیست؛ بلکه تغییر نگرشی است که انسان را از خواسته‌های فردی به سمت عشق، بخشش و خدمت به دیگران هدایت می‌کند. از آقای مهندس و خانواده محترمشان و تمام خدمتگزاران کنگره سپاسگزارم و از شما عزیزان هم ممنونم که به صحبت‌هایم گوش دادید. 

 

 

تهیه و تنظیم : مسافر محمد جواد

ویرایش و بارگذاری : مسافر بهروز 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...