English Version
This Site Is Available In English

از بخشش به صلح و آرامش رسیدم

از بخشش به صلح و آرامش رسیدم

جلسه یازدهم از دوره‌ دوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رازی به استادی پهلوان همسفر زهره، نگهبانی راهنما همسفر بتول و دبیری همسفر معصومه با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» روز سه‌شنبه ۱۲ آبان‌ماه ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰: ۱۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خدا را شکر می‌کنم که اجازه‌ خدمت به من داده شد که در لژیون سردار و از مشارکت شما عزیزان آموزش بگیرم. دستور جلسه‌ امروز دستور جلسه‌ عمیقی است؛ به خاطر این‌که دستاوردهای آقای مهندس، مقالات، کتاب‌ها، روش درمان نیکوتین، روش درمان چاقی، لاغری با متد DST و بزرگداشت آقای مهندس داخل لژیون سردار است. چندین هفته است که آقای مهندس وجود فیزیکی‌شان در بین ما نیستند؛ اما هر لحظه انرژی خوبشان جاری است، با آموزش‌هایی که به ما دادند و کتاب‌هایی که برای ما گذاشتند. همه می‌دانیم که دستاوردهای آقای مهندس چیست؟ و هر‌ چه قدر هم بدانیم کم است؛ چون علمی که آقای مهندس برای ما رقم زدند و جاری کردند و تفکر و اندیشه‌ آقای مهندس به قدری وسیع است که شاید در مخیله‌ من نگنجد که زیاد راجع‌به آن صحبت کنم و شاید من نتوانستم خیلی درک کنم؛ ولی کلید از جایی خورد به این قضیه که در سیستان و بلوچستان آقای مهندس صورت مسئله‌ اعتیاد را صحبت کردند و از همان‌جا صورت مسئله‌ اعتیاد و متد‌ DST و داروی‌ OT شروع شد به فعالیت‌ها و به درمان نیکوتین، به مقالات علمی آقای مهندس و به مهار متاستاز سرطان سینه رسید. یادم می‌آید که تازه وارد کنگره شده بودم، فکر می‌کنم سفر ویلیام می‌کردم که این مقاله، مهار متاستاز سرطان سینه چاپ شد. خودمان خیلی از عزیزانی را داشتیم که به همین بیماری دچار شده بودند و از بین ما رفتند. مقاله‌ دیگر ایشان برای درمان MS بود که یکی از اقوام نزدیک خودم خدا را شکر با روش‌ DST درمان شدند. بیماری کولیت که اصلاً یک بیماری‌ است که باز فردی از اقوام ما را دکترها به‌خاطر این بیماری جواب کرده بودند، این‌ها چیزهایی هستند که خودم دیدم و قطعاً نمونه‌هایی است که شما عزیزان هم دیده‌اید در خانواده، در دوستان، در هم‌ لژیونی‌ها این اتفاق افتاده است و مقالات را حداقل خوانده‌اید و می‌دانید که به چه صورت است.

مقاله دادن اصلاً به این راحتی‌ها نیست خیلی پروسه‌ سنگینی است، من تحصیلات بالایی ندارم و در حال تحصیل هستم؛ ولی یکی از دوست‌های نزدیکم که به تازگی دکترایش را گرفته است، به یک سری مقالات که بلد نبودم و سررشته نداشتم دسترسی پیدا کردم و ایشان برای من ترجمه کردند، واقعاً یک پروسه‌ خیلی سنگینی داشتند، ایشان 7 سال خودشان مقاله‌ها را گذراندند و می‌گفتند خیلی چیز عجیبی است که پنج مقاله با هم پذیرفته شده و خدا را شکر این‌ها آرزوهای آقای مهندس نبود، هدف‌هایشان بود. آقای مهندس خدا را شکر عضو انجمن محققین سرطان آمریکا شده بودند. درمان چاقی، کبد چرب، بی‌خوابی و خروپف همه‌ این‌ها با متد دژاکام خدا را شکر برطرف شد. از نظر من اعتیاد دیگر بهانه‌ای می‌شود برای ورود افراد به کنگره‌‌۶۰ که بتوانند در تفکرات و اندیشه‌های آقای مهندس قدمی بردارند.

این از اندیشه‌ آقای مهندس بود که در سال 1394 لژیون‌های مالی تشکیل شد و کم‌کم تبدیل شد به لژیون سردار که عضویت آن مبلغ ۶‌ میلیون تومان است. لژیون سردار هم از تفکرات آقای مهندس است؛ چون این پیام، پیام لژیون سردار است که هیچ سازمانی نمی‌تواند بدون پروسه‌ مالی طی کند، اصلاً امکان‌پذیر نیست. شما هر کاری بخواهید برای خودتان هم انجام دهید؛ باید یک بودجه‌ای برایش در نظر بگیرید. کنگره‌۶۰، سازمان مردم‌ نهاد است و لژیون سردار را می‌شود گفت لژیون مالی؛ شاید به‌نظر من لژیون سردار نام گرفت، چون سردار یعنی بخشش، یعنی بخشیدن کسی که بخشش را به ما یاد می‌دهد. در وادی‌ چهاردهم نوشته است که خوشا به حال آنان که می‌دهند و به دنبال باز پس گرفتن نیستند. آقای مهندس دقیقاً به ما پرداختند، چه چیزی پرداختند؟ راهی که خودشان رفتند، شاید به کلام خیلی نتوانم بیان خوبی راجع‌به آن داشته باشم، چون خیلی عمیق است؛ ولی با قلبم دارم می‌گویم که اگر آقای مهندس روح و ذهنشان را برای خودشان نگه می‌داشتند خیلی خانواده‌ها پرپر می‌شدند.

من در سن خیلی کمی مصرف‌کننده نیکوتین شده بودم. خیلی از جوان‌ها هنوز بیرون از اینجا هستند که دارند اذیت می‌شوند؛ ولی خیلی‌ها هم نجات پیدا کردند؛ مثل من که دقیقاً این موضوع برایم اتفاق افتاد. خیلی خدا را شکر می‌کنم که اجازه به من داده شد که در کنگره‌۶۰ حضور پیدا کنم، باز خدا را شکر می‌کنم که اجازه به من داده شد تا خدمت کنم، اول به خودم خدمت کنم تا بتوانم آموزش ببینم. این آموزش‌ گرفتن خیلی به تدریج دارد برای من اتفاق می‌افتد؛ ولی آرام و آهسته و پیوسته دارد برای من رقم می‌خورد. یک موقع فکر می‌کردم بخشیدن یعنی یک چیزی از دست بدهم، حالا هر چیزی مثلا از حقم بگذرم، از مال و پولی که دارم پرداخت کنم؛ ولی لژیون سردار و آموزش‌های آقای مهندس به من یاد داد که بخشیدن یعنی یک چیزی دریافت بکنیم.

شاید همیشه دریافت کردن‌ها مادی نبوده برای من، اما در پس آن دریافت کردن‌هایی که من در کنگره‌۶۰ و در لژیون سردار از بخشش دریافت کردم، شاید توانستم بعد مادی هم در کنارش برای خودم رقم بزنم که آن هم با توجه‌ به وادی اول و تفکری بود که آقای مهندس به من یاد داد. آقای مهندس به من یاد داد اگر تو امروز کسب‌وکاری داری یا دارایی که داری، فقط نوبت تو است و اصلاً برای تو نیست، فقط اجازه داده شده که زهره بتواند امروز به نحو احسنت از آن استفاده کند. خیلی خدا را شکر می‌کنم که توانستم بخشیدن را تا به امروز تا به این حد دریافت کنم. از بخشش، به صلح و آرامش رسیدم. چیزی که آقای مهندس باز برای ما در نوشتارها گذاشتند؛ سفر اول، سفری است از قهر به مهر. یک زمانی من با پول خودم هم قهر بودم و اجازه نداشتم و بلد نبودم از آن درست استفاده کنم و این از جهالت و شاید نداشتن تفکر من بود که از پایه آقای مهندس این را به من یاد دادند.

خیلی خدا را شکر می‌کنم که در کنگره حضور دارم. آقای مهندس امروز نیستند؛ ولی آن‌قدر آموزش‌هایشان برای من زیاد است که شاید 1 درصد از آن را دریافت کردم و شاید از لژیون سردار 1 درصد دریافت کردم: ولی امیدوارم بتوانم 100 درصدی پرداخت داشته باشم، چون آقای مهندس خودشان می‌گفتند من همیشه به کنگره‌۶۰ بدهکار هستم، دیگر جایگاه من رهجو مشخص می‌شود که در چه جایگاهی ایستادم. قطعاً من هم بدهکار هستم به کنگره‌۶۰ و این بدهی الان که آقای مهندس نیستند احساس می‌کنم بار سنگین‌تری بر روی دوشم است و باید آن را به انجام برسانم. کنگره‌۶۰ باید چراغش روشن باشد، چون هدف آقای مهندس بود. هدف شخصی بود که به ما مسیر زندگی‌کردن را آموزش می‌دهد؛ به من مسیر درست زندگی‌کردن را یاد داده است، الان چیزی نیست که من از سر تفکر خودم در زندگی بیرون از کنگره داشته باشم؛ یعنی بعد کسب‌وکار است، لباس‌پوشیدن، هدیه‌دادن، حتی در غذا‌کشیدن این‌ها همه چیزهایی هستند که آقای مهندس به من یاد دادند، حتی بخشیدن هم یعنی از کینه به طرف محبت حرکت‌کردن، شاید یک روزی برای من سخت‌ترین کار بود: البته هنوز وسط راه هستم، هنوز هم نرسیدم، شاید ده قدم رفتم جلو، ولی خدا را شکر می‌کنم، این حرکت‌ها باید آهسته و پیوسته باشد و انجام بشود و پرداختن‌های من باید به نظرم منظم‌تر از قبل باشد که چراغ کنگره‌۶۰ روشن باشد.

هدف کنگره‌۶۰ هدف جهانی است نه هدف شعبه‌ای. شعبه امروز برای من یک دانشگاه است دفتر و کتابم و خودکارم را برمی‌دارم، می‌آیم در دانشگاه جهان‌بینی می‌نشینم، دانشگاه معرفت و عمل سالم، می‌آیم می‌نشینم و یاد می‌گیرم. این عمل‌ سالم باید جهانی شود به‌نظر من. کنگره‌۶۰ و متد درمانی‌اش قطعاً یک روز این اتفاق می‌افتد؛ اما از پرداختن‌های من هم می‌تواند یک سهمی باشد برای آن چه در خدمت‌کردن مالی، چه در خدمت‌کردن صندلی جابه‌جا کردن قطعاً از کم شروع می‌شود به زیاد، قطعاً من یک روزی ۶ میلیون تومان پرداخت کردم، بعد آمدم پهلوانی را اعلام کردم، حالا برای من به‌تدریج نبود برای من یک‌دفعه‌ای انجام شد که قطعآ برایم آموزشی داشته؛ ولی به تدریج این اتفاق بیفتد من کم‌کم بزرگ می‌شوم و این کم‌کم بزرگ‌شدن باعث می‌شود شعاع اضافه کنم و این شعاع اضافه‌کردن همین‌طور پیوسته در‌حال حرکت است و چه خوب است که من در صور‌پنهانم بکارم. هیچ‌چیز از این دنیا نمی‌توانم با خود ببرم، مگر علمی که بتوانم در صور‌پنهان برای خودم بکارم و آن علم و بخشش را با خود ببرم، چیزی که آقای مهندس به من یاد دادند.

تایپیست: همسفر ربابه رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون دوم)
عکاس: همسفر زری رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر آزاده (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رازی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...