جلسه هفتم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بنیان مشهد به استادی پهلوان همسفر زینب، نگهبانی دنور همسفر نغمه و دبیری دنور همسفر عزت با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» روز دوشنبه ۱۱ آبانماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه این هفته «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» میباشد. زمانی که نگهبان لژیون سردار همسفر نغمه تماس گرفتند؛ من با خود گفتم: چرا من! یک حس استرسی به من وارد شد که در مورد این دستور جلسه چه بگویم! من در حدی نیستم که بخواهم صحبت کنم و اصلاً از مقالات آقای مهندس سر در نمیآورم، بعد که با خودم کلنجار رفتم و درون ذهنم اینگونه تداعی کردم که خدمت همانند این است که وقتی در خانهتان را میزند تو باید در را باز کنی، گویی مهمان پشت در است و وقتی تو در را باز نمیکنی و بعد از آن حال خراب آن برای خودت هست و این چشم گفتن، قبول خدمت کردن و فرمانبرداری را از کنگره۶۰ یاد گرفتم، چشم گفتم و فکر کردم به اینکه آقای مهندس برای ما چه کارهایی کردهاند و چه دستاوردهایی برای زینب داشته که من بخواهم این مسئله را بازگو کنم.
از همان ابتدا که آقای مهندس درمان خودشان اتفاق افتاد، صورتمسئله اعتیاد را مطرح کردند و در ادامه با روش DST و داروی OT انسانهای بسیاری از یکسری بیماریها نجات پیدا کردند. با توجه به مقالاتی که ارائه دادند، با درمان انواع بیماریها و سه مقاله اخیر که ایشان روی آن کار کردند، تست روی نمونههای جانوری که روی ۷۲ عدد موش آزمایش کردند و روی بیماری صرع، MS و کولیت اولسراتیو تحقیقات بسیاری انجام دادند و مشاهده نمودند با روش DST و داروی OT درمان انجام میشود؛ همانطور که داخل سیدی مقاله ۴۰۵ نیز خودشان بیان کردند، ما این نمونهها را در میان انسانها دیدیم و برای اینکه بخواهیم ثبت و کشفیاتمان را اثبات کنیم باید روی مرحله جانوری، یعنی روی موشها آزمایشها را انجام میدادیم؛ سپس مرحله میمون و در نهایت انسان و برای اینکه بتوانیم اثبات کنیم که این بیماریها درمان دارد (آقای مهندس خیلی جلوتر از اثبات بودند و فرمودند: ما نمونهها را دیدهایم، خانمهای مسافری بودند که درمان شده بودند و از میان آنها افرادی بودند که سرطان سینه و بیماریهای دیگری نیز داشتند و طی درمان اعتیاد، بیماری آنها نیز خوب شده بود) و در ادامه آقای مهندس مشاهده کردند که از داروی D.sap در کنار داروی OT نتیجه خوبی اعلام میشود و با آن سوالهایی که زمان رهایی میپرسیدند و شاهد خوب شدن حالشان بودند؛ مجدد نیز نتایج را ثبت میکردند و کشفیات آقای مهندس بیشتر شد و به این مقالات افزوده شد.
برای درمان سیگار هم در سال 1391 به دلیل سکته قلبی که برای ایشان رخ داد این دستاورد را برای ما داشتند؛ خودشان رنج بسیار کشیدند؛ اما درمان سیگار و نیکوتین در کنگره۶۰ شکل گرفت و من همسفر در اینجا از بوی سیگاری که مسافرم داشت راحت شدم؛ آقای مهندس رنج زیادی کشیدند بتوانند این موضوع را با آدامس نیکوتیندار اثبات کنند. در ادامه خودم را مدیون لژیون کاهش وزن میدانم، این را قبلاً هم گفتهام با افتخار 2 بار سفر تغذیه سالم کردم، 9 ماه سفر بودم که به لطف خداوند و به دستورهای آقای مهندس با کشف این روش من باردار شدم و فرزند دومم را خداوند به من عطا کرد؛ چون در فرزند اولم مثل بسیاری از مصرفکنندهها راه زیادی رفته بودم و حتی اواخر طب سوزنی رفته بودم سوزنهایی میزدم روی گوش و وسط پیشانی که کمتر شیرینی بخورم، برای اینکه شکمم لاغر شود، بسیار ادامه دادم؛ اما به محض اینکه باردار شدم این وزن برگشت، در ادامه که با کنگره۶۰ و لژیون تغذیه سالم آشنا شدم، یعنی فقط دوست داشتم فرزندم 2 ساله شود تا او را از شیر بگیرم تا بتوانم سفر تغذیه سالم را شروع کنم. خدا را شکر پسرم 2 ساله شد و من سفر تغذیه را دوباره شروع کردم و چون میخواستم مجدد باردار شوم، دوباره سفر کردم و به وزن ایدهآلم ۵۸ کیلوگرم رسیدم و دفعه دوم با ۷۴ کیلوگرم وزن وارد لژیون تغذیه شدم و در طول ۱۳ ماه به ۵۸ کیلوگرم رسیدم. این مورد هم از دستاوردهای آقای مهندس هست.
آقای مهندس از نظر فیزیکی واقعاً حضورشان در بین ما خالی است و هر هفته منتظریم مخصوصاً چهارشنبههای اخیر که گذشت، برای من بسیار سخت بود، قطعاً برای همه نیز همینطور است؛ زیرا تنها چیزی که ما را به هم متصل میکند، پیوند عشق، محبت و درد مشترک است که همه با هم داریم و این موضوع من را بدهکارتر از قبل و این شالی که دور گردنم است، مسئولیت من را بیشتر میکند. از این به بعد باید بدانم باید چه کار کنم؟ من چه کاره هستم؟ آقای مهندس میراثی را برایمان به ارث گذاشتهاند و وظیفه من و شما است که بتوانیم این را حفظ کنیم و به دست انسانهای بعدی برسانیم.
مطلبی که استاد امین بیان کردند این است که از هر 10 هزار نفر معتاد در کره زمین، فقط یک نفر با کنگره۶۰ آشنا میشود، یعنی ۹۹۹۹ نفر راه درمان ندارند و این عدد و رقم مسئولیت مرا به علت اعدادی که باقی میماند بیشتر میکند، انشاءالله راه برای همه عزیزان باز شود و بتوانند از این نعمتی که در اختیار من بوده، آنها هم استفاده کنند. چیزی که من در کنگره۶۰ یاد گرفتم این است که درون هستی هر چیز بدهیم، همان را پس میگیریم، یاد گرفتم که اساس کار هستی و کنگره۶۰ بخشش است، بخشش را نداشته باشی، هیچ چیزی به تو اضافه نمیشود و همانند همان مسافری است که اگر یک پنجم را نبخشد به پله بعدی نمیتواند برود. من زینب به ظرفم نگاه میکنم، اگر بخواهم همان بشقاب پر را بخورم و از خواستههایم نگذرم، مطمئناً حال خوشی برای من نیست؛ بنابراین باید از یکسری چیزها ببخشم تا به حال خوش برسم.
اینکه در فصل پاییز ما آقای مهندس را از نظر بعد مادی از دست دادیم و درون کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» داریم که شکوفهها در بهار و ریشهها در پاییز محکم میشوند و این ماهی است که باید با صبر، استقامت، توکل و ایمانی که داریم کنار همدیگر باشیم تا آن استقامت مدنظر کنگره۶۰ را بتوانیم در کنار همدیگر حفظ کنیم. من بعضی وقتها با خودم میگفتم زندگی من چرا اینگونه است یکی بیاید و راهحلی را به من نشان دهد؛ اما در کنگره۶۰ یاد گرفتم که زندگی خوب ساختنی است، یافتنی نیست که من این را جایی دنبالش بگردم، این خود من هستم که باید از یک جایی شروع کنم.
دیدهبان لژیون سردار مسافر علیرضا همیشه میگویند و این مورد آویزه گوشم شده که بخشش هر کدام از ما به اندازه توان خودمان است، کنگره۶۰ از ما چیزی نمیخواهد، زمانی امکان دارد از تعادل خارج شویم و فرد بخواهد مبلغ زیادی در لژیون سردار پرداخت کند یا یک کار اضافه انجام دهد، زمانی میبینی ظرفیت لازم نیست، کار خوب پیش نمیرود (این را برای خودم با آموزشهایی که در کنگره۶۰ گرفتهام، میگوییم) بدانم در حد و توان خودم قدم بردارم. یکی از عزیزان صحبت میکرد که من سه، چهار سال است دنور میشوم؛ اما من هیچ چیزی ندیدهام، شما چرا میگویید: من همه چیز دیدهام و برداشتی برای من داشته، من فقط یک کلمه چیزی که یاد گرفتم را گفتم؛ چون ظرف وجودی تو بزرگتر از آن ظرف است و مقداری که داری تو را سیراب نمیکند، باید قدم بزرگتر و بیشتری برداری یا برداشتهای بیشتری داشته باشی، انشاءالله همه ما سعی کنیم یک دژاکام کوچک باشیم و دژی که آقای مهندس درست کردهاند را مستحکم کنیم و این چیزی نیست جز اینکه دستبهدست هم دهیم و آن حلقههای عشق و محبتی که در لژیون سردار وجود دارد را همه ما بتوانیم در کنار هم به همان صورتی که آقای مهندس داخل سیدیهایشان بارها گفتهاند نگه داریم.
ما اول آمدیم صورت مسئله اعتیاد را بشکافیم بعد درمانهای دیگر و در ادامه دیدیم درمانهای دیگر نیز شکوفا شدند و چیزی که به من زینب یاد دادند و آموزش گرفتهام که از صبح که بیدار میشوم؛ باید این را با خودم داشته باشم تا شب که میخواهم بخوابم، به کارهایم فکر کنم و این چیزی جز بخشیدن نیست. در کنار آقای مهندس با چشم واقعاً دیدم و لمس کردم که خودشان واقعاً بخشیدند، از خودشان و خانوادهشان گذشتند، اگر بخواهیم نگاه کنیم از چیزهای بسیاری گذشتند و حتی زمانی که در اواخر بیماری داشتند، خم به ابرو نیاوردند و چیزی که خودشان گفتند را اجرایی نیز نمودند، چیزی که درون کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» است این را میگوید: که درختان ایستاده میمیرند، واقعاً آقای مهندس ایستاده از دنیا رفتند، اصلاً نمیتوانم نبود ایشان را هضم کنم از این بابت که یک لحظه احساس کردم، آقای مهندس چیزی را به ناحق برای من گذاشتند، اینکه همه چیز را ذرهذره یاد دادند؛ اما رفتن ایشان یکباره بود و این برای من بسیار سخت بود و هر لحظه مدیون کنگره۶۰ هستم و هر لحظه مرا بدهکارتر میکند که در این چراغی که برای من روشن کردهاند، باشم؛ همانطور که میدانید ساختمان بنیان، خانه پدری ماست و ما بابت آن اجارهای نمیدهیم؛ اما یک سری نمایندگیها هر ماه هر کدام از اعضا که دوست داشته باشند بابتش اجاره پرداخت میکنند؛ اما من که در خانه پدری نشستهام و صاحبخانه هستم من را بدهکارتر میکنند، شاید گفتنش سخت باشد؛ اما آموزش گرفتهام و امیدوارم در ادامه نیز در مسیر و خدمتگزار برای کنگره۶۰ باشم. در سیدی برداشت استاد امین میفرمایند: خدمتی کنم که به نفع خودم نباشد، بلکه به نفع کنگره۶۰ باشد.
.jpg)
تایپیست: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر آتنا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بنیان مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
294