دهمین جلسه از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی وکیلی یزد، به استادی راهنما همسفر مینا، نگهبانی همسفر ناهيد و دبیری همسفر طاهره با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» روز دوشنبه ۱۱ آبانماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند بزرگ را شاکرم که یکبار دیگر به من اجازه داد در این جایگاه قرار بگیرم و از تکتک عزیزانی که در این جلسه حضور دارند آموزش بگیرم. از نگهبان جلسه و لژیون خدمتگزار، ایجنت و گروه مرزبانی بسیار سپاسگزارم که به من این اجازه را دادند که امروز در این جایگاه حضور یابم.
اگر بخواهم درمورد دستور جلسه صحبت کنم در هفتههای اخیر و قطعاً در مشارکتها، دوستان درمورد آن صحبت میکنند و تمام دستاوردهای آقای مهندس را مجدداً یادآوری مینمایند؛ ولی من میخواهم امروز، راجعبه چیزی که از دلم بیرون میآید و حس خود نسبت به این مدت که آقای مهندس را از دست دادهایم، صحبت کنم. از واژه تسلیت استفاده نمیکنم؛ چون تکتک افرادی که روی این صندلیها نشستهایم همدردیم و غمی را با خود حمل میکنیم؛ بنابراین هیچکدام غممان از دیگری بزرگتر نیست. برای همه ما آقای مهندس، عزیز بودند؛ اما چیزی که داشتم راجعبه آن فکر میکردم این بود که من حدود یک یا دو ماه پیش یکی از رهجویان خود را که اولین رهایی لژیونم بود، در اثر کنسر سینه از دست دادم. کسانی که راهنما هستند میدانند چقدر اولین رهایی شیرین است؛ رهایی رهجوها برای راهنما بسیار شیرینتر از رهایی خود راهنما است ولی اولین رهایی طعم دیگری دارد. من برای از دست دادن این رهجو خیلی ناراحت شدم؛ چراکه او بسیار رهجوی پرتلاشی بود، خدمت مالی داشت، شال راهنمای تازهواردین را دریافت نمود و همیشه در خدمت پیشتاز بود. من فکر میکردم این رهجو میتوانست با تلاش خود و کولهبار پرتری این بعد را ترک کند؛ اما حتماً حکمت خداوند بوده است که این اتفاق برای او بیفتد.
زمانیکه این اتفاق برای آقای مهندس افتاد برای خودم که ایشان را دیگر نداشتم بسیار ناراحت شدم.
آقای مهندس در قلب و ذهن تکتک ما ابدی هستند، خودشان به ما یاد دادند که پیوند محبت گسستنی نیست و کسانی که با هم پیوند محبت بستند، در بعدهای بعدی هم در کنار یکدیگر قرار میگیرند. وقتی دستور جلسه، دستاوردهای آقای مهندس است به این فکر میکنم که چهکار بزرگی آقای مهندس انجام دادهاند، اول به خود میبالم که توانستم و لایق این بودم که در این بعد، شاگرد آقای مهندس باشم و از ایشان آموزش بگیرم.
دوم اینکه فکر میکنم آقای مهندس برای من آموزشهای زیادی گذاشتهاند که میتوانم تا مدتها از آنها استفاده کنم؛ همچنین باید بلد باشم که آنها را عملی کنم و إنشاءالله خود را ارتقاء بدهم.
من جشن ورود آقای مهندس به بعد بعدی را به ایشان تبریک میگویم و میدانم که برگزیدهترین افراد؛ کسانی که واقعاً سفر سوم را انجام دادهاند و به دیدار قدرت مطلق رسیدهاند، به استقبال آقای مهندس میآیند؛ وقتی به این موضوع فکر میکنم، درونم شوروشعف بزرگی ایجاد میشود.
درمورد دستاوردهای آقای مهندس، همانطور که همه میدانیم برای اولینبار در سال ۱۳۷۵ در ماه مبارک رمضان، آقای مهندس با الهاماتی که گرفتهاند و رسالاتی که بر گردنشان بود، شروع به حرکت کردند. با اینکه درمانهای قبلی با شکست روبهرو شده بود مواد خود را تنظیم کردند و سپس در آذرماه سال ۱۳۷۶ به درمان رسیدند و این خبر و نوید را به اعضای خانواده دادند. چیزی که بسیار ارزشمند بود و اولین کشف و دستاورد آقای مهندس محسوب میشد روش DST بود. ریشه اصلی تمام کشفیات و دستاوردهای آقای مهندس، همین روش DST است. این روش را برای خودشان نگه نداشتند؛ بلکه در اختیار سایر انسانها قرار دادند و در سال ۱۳۷۸ کنگره۶۰ را تأسیس کردند.
همانطور که خودشان فرمودهاند با ۸ نفر عضو، شروع به کار کردند و توانستند که روی این ۸ نفر هم روش DST را پیاده کنند. میگویند: اولین دفتر دبیری آقای مهندس که روز سهشنبه ساعت ۱۶:۳۰ استارت خورد بالای آن «بهنام خالق عشق» نوشته شدهاست و این نکته به من یادآوری میکند که آقای مهندس به وادی چهاردهم رسیده بودند؛ یعنی عشق بلاعوض و کار خود را برای کنگره۶۰ با عشق و محبت خود شروع کردند.
درادامه اتفاقاتی که رخ داد، من در اسفندماه سال ۱۳۸۹ وارد کنگره شدم. در آن زمان آقای مهندس دچار سکته قلبی شدند. به یاد دارم در یکی از سیدیها، زمانیکه ایشان پس از آن اتفاق در جمع اعضاء حاضر شدند، بچهها بسیار گریه و بیتابی میکردند. آقای مهندس فرمودند: «من الان خوبم، آرام باشید تا صحبت کنم.» نکته جالب این بود که ایشان پس از آن، با استفاده از همان روش DST، برای درمان سیگار نیز اقدام کردند و سرانجام در آذرماه سال ۱۳۹۱ توانستند به این دستاورد مهم دست پیدا کنند. دستاورد بعدی ایشان، با الهام از روش DST شکلگیری لژیون جونز بود.
اینها سه مورد از دستاوردهایی بودند که تکتک ما که روی این صندلیها نشستهایم، با تمام وجود آنها را احساس کردهایم و خودمان در مسیر آنها پیش رفتهایم. همچنین شاهد بودهایم عزیزانی که در جایگاه عینالیقین در کنارمان قرار داشتند، چه تغییرات و اتفاقات ارزشمندی را تجربه کردهاند.
به یاد دارم در همان سال، یکی از هملژیونیهای مسافرم مشکل روده داشت و به اصطلاح به سرطان روده مبتلا بود. زمانیکه برای رهایی اقدام کرد، اعلام کرد که مشکل رودهاش برطرف شدهاست. نتایج آزمایشها نیز برای پزشکان و اطرافیان بسیار عجیب بود و این سؤال را ایجاد میکرد که چه اتفاقی افتاده است؟ همین موضوع باعث شد آقای مهندس بیشتر به این مسئله توجه نمایند و بررسی کنند که چگونه چنین اتفاقاتی رخ میدهد و چه عواملی باعث بهبود این بیماریها میشود؟
در جلسات دیگری نیز شخصاً شاهد بودم فردی که به بیماری اماس مبتلا بود، درابتدا اصلاً قصد درمان نداشت؛ اما زمانیکه با روش DST مسیر خود را ادامه داد، وضعیت بیماری او نیز بهبود پیدا کرد. آقای مهندس با مشاهده این اتفاقات، بررسی و تحقیق درباره این بیماریها را آغاز کردند تا دریابند چه اتفاقی درحال رخ دادن است؟
إنشاءالله دوستان در مشارکتهای خود به این موضوع اشاره خواهند کرد و درباره دستاوردهای بزرگ آقای مهندس صحبت میکنند.
درنهایت، کاری که آقای مهندس انجام دادند، این بود که از درد و رنج انسانها کاستند. ایشان چگونه به این مهم دست پیدا کردند؟ با کشف دانشهایی که پیش از آن ناشناخته بودند، با حرکت درست در مسیر صراط مستقیم و عشـق و محبتی که در وجودشان شکل گرفته بود توانستند به این دستاوردهای ارزشمند برسند.
از اینکه با سکوت و توجه خود به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم. امیدوارم دوستان در ادامه، مطالب ارزشمند دیگری را در مشارکتهای خود بیان کنند تا من نیز از آموزشهای شما بهرهمند شوم.

مرزبانان کشیک: همسفر مهدیه و مسافر مجتبی
تایپیست: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مهدیه
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
156