English Version
This Site Is Available In English

بهشت را به بها می‌دهند، نه به بهانه

بهشت را به بها می‌دهند، نه به بهانه

جلسه چهاردهم از دوره پنجم لژیون سردار نمایندگی اردستان با استادی پهلوان مسافر محمد، نگهبانی مسافر محسن، دبیری مسافر ابراهیم و خزانه‌داری مسافر محمد با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب‌ها)» روز یکشنبه 10 آبان ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر

با توجه به دستور جلسه، می‌خواهم این سؤال را مطرح کنم که فراتر از نوشتارها و مطالبی که منتشر شده است، بزرگ‌ترین دستاوردی که در این بخش برای ما به وجود آمده، چیست؟ اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم صحبت کنم، بزرگ‌ترین دستاورد من در کنگره ۶۰، آشنایی با نفس بخشش و فلسفه واقعی آن بود. شاید ما پیش از ورود به کنگره کارهای خیر انجام می‌دادیم، اما با فلسفه حقیقی بخشش آشنا نبودیم.

البته منظور این نیست که اگر در کنگره نبودیم، بخشش را یاد نمی‌گرفتیم؛ زیرا انسان‌هایی که خارج از کنگره هستند نیز کارهای خیر انجام می‌دهند و حتی ممکن است در این زمینه توانمندتر باشند و با اشتیاق بیشتری خدمت کنند. اما موضوع مهم، سازماندهی بخشش است. اینکه بخششی به نتیجه برسد و بتواند به هدفی که برای آن در نظر گرفته شده است، دست پیدا کند، اهمیت بسیار زیادی دارد.

ما در جامعه خودمان افراد خیر کم نداریم. مبالغ زیادی به‌عنوان کمک‌های خیرخواهانه پرداخت می‌شود. در حقیقت، فرهنگ بخشش در جامعه ما ریشه‌ای عمیق دارد و از گذشته وجود داشته و همچنان ادامه خواهد داشت. از این موضوع به یک نتیجه رسیدم؛ اینکه درست است افراد دلسوز و خیرخواه زیادی وجود دارند، اما گاهی سازماندهی مناسبی انجام نمی‌شود و تفکر و خردمندی لازم برای رسیدن به نتیجه مطلوب وجود ندارد. ممکن است یک مجموعه از پول و امکانات زیادی برخوردار باشد، اما اگر برنامه‌ریزی و سازماندهی درستی پشت آن نباشد، نمی‌تواند به نتیجه مطلوب برسد.

اولین پیامی که در لژیون سردار می‌خوانیم، این است: «بهشت را به بها می‌دهند، نه به بهانه». این مسیر به انسان‌هایی نیاز دارد که واقعاً تفکر کنند و همواره در حال تلاش باشند. کاری که لژیون سردار در کنگره ۶۰ انجام می‌دهد، در حقیقت سازماندهی بخشش است.

پولی که من می‌خواهم به‌عنوان کمک خیرخواهانه پرداخت کنم یا شما قصد دارید برای انجام یک کار عام‌المنفعه و خدمت به عموم مردم اختصاص دهید، به مجموعه‌ای نیاز دارد که بتواند آن را به‌درستی مدیریت و هزینه کند، برای آن برنامه‌ریزی داشته باشد و به نتیجه مطلوب برساند. این موضوع بسیار مهم است.

چه مقدار پول به‌عنوان کمک‌های خیرخواهانه پرداخت شده، اما به نتیجه موردنظر نرسیده است! شاید مدتی کاری انجام شده باشد، اما پس از مدتی از مسیر اصلی خود خارج شده باشد. البته منظورم این نیست که حتماً کسی آن پول‌ها را دزدیده یا تصاحب کرده است؛ خیر، در بسیاری از موارد، دلیل اصلی این بوده که تفکر، برنامه‌ریزی و سازماندهی درستی پشت آن کار وجود نداشته و در نتیجه، به هدف موردنظر نرسیده است. پول‌ها هزینه شده‌اند، اما در مسیر درستی قرار نگرفته‌اند.

آقای مهندس واقعاً زمان و انرژی زیادی گذاشتند و شبانه‌روز، به‌صورت ۲۴ ساعته و در طول این سال‌ها تلاش کردند. وقتی می‌گویم ۲۴ ساعته، منظورم اغراق نیست. ایشان در تمام این سال‌ها با تلاش و پشتکار خود توانستند چنین مجموعه‌ای و چنین شرایطی را به وجود بیاورند.

گاهی یک کار خیر هم ممکن است از مسیر اصلی خودش منحرف شود. بنابراین، صرف انجام کار خیر کافی نیست؛ بلکه باید تفکر، برنامه‌ریزی و سازماندهی درستی پشت آن وجود داشته باشد. یکی از دستاوردهای مهم لژیون سردار همین است؛ اینکه تعداد زیادی از انسان‌ها بدون هیچ چشم‌داشتی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و خدمت می‌کنند. ما در لژیون سردار تعداد کمی نیستیم، بلکه افراد بسیار زیادی در شعب مختلف حضور دارند.

دستاورد مهم این است که کنگره ۶۰ با یک تفکر صحیح و روش درست توانسته است جمع کثیری از انسان‌ها را به خدمت بگیرد تا مبالغی که پرداخت می‌شود، در جای درست هزینه شود و زمینه ایجاد مراکز و نمایندگی‌هایی را در شهرهای مختلف فراهم کند.

امروز ما به‌راحتی در این مکان حضور داریم، اجاره پرداخت می‌کنیم و هزینه‌های مختلفی داریم؛ اما نگرانی نداریم که این هزینه‌ها چگونه تأمین و پرداخت می‌شوند. البته بیشتر هزینه‌ها پرداخت می‌شود و اگر هم در مقطعی پرداخت نشود، نگرانی خاصی وجود ندارد. مرزبان هر ماه صورت‌حساب هزینه‌ها و اجاره را دریافت می‌کند و برای پرداخت آن اقدام می‌کند.

فرقی نمی‌کند هزینه این مجموعه هزار تومان باشد یا صد میلیارد تومان؛ مهم این است که هزینه‌ها مشخص شوند، صورت‌حساب تهیه شود و همه در مسیر خدمت قرار بگیریم تا این مبالغ به‌درستی استفاده و هزینه شوند. ما به‌راحتی درباره ساخت دانشگاه صحبت می‌کنیم، اما تأسیس دانشگاه اصلاً کار ساده‌ای نیست. اگر درباره چنین کاری اطلاعات بیشتری به دست بیاوریم، متوجه می‌شویم که از دریافت مجوز گرفته تا فراهم کردن پشتوانه علمی، امکانات مالی و بسیاری از مسائل دیگر، چه میزان تلاش و برنامه‌ریزی لازم است.

برای راه‌اندازی چنین مجموعه‌ای، داشتن مجوزهای علمی و امکانات مالی ضروری است و بدون فراهم کردن این شرایط، نمی‌توان به‌راحتی دانشگاهی تأسیس کرد. اگر به این مسائل توجه کنیم، متوجه می‌شویم که دستاوردهای لژیون سردار از همان تفکر اولیه‌ای آغاز شده است که این مجموعه بر اساس آن شکل گرفت و پایه‌گذاری شد. در آن زمان امکانات خاصی وجود نداشت و شرایط امروز را نداشتیم؛ اما این مجموعه به‌مرور رشد کرد و به جایگاهی رسید که امروز شاهد آن هستیم.

ما می‌گوییم کنگره ۶۰، ۲۸ سال فعالیت داشته است؛ اما در حقیقت، آقای مهندس در تمام این سال‌ها شبانه‌روز تلاش کرده‌اند. تا سال ۱۳۹۹، کنگره آن‌طور که باید معرفی نشده بود و نمایندگی‌های زیادی هم نداشت. در اصفهان و اطراف آن حدود ۱۶ نمایندگی وجود داشت و یک شعبه سلمان هم فعال بود و تقریباً امکانات ما به همین موارد محدود می‌شد.

در آن زمان، لژیون مالی نیز مانند امروز گسترده نبود و فعالیت چندانی در آن دیده نمی‌شد. اگر همان زمان کسی می‌گفت آقای مهندس قصد دارند آکادمی یا دانشگاهی تأسیس کنند، شاید با خودمان می‌گفتیم این هم یکی از خواسته‌های ایشان است و علاقه دارند چنین کاری انجام دهند؛ اما عملی شدن این موضوع بسیار سخت و دور از دسترس به نظر می‌رسید و به تلاش زیادی نیاز داشت. با این وجود، این اتفاق عملی شد. این‌ها همان دستاوردهایی هستند که باید به آن‌ها توجه کنیم. کنگره ۶۰ دستاوردهای کمی نداشته است.

 

ما موظف هستیم این مجموعه را حفظ کنیم، همان مسیر را ادامه دهیم و برای پیشرفت آن تلاش کنیم. نباید اجازه دهیم این مسیر از بین برود. باید کاری کنیم که تمام زحماتی که افراد در طول این سال‌ها کشیده‌اند، از بین نرود و اتفاقات و تنش‌هایی که پیش آمده است، خدشه‌ای به این مجموعه وارد نکند. باید این راه را بهتر، پربارتر و با اتحاد و همدلی بیشتری ادامه دهیم.

می‌خواهم این موضوع را به‌عنوان یک نکته شخصی نیز مطرح کنم. شاید تا امروز احساس می‌کردیم که اگر کمی کم‌کاری کنیم، افراد دیگری هستند که تلاش می‌کنند و کارها را پیش می‌برند؛ اما اکنون شرایط متفاوت و مسئولیت‌ها سنگین‌تر شده است. اگر بخواهم از خودم مثال بزنم، به نظر من دیگر نمی‌توانم مانند گذشته حتی یک روز یا ده دقیقه دیرتر در جلسه حضور پیدا کنم. اگر قبلاً گاهی چنین اتفاقی می‌افتاد، اکنون دیگر نباید این‌گونه باشد؛ زیرا همه ما مسئولیت بیشتری بر عهده داریم.

در یک خانواده بزرگ، گاهی حضور بزرگ‌تر باعث می‌شود کم‌کاری‌های دیگران جبران شود. اگر کسی بدهکار می‌شد، فرد دیگری تلاش می‌کرد و بدهی او را پرداخت می‌کرد. اگر کسی کم‌کاری می‌کرد یا مشکلی به وجود می‌آمد، فرد دیگری آن را جبران می‌کرد؛ اما زمانی که آن بزرگ‌تر حضور نداشته باشد، سایر اعضای خانواده موظف هستند تلاش بیشتری داشته باشند و مسئولیت‌های بیشتری را بپذیرند.

ما باید به‌گونه‌ای عمل کنیم که زحماتی که در طول آن سال‌ها کشیده شده است، از بین نرود. نباید اجازه دهیم دیگران بگویند کاری انجام نشد یا نسلی آمد و تمام تلاش‌های گذشته را از بین برد. رفتار ما در خارج از کنگره، در جامعه و همچنین صحبت‌هایی که مطرح می‌کنیم، بسیار اهمیت دارد و باید به آن‌ها توجه داشته باشیم. در بخش لژیون سردار نیز باید بهتر و بیشتر از گذشته فعالیت کنیم و تلاش بیشتری داشته باشیم تا بتوانیم این دستاورد ارزشمند را حفظ کنیم.

در مورد بخشش نیز باید بگویم که ما پیش از ورود به کنگره، بخشش را انجام می‌دادیم؛ اما با فلسفه، مکانیزم و روش صحیح آن آشنایی نداشتیم. پیش از ورود به کنگره، تعریف من از بخشش این بود که مبلغی را پرداخت کنم تا خداوند از من راضی باشد؛ اما نمی‌دانستم فلسفه اصلی بخشش چیست و چگونه عمل می‌کند.

در کنگره متوجه شدیم که بخشش دارای یک مکانیزم و سیستم مشخص است و صرفاً به این موضوع ارتباط ندارد که خداوند از ما راضی باشد یا نباشد. اگر من بخششی انجام دهم، چه از نظر مالی و چه از نظر وقت، انرژی و سایر داشته‌هایم، این نعمت‌ها به شکل تصاعدی به زندگی من بازمی‌گردند و واقعاً نیز این موضوع به همین شکل عمل می‌کند.

اگر بخواهم از نعمت‌های خداوند بهره‌مند شوم، باید از آنچه به من عطا شده است، انفاق کنم و در مسیر خدمت به انسان‌ها قرار بگیرم تا به حال خوش برسم. حال خوش چیزی نیست که بخواهم برای آن تعریف پیچیده‌ای ارائه دهم یا بگویم باید به کجا بروم، چه کاری انجام دهم یا به کدام سفر بروم تا حالم خوب شود. تعریف آن بسیار ساده است؛ اگر بتوانی کاری انجام دهی که حتی یک نفر شاد شود، قطعاً پرتویی از حال خوش را دریافت خواهی کرد.

کنگره ۶۰ این موضوع را به ما آموزش داد و ایمان ما را نسبت به آن تقویت کرد. اکنون وظیفه ما این است که پاسدار این تفکر و آموزش باشیم و آن را به نسل‌های آینده انتقال دهیم. اگر در این مسیر کوتاهی کنیم، همان‌طور که سود و برکت این کار به‌صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کند، زیان آن نیز می‌تواند به شکل تصاعدی باشد. البته قرار نیست خودمان را بترسانیم؛ این‌ها واقعیت‌ها و فلسفه‌هایی هستند که وجود دارند. سیستم هستی بر اساس همین اصول حرکت می‌کند و کار خودش را انجام می‌دهد.

ان‌شاءالله بتوانیم مطالبی را که درباره آن‌ها صحبت کردیم، در عمل نیز اجرا کنیم. در این مسیر حرکت کنیم، مسئولیت‌های خود را به‌درستی انجام دهیم و دستاوردهایی را که حاصل سال‌ها تلاش و زحمت بوده است، حفظ کنیم و برای نسل‌های آینده ادامه دهیم.

تایپ: مسافر میلاد ل۳، مسافر رسول ل۲
ویراستار:  محمدحسین ل۲
عکس: راهنمای تازه واردین مسافر ابراهیم
تنظیم و ارسال: مسافر ابراهیم نگهبان سایت
سایت مسافران نمایندگی اردستان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...