English Version
This Site Is Available In English

روایت یک کشف بزرگ و یک زندگی دوباره

روایت یک کشف بزرگ و یک زندگی دوباره

جلسه سیزدهم از دوره دهم سری کارگاهای آموزشی کنگره ۶۰ نمایندگی پردیس به استادی راهنمای محترم مسافر محمد حسین و نگهبانی مسافر میثم و دبیری مسافر حمیدرضا با دستور جلسه * بزرگداشت آقای مهندس و دستاورد های علمی ایشان مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن * در روز شنبه مورخ 1405/08/09 راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
دیشب در اینترنت و سایت کنگره ۶۰ جست‌وجو می‌کردم تا ببینم آقای مهندس چه تعداد مقاله دارند. با مجموعه‌ای بسیار گسترده از مقالات ایشان مواجه شدم که بسیاری از آن‌ها در حوزه‌های تخصصی پزشکی و ژنتیک هستند. تعدادی از این مقالات درباره درمان کولیت، کووید یا کرونا، درمان سرطان، به‌ویژه سرطان سینه و همچنین روش D.S.T بودند. از آنجا که در این زمینه‌ها تخصصی نداشتم، چندان وارد جزئیات آن‌ها نشدم. کتاب ۱۴ مقاله را برداشتم و نگاهی اجمالی به مطالب آن انداختم؛ اما از همان مقاله اول نتوانستم عبور کنم. چرا؟ چون مقاله اول درباره صورت ‌مسئله اعتیاد و دسته‌بندی انواع مصرف‌کنندگان مواد مخدر بود؛ موضوعی که به واسطه هفت تا هشت سال حضورم در کنگره ۶۰ و تجربه خدمت در جایگاه کمک‌راهنمایی، با آن آشنایی و شناخت بیشتری دارم.
آقای مهندس این مقاله را در سال ۱۳۷۸، در نخستین کنگره سراسری اعتیاد در شهر زاهدان، به‌عنوان موضوع سخنرانی خود مطرح کردند. هنگامی که مقاله را مطالعه کردم، در ابتدای آن به جمله بسیار جالبی برخوردم که توجه مرا به خود جلب کرد: علم پیچیده نیست؛ هر چیزی کلیدی دارد. اگر من و سایر مسافران و همسفرانی که امروز در اینجا حضور داریم و از آسیب‌های اعتیاد رهایی پیدا کرده‌ایم، امروز در آرامش زندگی می‌کنیم، به این دلیل است که آقای مهندس کلید حل مسئله اعتیاد را پیدا کردند و آن را در اختیار جهان قرار دادند. ما امروز ثمره این کشف بزرگ را در زندگی خود مشاهده می‌کنیم.
یکی از نخستین نکاتی که آقای مهندس در آن مقاله و سخنرانی بر آن تأکید می‌کنند، این است که درمان اعتیاد در مدت‌زمان کوتاه امکان‌پذیر نیست. برخلاف روش‌هایی که در بیرون از کنگره استفاده می‌شد و همچنان نیز استفاده می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت اعتیاد در یک روز، ده روز یا بیست‌ویک روز درمان شود.
آقای مهندس در آنجا مسئله جسم را مطرح می‌کنند. شاید بتوان گفت یکی از نخستین دفعاتی که موضوع سیستمی که امروز آن را با نام سیستم ایکس می‌شناسیم، مطرح شد، در همین سخنرانی بود. سیستمی که مسئول تولید مواد شبه‌افیونی و افیونی طبیعی بدن است.
آقای مهندس توضیح می‌دهند که جسم فرد مصرف‌کننده در اثر اعتیاد دچار اختلال شده و این سیستم عملکرد طبیعی خود را از دست داده است. این اتفاق یک‌شبه رخ نداده است. فرد برای رسیدن به وضعیت وابستگی و مصرف مداوم، به‌مرور زمان و در طول ماه‌ها و حتی سال‌ها دچار تغییرات جسمی می‌شود. حال چگونه می‌توان انتظار داشت سیستمی که در طول این مدت آسیب دیده است، طی بیست‌ویک روز به حالت طبیعی بازگردد؟
آقای مهندس درباره روش تحقیق خودشان می‌گویند که این تحقیق را ابتدا روی خودشان انجام داده‌اند. ایشان به‌عنوان فردی که هفده سال با فراز و نشیب‌های اعتیاد زندگی کرده بودند و در عین حال تحصیلات و تخصص مهندسی الکترونیک داشتند، تصمیم گرفتند درباره اعتیاد خود تحقیق کنند. پس از دو تجربه ناموفق در ترک اعتیاد، به‌تدریج مصرف مواد خود را منظم کردند و با کاهش تدریجی آن، مسیری را طراحی کردند که امروز ما آن را با نام روش درمان تدریجی می‌شناسیم. شاید در نگاه اول، خواننده با خود بگوید ممکن است این روش فقط برای شخص آقای مهندس مؤثر بوده باشد؛ اما موضوع به همین‌جا ختم نمی‌شود. آقای مهندس در همان سخنرانی در زاهدان توضیح می‌دهند که تا آن زمان، حدود پنجاه نفر در کنگره ۶۰ با استفاده از این روش به درمان رسیده بودند. این موضوع نشان می‌داد که روش ارائه‌شده، تنها یک تجربه شخصی نیست و قابلیت تکرار و نتیجه‌بخشی دارد.
نکته دیگری که آقای مهندس به آن اشاره می‌کنند، اختلالاتی است که در اثر ترک ناگهانی مواد مخدر در فرد ایجاد می‌شود. همه ما مسافران تا حدودی این مشکلات را تجربه کرده‌ایم. بخشی از این اختلالات، علائم ظاهری هستند؛ مانند بی‌خوابی، عرق سرد، بی‌قراری، عطسه، خمیازه، دردهای عضلانی و پرش عضلات. شاید بتوان بخشی از این علائم را پس از مدتی کنترل کرد، اما مسئله اصلی اختلالاتی است که در ظاهر دیده نمی‌شوند و حتی امروز هم بسیاری از مصرف‌کنندگان خارج از کنگره با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
برای مثال، بی‌نظمی خواب، مشکلات جنسی، بی‌قراری، کندذهنی و ناامیدی از جمله این مشکلات هستند.
سؤال اینجاست که با این اختلالات چه باید کرد؟ آیا می‌توان فردی را سال‌ها در وضعیت بی‌قراری و ناامیدی رها کرد؟ نتیجه چنین شرایطی چه خواهد بود؟ در نهایت یا فرد دوباره به مصرف مواد مخدر روی می‌آورد یا با مشکلات جدی در زندگی خود مواجه می‌شود. آقای مهندس تأکید می‌کنند که درمان اعتیاد باید بر اساس صورت‌مسئله اعتیاد انجام شود. ابتدا باید جسم و سیستم ایکس به تعادل برسند. زمانی که جسم به تعادل بازگردد، بسیاری از مشکلات روانی نیز به‌تدریج برطرف می‌شوند. فرد از ناامیدی و پوچی فاصله می‌گیرد، خواب او تنظیم می‌شود و بسیاری از مسائل دیگری که کیفیت زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار داده‌اند، بهبود پیدا می‌کنند. در چنین شرایطی است که درمان می‌تواند پایدار باشد. نمونه‌های فراوانی از این موضوع را در کنگره ۶۰ می‌بینیم؛ افرادی که سال‌هاست به درمان رسیده‌اند و زندگی سالمی دارند. در غیر این صورت، اگر مشکلات اساسی جسمی و روانی فرد برطرف نشوند، نمی‌توان انتظار داشت نتیجه درمان ماندگار باشد. به نظر من، این یکی از کلیدهای بزرگی است که آقای مهندس برای حل مسئله اعتیاد کشف کردند. در ادامه مقاله، به نکته دیگری برخوردم که برای من بسیار جالب بود. آقای مهندس از دستاورد دیگری در کنگره ۶۰ صحبت می‌کنند که من از آن به‌عنوان یک شاهکار یاد می‌کنم.
ایشان توضیح می‌دهند که کنگره ۶۰ تا حدودی مانند یک باتری عمل می‌کند. یعنی افرادی که وارد کنگره می‌شوند، از این مجموعه انرژی و نیرو می‌گیرند، حالشان بهتر می‌شود و پس از رسیدن به تعادل، همان افراد در کنگره باقی می‌مانند و به دیگران خدمت می‌کنند.
این موضوع تفاوت بسیار بزرگی ایجاد می‌کند. فردی که روزی برای درمان اعتیاد خود وارد کنگره شده است، پس از درمان می‌تواند در جایگاه خدمت قرار بگیرد و به همنوعان خود کمک کند. این یکی دیگر از دستاوردهای ارزشمند کنگره ۶۰ است. آقای مهندس علاوه بر مقاله صورت‌مسئله اعتیاد، مقالات تخصصی و ارزشمند دیگری نیز دارند که بسیاری از آن‌ها می‌توانند برای جامعه علمی و افراد مختلف مفید باشند. برای مثال، مقالات مرتبط با کرونا و کووید نیز از جمله موضوعاتی هستند که در دوران شیوع این بیماری مورد توجه قرار گرفتند. من به خاطر دارم که در آن دوران، در میان اعضای کنگره ۶۰، موارد فوت ناشی از کرونا بسیار محدود بود؛ به‌گونه‌ای که تصور می‌کنم تعداد آن‌ها به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید. به باور من، این موضوع نیز یکی از مواردی است که می‌توان از زاویه دستاوردهای علمی و تجربیات کنگره ۶۰ به آن توجه کرد.

البته شاید من، محمدحسین، آن‌قدر اهل مطالعه نباشم که بنشینم و تمام مقالات آقای مهندس را بخوانم و بررسی کنم که این مقالات در چه مراکزی مورد تأیید قرار گرفته‌اند و چه مجموعه‌ها و افرادی درخواست دریافت آن‌ها را داشته‌اند؛ اما همین مقدار مطالعه و آشنایی، برای من کافی بود تا بیشتر به ارزش این دستاوردها پی ببرم. حالا می‌خواهم کمی صمیمی‌تر درباره دستاورد آقای مهندس در زندگی شخصی خودم صحبت کنم. اگر بخواهم زندگی‌ام را تقسیم‌بندی کنم، آن را به دو بخش قبل از ورود به کنگره ۶۰ و بعد از ورود به کنگره تقسیم می‌کنم. واقعاً به این موضوع اعتقاد دارم که زندگی امروز من، حتی با دوران قبل از ابتلا به اعتیاد نیز تفاوت زیادی دارد. کنگره ۶۰ فقط به من کمک نکرد که از اعتیاد رها شوم؛ بلکه نگاه و فلسفه زندگی‌ام را تغییر داد. گاهی در لژیون می‌گویم کوچک‌ترین دستاوردی که کنگره ۶۰ و آقای مهندس برای من داشته‌اند، این است که امروز می‌توانم در کنار خانواده‌ام بنشینم و از بودن در کنار آن‌ها لذت ببرم.
شاید بعضی‌ها بگویند مگر قبلاً در کنار خانواده‌ات نمی‌نشستی؟ پاسخ من این است که نه، به آن شکل نمی‌نشستم و از این لحظات لذت نمی‌بردم. امروز لبخند فرزند من و فرزندان بسیاری از شما عزیزانی که در این جلسه حضور دارید، یکی از زیباترین دستاوردهای آقای مهندس و کنگره ۶۰ است. واقعاً از صمیم قلب می‌گویم که هر روز صبح، وقتی از خواب بیدار می‌شوم، بابت نعمت‌هایی که داشته‌ام و امروز دارم، شکرگزاری می‌کنم. یکی از بزرگ‌ترین این نعمت‌ها برای من این است که در دوره‌ای از تاریخ زندگی می‌کنم که با زندگی آقای مهندس حسین دژاکام هم‌زمان شده‌ام.

ودر ادامه شما را به دیدن طبخ و توزیع غذا توسط خدمتگزاران شعبه دعوت میکنم؛

تایپ و ویراستاری : مسافر حمیدرضا
عکاس : مسافر محمد 
مرزبان خبری: مسافر دانیال
مرزبان کشیک: مسافرمحسن
سایت نمایندگی پردیس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...