English Version
This Site Is Available In English

نقش تفکر و اندیشه در لژیون سردار

نقش تفکر و اندیشه در لژیون سردار

جلسه دوازدهم از دور پنجم سری کارگاه‌های آموزشی لژیون سردار نمایندگی معدن فیروزه با استادی پهلوان محترم مسافر کاظم و نگهبانی مسافر ابوالفضل و دبیری راهنمای محترم مسافر حسین با دستور جلسه بزرگداشت و دستاوردهای جناب مهندس، کتاب‌ها و مقالات ایشان سه‌شنبه تاریخ 1405/7/28 ساعت ۱۵ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان کاظم هستم یک مسافر
خوب دستور جلسه آثار و اندیشه‌ها و افکار و کتاب‌های جناب مهندس: طبق آموزه‌های کنگره ۶۰، از دیدگاه بنده تمام زندگی در یک جمله خلاصه می‌شود: آنچه در اندیشه و افکارت وجود دارد، همان زندگی تو خواهد بود. همچنان که جناب مولانا می‌فرماید: ای برادر تو همه اندیشه‌ای مابقی خود، استخوان و ریشه‌ای... آنچه که در این دنیا می‌ماند، اندیشه و افکار و عملکرد توست. مابقی را باید در دنیا بگذاری و بروی و در این مورد جناب مهندس می‌فرماید: که جهان دیگر ادامه زندگی این دنیاست. به نظر من اندیشه و تفکر از هر چیزی در این دنیا فراتر و بالاتر است و تنها چیزی که می‌تواند از تمام جهان‌ها بگذرد، اندیشه است و اندیشه می‌تواند تمام چیزها و تمام جهان‌ها را به تصویر بکشد خواه این تصور درست باشد یا غلط اما این قدرت اندیشه است. اندیشه‌ها و آثار جناب مهندس آنقدر بزرگ و عمیق است که ما شاید به‌درستی نتوانیم آن را درک کنیم و به تصور آوریم.


ویژگی بزرگ جناب مهندس این بود که او همه‌چیز را فقط و فقط برای خودش و خانواده‌اش نخواسته بلکه؛ برای کل جهان خواسته است. افکار و اندیشه‌های جناب مهندس مانند نور خورشید برای تمام جهانیان یکسان است، فارغ از هر دین و مذهب و منطقه جغرافیایی و یا هر چیز دیگری و از آثار به‌جامانده از ایشان معلوم است که او فراتر از مرزها می‌اندیشید و این‌گونه اندیشیدن است که باعث می‌شود که سخنان و آثار او به دل انسان می‌نشیند و اندیشه‌هایش در قلب‌ها به یادگار می‌ماند و راهنمای زندگی بسیاری از انسان‌ها می‌شود.. جناب مهندس از عشق و محبت سخن می‌گوید و این‌گونه است که هر کسی که به محبت و عشق می‌رسد، می‌تواند دستگیر انسان‌های درمانده و بیچاره باشد.

عشق و محبت است که باعث می‌شود دیگر انسان‌ها را قضاوت نکنیم و اصطلاحاً می‌گویند: تا پایت را در کفش دیگری نکرده‌ای و چند قدمی راه نرفته‌ای، هرگز درباره او قضاوت نکن! جناب مهندس نسبت به همه محبت داشت و به همه عشق می‌ورزید به همین دلیل بود که همگی ایشان را عاشقانه و از ته دل دوست داشتند. چگونه می‌شود که فردی با همه عشق و محبت خودش و با توسل به قدرت مطلق، انسان‌های مصرف‌کننده و بعضاً کارتون خواب‌ها را از تاریکی‌ها به سمت روشنایی‌ها هدایت می‌کند. به نظر من ایشان خود سیمرغ بود که دوست داشت، تمام انسان‌ها را به دور خودش جمع کند و به سمت قدرت مطلق، هدایت کند. روح طیبش شاد و ان‌شاءالله ما همگی بتوانیم رهرو اندیشه‌های این بزرگمرد باشیم.
ممنون از این که سکوت کردید و به حرف‌های من نیز گوش دادید
عکاس: مسافر محمود
تایپ: دبیر سایت مسافر ابوالفضل
ویراستاری، نگارش متن و ارسال خبر: نگهبان سایت، راهنمای محترم مسافر حسین
مرزبان کشیک: مسافر علی اصغر

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...