جلسه چهاردهم از دوره پنجاه و ششم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی البرز کرج، با استادی راهنما مسافر محمد، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر مجید، با دستور جلسه "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان(کتابها)" پنجشنبه سیام مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
در ابتدای صحبتهایم، دلم میخواهد پیامی را بخوانم:
« من آب میآورم. تو آنقدر بنوش که سیراب شوی اما نه زیر آب، من بلندم به بلندای قله هایی که نتوان تسخیر نمود. اما تو بر بام من، مسلح بیا، تا عظمت را ببینی من میرویانم آنقدر که زمین و آسمان را شب و ظلمت فرا گیرد اما تو از میان سبزهها، نور را بیاب و بر بال آن بنشین و به سوی من پرواز کن تا آنچه به باورت نمیگنجد، ببینی تو میتوانی همۀ آنچه که هست با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی و به سوی نقطهای بیایی که آغاز نمودی! »
دستور جلسه امروز، دستاوردهای علمی و کتابهای آقای مهندس دژاکام است.
.jpg)
من خودم را در جایگاهی نمیبینم که بتوانم درباره دستاوردهای ایشان بهدرستی توضیح بدهم.
گاهی اتفاقات و رویدادهایی در زندگی انسان رخ میدهند که نمیتوان آنها را بهطور کامل در قالب کلام بیان کرد.
همانند بوی عطر که برای درک آن، باید خودمان آن را استشمام کنیم. بااینحال، سعی میکنم مختصر و در حد توانم درباره این دستور جلسه صحبت کنم.
کتابهای آقای مهندس را همه شما بهتر از من میشناسید؛ از جمله کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، «چهارده مقاله»، «حال شما چطور است؟»، «ادموند و هلیا» و کتاب «ساختمان جسم».اگر بخواهم درباره هرکدام توضیحی بدهم، باید بگویم که کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» برای من نقشه راه است.
کسی که به دنبال گنج میرود، اگر نقشه نداشته باشد، نمیتواند به گنج دست پیدا کند. همه ما، از جمله خود من، گنجی درونی داشتیم؛ اما خودمان را گم کرده بودیم و از مسیر خویش دور شده بودیم. من بارها درهای مختلفی را زدم، ولی آن درها به رویم باز نشدند.
کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» نقشهای است که ما را به گنج درونمان میرساند؛ به همان گوهر وجودی که گاهی در اثر ناآگاهی و عملکرد نیروهای منفی، از آن دور میشویم.
شما اگر بعضی کتابها را بخوانید، ممکن است پس از مدتی مطالب آنها از یادتان برود؛ اما بعضی کتابها زندهاند. هر بار که آنها را باز میکنید، احساس میکنید با شما صحبت میکنند. بهخصوص کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» که هر بار مطالعه آن میتواند نکته تازهای برای انسان داشته باشد.
من روزهای پنجشنبه در لژیونی که به لطف خداوند و آقای مهندس فرصت خدمت در آن را دارم، کتابها و جزوات کنگره ۶۰ را کار میکنم. هفته گذشته، با وجود اینکه شاید حدود ده بار این کتاب را خوانده بودم، در یکی از صفحات کتاب به مطلبی برخوردم که به امکان الگوبرداری از این روش برای کاهش وزن اشاره داشت.
مطالب کتاب ظرفیتهایی دارند که شاید در هر بار مطالعه، متوجه آنها نشویم.در صفحات پایانی کتاب نیز مطالبی درباره پایان یک مرحله و آغاز مرحلهای دیگر وجود دارد. همانطور که میدانیم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.
وقتی به این مطالب نگاه میکنم، میبینم که کتابهای کنگره فقط مجموعهای از نوشتهها نیستند؛ بلکه راه و مسیری را نشان میدهند که میتوانیم در زندگی خود به کار بگیریم.
چهارده وادی کنگره 60 نیز برای شخص خاصی نوشته نشدهاند؛ بلکه راهنماییهایی هستند که میتوانند به همه انسانها کمک کنند تا به بهترین نسخه وجودی خود نزدیک شوند و گوهر درونی خویش را بهتر بشناسند.
گاهی از خودم میپرسیدم من کیستم و برای چه به این دنیا آمدهام؟ یکی از پاسخهای زیبایی که دریافت کردم، در کتاب «ادموند و هلیا» بود؛ کتابی که فلسفه آفرینش را در قالب یک نمایشنامه برای ما قابلدرک میکند.
کتاب «ساختمان جسم» نیز برای افرادی که با اضافهوزن یا کاهش وزن مواجهاند، میتواند نقشه راه مفیدی باشد و به آنها کمک کند شناخت بهتری از جسم خود داشته باشند.
در کنگره ۶۰ با مطالبی آشنا میشویم که به ما کمک میکنند حقیقت را بهتر بشناسیم و از سطح دانستههای ظاهری عبور کنیم. کافی است خودمان را با مطالب این کتابها همراه کنیم و اجازه بدهیم آموزشها در زندگیمان جاری شوند.برای مثال، در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» درباره اهمیت رعایت پلههای درمان و حرکت درست در مسیر آموزش داده میشود.
وقتی فرد در مسیر درمان قرار میگیرد، باید قوانین و اصول آن را رعایت کند؛ زیرا رسیدن به مقصد، به حرکت درست و بهموقع نیاز دارد.
اما درباره دستاوردهای علمی آقای مهندس حسین دژاکام، به نظر من یکی از مهمترین دستاوردها، خود ما هستیم؛ من و شما که روزی شرایط دیگری داشتیم و امروز در این جایگاه قرار گرفتهایم.
در گذشته، بسیاری از ما با مشکلاتی مانند ضعف حافظه، دشواری در تصمیمگیری، انزوا، اختلال در روابط اجتماعی و ناتوانی در تجربه شادی واقعی روبهرو بودیم.
خود من زمانی نمیتوانستم مانند امروز در جمع بنشینم و با آرامش صحبت کنم.بسیاری از ما برای رهایی از اعتیاد، راههای مختلفی را امتحان کردیم؛ اما گاهی نهتنها مشکل اصلی حل نشد، بلکه مصرف مواد دیگری نیز به آن اضافه شد.
این تجربهها نشان دادند که برای درمان اعتیاد، به شناخت دقیقتر و روشی اصولی نیاز داریم.
دستاورد آقای مهندس حسین دژاکام را میتوان در تغییراتی دید که بهتدریج در جسم، روان و جهانبینی ما ایجاد شدهاند؛ از بهتر شدن وضعیت ظاهری و جسمی گرفته تا تقویت توان تصمیمگیری، بهبود روابط و بازگشت آرامش به زندگی، امروز، وسایلی که زمانی برای مصرف مواد مخدر در دست ما بودند، جای خود را به کتاب، جزوه و آموزش دادهاند. کنگره ۶۰ برای ما به محیطی شبیه یک دانشگاه تبدیل شده است؛ جایی که در آن درس زندگی میآموزیم و تلاش میکنیم خودمان را بشناسیم.
در سفر دوم، با رسیدن به قطع مصرف مواد، مسیر شناخت خود و حرکت به سوی رشد و ارتقا ادامه پیدا میکند. هدف این است که بتوانیم بهتر فکر کنیم، تصمیمهای مناسبتری بگیریم و مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیریم. آقای مهندس فقط یک شخص نیستند؛ مسیری را به وجود آوردهاند که میتواند برای انسانهای بسیاری راهگشا باشد.
اگر امروز من و همسفرم در این جایگاه نشستهایم، اگر میتوانیم نفس بکشیم، راه برویم، با آرامش زندگی کنیم و درگیریها و حال خرابیهای گذشته در زندگیمان کمتر شدهاند، بخش مهمی از این تغییرات را مدیون آموزشهای کنگره ۶۰ هستیم.
یکی دیگر از دستاوردهای مهم این آموزشها، تغییر نگاه ما به مشکلات است. به نظر من، رفتن آقای مهندس از جهان فیزیکی، درس بزرگی برای همه ما است.
اکنون مسئولیت تکتک ما سنگینتر شده است. صحبت کردن درباره مسئولیت آسان است، اما مهم این است که در عمل بتوانیم به وظایف خود پایبند باشیم.
ما باید تلاش کنیم آموزشهایی را که دریافت کردهایم، در زندگی خود اجرا کنیم و در ادامه این مسیر سهم خود را بهدرستی ادا کنیم. اگر بخواهیم کنگره را قویتر و پویاتر پیش ببریم، لازم است هرکدام از ما مسئولیت خود را بشناسیم و به آن عمل کنیم.
از اینکه به صحبتهای من توجه نمودید سپاسگزارم.
.jpg)
تایپ و ویرایش: مسافر امید
بارگزاری: مسافر حمزه
عکس: مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
16