بهنام قدرت مطلق الله
هفتمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر مهرداد، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس دژاکام و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)» در تاریخ پنجشنبه 30مهرماه 1405 راس ساعت 16:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهرداد هستم، یک مسافر.
صحبتهایم را با پیامی از استاد سردار آغاز میکنم که میفرمایند:
«آنگاه هر یادی جز یاد خداوند در تو جاری شود، همه آنچه از یاد بردهای، خداوند به یادت خواهد آورد؛ با عشق و محبت بیشتر و محکمتر از هر نوعی که باشد، از دنیا یا آخرت. من وقتی همه آنچه را که به تو دادهام، به فرمان باز خواهم گرفت، من تو را چگونه در جهان میبینم؟ آنگونه که خود میبینی.»
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که توفیق داد امروز درباره دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و مقالات و آثار ایشان» صحبت کنم.
هرچند، به قول آقای منصوری، دیدهبان محترم، که روز سهشنبه در مراسم بزرگداشت آقای مهندس فرمودند: «کسی که میخواهد درباره آقای مهندس و دستاوردهای ایشان صحبت کند، باید از گفتارها و نوشتارهای ایشان جلوتر باشد». قطعاً وقتی یک دیدهبان که سالها در کنار آقای مهندس بوده و از ایشان آموزش گرفته است، چنین صحبتی میکند، من در جایگاهی نیستم که بتوانم درباره دستاوردهای ایشان سخن بگویم؛ اما امیدوارم همسفر خوبی باشم و بتوانم در مسیر اهداف آقای مهندس حرکت کنم. همچنین امیدوارم در ابعاد دیگر هستی نیز در گروه شاگردان ایشان قرار بگیرم و در مکتب ایشان آموزش ببینم و به مسیر حیات خود ادامه دهم.

من هم از بچههای نمایندگی دکتر علیرضا که برای برنامهریزی و برگزاری مراسم زحمت کشیدند و برای به سرانجام رسیدن آن تلاش کردند، صمیمانه تشکر میکنم.
در حال گوش دادن به صحبتهای جلسه کنگره بودم. در یک لحظه خواستم دست بزنم؛ چون حاضران در حال تشویق بودند و سخنرانی خانم آنی و خانم شانی به پایان رسیده بود. پس از آن، زمانی که نگهبان حرمت را خواند، دوباره خواستم دست بزنم؛ اما با خودم فکر کردم که آقای مهندس چه میراث بزرگی برای ما بهجای گذاشتهاند؛ میراثی که تا ابد باقی خواهد ماند.
جمعیتی که امروز در این سالن نشستهاند، تنها بخشی از اعضای کنگره۶۰ هستند. همین جمعیت را میتوان در تکتک نمایندگیهای کنگره۶۰ مشاهده کرد؛ در روزهایی که جلسات برگزار میشود و اعضا درباره کتابهای آقای مهندس، سیدیهای آموزشی ایشان و مطالبی که آموختهاند، مشارکت میکنند و اطلاعات خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند.
به اعتقاد من، بزرگترین میراثی که آقای مهندس برای ما بهجای گذاشتهاند، همین عشق و محبتی است که در نمایندگیهای کنگره۶۰ جریان دارد؛ عشقی که به باور من، تا ابد ادامه خواهد داشت.
ما خود را وامدار این میراث گرانبها میدانیم. گاهی به فردی ارثی میرسد و او از آن بهرهمند میشود؛ اما من اعتقاد دارم میراثی که آقای مهندس برای ما بهجای گذاشتهاند، بهنوعی به ما امانت داده شده است. وقتی به کسی وامی داده میشود، او موظف است اقساط آن را در طول مدتی که از آن استفاده میکند، پرداخت کند. به همین ترتیب، وقتی دانایی و آموزش در اختیار انسان قرار میگیرد و تحولی در درون او اتفاق میافتد، باید دِین آن را نیز بپردازد.
تکتک ما که امروز در این سالن نشستهایم، چه از مسافران سفر اول که در حال طی کردن مسیر درمان خود هستند و چه از مسافرانی که سفرشان به پایان رسیده و در جایگاههای مختلف، از جمله مرزبانی و سایر بخشها، خدمت میکنند، باید به اندازه بهرهای که از این میراث بردهاند، سهم خود را ادا کنند.
هرکدام از ما میتوانیم به شیوهای این مسئولیت را بر عهده بگیریم. برای مثال، یک راهنما، یک مسافر سفر اول یا هر عضو دیگری از کنگره میتواند با عملکرد خود الگویی مناسب برای دیگران باشد. فردی که در مسیر درمان سیگار قرار دارد، میتواند با عملکرد صحیح خود، الگویی شایسته برای روش DST در درمان سیگار باشد. همچنین فردی که در لژیون کاهش وزن حضور دارد، میتواند با رعایت آموزشها و رسیدن به نتیجه مطلوب، الگویی مناسب برای دیگران باشد.
به اعتقاد من، اینها نمونههایی از مسئولیتهایی هستند که در قبال این میراث ارزشمند بر عهده داریم و میتوانیم با عملکرد خود، بخشی از دینمان را نسبت به آموزشهایی که دریافت کردهایم، ادا کنیم.

در مورد مقالات آقای مهندس نیز، زمانی که به صحبتهای آقای دکتر آرمین گوش میدادم، به این موضوع فکر کردم که باید به خودمان افتخار کنیم؛ زیرا آقای مهندس تا آخرین لحظات زندگی خود تلاش کردند و کارهای ارزشمندی انجام دادند که شاید بسیاری از آنها هنوز برای ما شناختهشده نیست. در صحبتها اشاره شد که پنج مقاله در مرحله چاپ قرار دارد؛ مقالاتی که در مجامع علمی پذیرفته شدهاند و در انتظار انتشار هستند. این موضوع مایه افتخار است.
مقالاتی که آقای مهندس برای تهیه و ارائه آنها زحمت کشیدهاند، در دانشگاهها و مجامع علمی معتبر مورد توجه قرار گرفتهاند و برخی از آنها در انتظار طی کردن مراحل نهایی، از جمله دفاع و انتشار، هستند.
این دستاوردها نشاندهنده تلاشهای ارزشمند آقای مهندس در مسیر گسترش دانش و انتقال تجربیات ایشان است؛ تلاشهایی که امیدوارم ما نیز بتوانیم با ادامه دادن راه ایشان و عمل کردن به آموزشهایشان، در حفظ و گسترش این میراث ارزشمند سهیم باشیم.
یکی از کارهایی که تکتک ما میتوانیم انجام دهیم، معرفی کتابهای آقای مهندس و در اختیار گذاشتن آنها برای افرادی است که به این مطالب نیاز دارند. من خودم چندین سال این کار را انجام میدادم. در اوایل ورودم به سفر دوم، همیشه چند جلد از کتاب «عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر» را تهیه میکردم و به تهران میرفتم. کتابها را به افرادی که در مصرفکننده مواد مخدر بودند، هدیه میدادم. به خاطر دارم که وقتی کتاب را در اختیار یکی از این افراد قرار میدادم، شوقی در او ایجاد میشد که دستکم چند صفحه از آن را مطالعه کند. خوشبختانه تعدادی از آن افراد به کنگره آمدند و از این طریق، مسیرشان به کنگره۶۰ باز شد.
منظورم این است که ما باید از نوشتارها و کتابهای آقای مهندس استفاده کنیم و آنها را به دیگران نیز معرفی کنیم. کتابهایی مانند «عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر»، «حال شما چطور است؟»، «چهارده مقاله»، «کتاب عشق»، «کتاب ادموند و هلیا»، کتاب «ساختمان جسم» و کتابهای دیگری که در زمینههای مختلف مورد استفاده قرار میگیرند، میتوانند برای افراد بسیاری مفید باشند.
این وظیفه تکتک ماست که کتابها را تهیه کنیم و در اختیار افرادی از جامعه که به آنها نیاز دارند و با ما در ارتباط هستند، قرار دهیم تا بتوانند از مطالب ارزشمند آنها استفاده کنند.
موضوع دیگری که میخواستم درباره آن صحبت کنم، تشکر از تمام عزیزانی است که روز سهشنبه وقت گذاشتند و به هر شکلی در مراسم بزرگداشت آقای مهندس حضور پیدا کردند یا برای برگزاری آن زحمت کشیدند.
همه ما مشغلههای شغلی و زندگی خودمان را داریم. شاید بعضی از دوستان برای حضور در این مراسم از محل کار خود مرخصی گرفته باشند یا با وجود تمام مسئولیتهایی که داشتند، خودشان را به مکانی که مراسم در آن برنامهریزی شده بود، رسانده باشند. من از تکتک شما عزیزانی که وقت گذاشتید و در این مراسم حضور پیدا کردید، صمیمانه تشکر میکنم.
به عقیده من، عزیزانی که در این مراسم شرکت کردند، درک و شناختی از آرمانهای آقای مهندس و جایگاه ایشان پیدا کردهاند که توانستهاند با وجود تمام مشغلهها، خودشان را به مراسم برسانند. از همه شما تشکر میکنم و امیدوارم بتوانیم در رفتار، خدمت و عملکرد خودمان در جامعه، الگوهایی بدون نقص باشیم. امیدوارم هر جا که حضور پیدا میکنیم، هر صحبتی که انجام میدهیم و هر عملی که از ما سر میزند، بهگونهای باشد که دیگران با دیدن رفتار ما، نسبت به کاری که انجام میدهیم، احساس شوق کنند.
نمونه این موضوع را در مراسم روز سهشنبه مشاهده کردیم. کسبه و افرادی که در خیابان کمال حضور داشتند و برگزاری مراسم در آن محل را دیده بودند، از نحوه برگزاری، جمعیت حاضر و بهویژه نظم خاصی که در مراسم وجود داشت، بسیار شگفتزده شده بودند. آنها باور نمیکردند افرادی که زمانی مصرفکننده مواد مخدر بودهاند و شاید از نگاه جامعه در دسته افرادی قرار میگرفتند که دیدگاه مناسبی نسبت به آنها وجود نداشت، بتوانند چنین مراسمی را با این میزان از نظم، هماهنگی و احترام برگزار کنند.
این موضوع نشان میدهد که آموزشهای کنگره۶۰ تا چه اندازه میتواند در تغییر نگرش، رفتار و عملکرد انسانها تأثیرگذار باشد.
من مطالب زیادی آماده کرده بودم که درباره آنها صحبت کنم، اما در حال حاضر نمیتوانم به همه آنها بپردازم.
امروز هم تلاش زیادی کردم تا در حین صحبت کردن بتوانم احساسات خودم را کنترل کنم چون شاید یکی از سختترین مسائل برای من این است که درباره فقدان آقای مهندس و جایگاه ایشان صحبت کنم.
من هر چهارشنبه با شوق دیدن اقای مهندس به تهران میرفتم، بارها میرفتم تا فقط از دور آقای مهندس را ببینم. اکنون هم که در این جمع حضور دارم، احساس میکنم باید بیش از گذشته قدر این فرصت را بدانم. باید قدر خودمان، لحظات و آموزشهایی را که دریافت کردهایم، بدانیم.
امیدوارم اگر قرار است در مسیر و ساختار کنگره۶۰ حرکت کنیم و مسئولیتی بر عهده بگیریم، بتوانیم محکمتر، آگاهانهتر و قویتر از گذشته به مسیر خود ادامه دهیم و در جهت حفظ و ادامه آرمانهای آقای مهندس گام برداریم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
.jpg)
تایپ و ویرایش: مسافر ابوالفضل، مسافر حامد، مسافر احمد از لژیون هشتم، همسفر پیمان
عکاس: مسافر حامد
تایید و ارسال: همسفر پیمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
53