English Version
This Site Is Available In English

کلیدی که میتواند درد فراق را به لذت وصال تبدیل کند، این است که ما نگهبان ظرف کنگره ۶۰ باشیم؛

کلیدی که میتواند درد فراق را به لذت وصال تبدیل کند، این است که ما نگهبان ظرف کنگره ۶۰ باشیم؛

جلسه چهاردهم از دوره سی‌وششم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ با استادی راهنما مسافر مهدی، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر حامد با دستورجلسه " کشفیات متد DST و دست آوردهای آقای مهندس حسین دژاکام " در روز پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۳۰ راس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد؛

سلام دوستان، مهدی هستم یک همسفر.

خدا را شکر می‌کنم که یک روز دیگر هم در کنگره حضور دارم. خیلی دلم تنگ شده بود برای این نمایندگی؛ نه ساختمانش، برای خود بچه‌های نمایندگی. دلتنگی من هم مصادف شد با بسیاری از دل‌های تنگ؛ دل‌های تنگی در سهم از دست دادن عزیزی که و به قول همان سی‌دی اول که گوش می‌دهیم، «با محبت نسخه می‌پیچید» و دیگرانی که در دارالفنون حیات نسخه می‌پیچند، از نسخه‌پیچی برای مسافران عاجز هستند؛ اما آقای مهندس خوب محبت‌شان همیشه جلودار است.

چیزی که می‌توانم حالا در مورد خودمان بگویم، مسئله ما رهجوهای ایشان است؛ قبل از ایشان، مثل کسی بودیم که دسته کلید خیلی بزرگی توی دستش بود، پشت دری ایستاده بودیم و یکی‌یکی می‌خواستیم این کلیدها را امتحان کنیم؛ و پشت‌سرهم هم، آن شیطان، آن نیروی اهریمنی داشت هر لحظه به ما نزدیک‌تر می‌شد. آقای مهندس آمدند و آن کلیدی که مخصوص این در بود را به ما نشان دادند. حقیقتاً زمان را برای ما خیلی جلو انداختند؛ تا جایی که وقتی به ۶۰ درجه می‌رسیم، می‌فهمیم و می‌گویند: «گوهری به دست آورده‌ای که در طول دو یا چند حلقه حیات همراهت هست». در کتاب ۶۰ درجه، باز می‌گوید حالا چون دستورجلسه، کتاب‌ها و نوشتارهای ایشان است، من از ۶۰ درجه استفاده می‌کنم این است که عشق و ایمان شما به مردی به نام سردار توانست شما را از این تاریکی نجات بدهد؛ و بیشتر از آن، عشق به سردار و به خداوند توانست نجات‌بخش باشد. این کلیدی برای همه ماست؛ یعنی اگر بخواهیم از اعتیاد و از دام‌هایی که روبه‌روی‌مان هست نجات پیدا کنیم، کلیدی به جز محبت و ایمان، به این مرد و آن‌چه به دست آورد، قطعاً نداریم.

حالا این‌ها را آقای مهندس از کجا به دست آوردند؟ توی کتاب ۶۰ درجه، آن چیزی که آقای مهندس به دست آوردند، در پیام جلودار واقعی آمده است که می‌گوید: «در کلام و سخن خداوند به نتایج و معنای واقعی دست یابید و در کار خویش به عمل‌آوری؛ تراوش خواهد ماند، قدرت خداوند از وجود فردفرد هر انسانی که بیابد تراوش خواهد ماند.»

حقیقتاً ما الان داریم می‌بینیم که این موضوع، قطعه کوچکی از شکافتن کلام خداوند توسط آقای مهندس است که به ایشان قدرت، توانایی، دانش و علم داد و ما توانستیم از این علم و محبت ایشان استفاده کنیم و بتوانیم از تاریکی‌های خودمان عبور کنیم.

پیامی می‌خواندم، یاد یک آیه از کلام‌الله افتادم؛ می‌گوید: 

«لو انزلنا هذا القرآن علی الجبل لرأیته خاشعاً متصدعاً من خشیة الله و تلک الأمثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون»

اگر این قرآن را بر کوه نازل کرده بودیم، آن را قطعاً از عظمت قرآن خاشع می‌دیدی، شکاف برمی‌داشت و فرومی‌پاشید؛ و می‌گوید این مثال‌ها را برای مردم می‌زنیم باشد که شما در آن تفکر کنید. 

من قطعاً نگاه می‌کنم و می‌بینم هر کدام از ما همان کوه بودیم؛ آن کوه منیت، آن کوه اعتیاد، آن کوه ضدازش‌ها، هر کدام از آن‌ها بودیم دیگر که واقعاً از نظر اجتماع و از بیرون، غیرقابل شکافتن بود. آقای مهندس آمدند و این کوه را با دانش خودشان برای ما شکافتند و آن کندن به سختی برای ما اتفاق افتاد؛ ولی این دفعه آن کندن، چندان هم کار سختی نبود، یعنی خیلی راحت با دانش‌شان ما را عبور دادند. 

وقتی نگاه می‌کنیم این کنده‌شدن یا بریدن از مرز ضدازش‌ها و اعتیاد از کجا آمد؟ از آن تصویری که روی جلد ۱۴ مقاله هست، می‌آید؛ یک انگشت هست که دارد به یک جایی اشاره می‌کند. یعنی حقیقتاً آقای مهندس آمدند با آموزش‌های خودشان، تصویری به ما نشان دادند که جاذبه‌اش از جاذبه آن‌چه تا حالا وجود ما را به نادرستی پیوند داده بود، خیلی‌خیلی بیشتر بود و ما توانستیم از این قضیه عبور کنیم.

دستاورد آقای مهندس همین است؛ باید راجع به آن صحبت کنیم که چه چیزی به ما یاد دادند و چه آموزش‌هایی دادند. جهان‌بینی‌ای که آقای مهندس به ما آموخت، آمد فاصله بین ما را کم کرد. از کلام و پیام‌های کتاب استفاده می‌کنم که می‌فرماید: 

«از خویش و خدای خویش بخواهید به وجود انسان‌ها دمیده شود و قوای سه‌گانه خارج از وجود آن‌ها قوی گردد و اتحاد در ماورا تقویت گردد.»

اتحاد بین ما، با محبت بین ما، نزدیک دانش جهان‌بینی است؛ دانشی که می‌آید ما را به هم نزدیک می‌کند و هرچه این دانش بالا برود، انسان‌ها به هم نزدیک‌تر می‌شوند؛ تا آن‌جایی که دیگران را مثل خودت می‌توانی ببینی؛ یعنی حقیقتاً درد دیگران را درد خودت ببینی، رنج دیگران را رنج خودت ببینی.

این هنر آقای مهندس بود که درون بچه‌های کنگره ایجاد کرد؛ هنر بچه‌های کنگره الان این است که وقتی یک تازه‌وارد یا یک نفر وارد کنگره می‌شود، همسفر، مسافر فرقی نمی‌کند، با انبوهی از مشکلات و تاریکی‌ها می‌آید، اما راهنمای تازه‌واردین، آن تاریکی یا به قول کتاب ۶۰ درجه آن «بیت‌الحشرات» را نمی‌بیند؛ بلکه آن نوری را می‌بیند که درون آن فرد هست و آن نور به خودی خود قدرتی دارد که می‌تواند بر آن تاریکی غلبه پیدا کند.

یعنی حقیقتاً این را متوجه شدیم که تاریکی‌های بزرگ، باغبان نورهای خیلی‌خیلی بزرگ‌اند.

همین را یاد گرفتیم؛ و فقدان جسمیت ایشان قطعاً برای ما خیلی سخت است. من خودم وقتی به زندگی خودم نگاه می‌کنم در اثر اعتیادی که یقه من and خانواده‌ام را گرفته بود، با پنج نفر فرد مصرف‌کننده در خانواده و به تاریکی‌های خودم نگاه می‌کنم، می‌دانم خیلی باید دلتنگ باشم و اگر نباشم، یعنی چیزی از این سیستم و از این داستان متوجه نشده‌ام. فقدان جسمیت ایشان دردآور است و حفره خیلی بزرگی برای ما ایجاد می‌کند؛ اما دیروز آقای امین کلیدش را به ما دادند: این کلید که می‌تواند درد فراق را به لذت وصال تبدیل کند، این است که ما نگهبان ظرف کنگره ۶۰ باشیم؛ یعنی نگهبان مهربان باشیم، نگهبان آن محبتی باشیم که آقای مهندس توی سیستم کنگره جاری کردند تا به آن هم‌و‌غم آقای مهندس برسیم که توی دعا می‌خوانیم: «به مکانی که از آنجا آمده‌ایم بازگردیم».

به ما یاد دادند که رسیدن به آن نقطه کلید دارد؛ و کلیدش همان جمله‌ست که: «اگر حق را در خلق نیابی، خانه خدا درنیابی». یعنی کلیدش همین دل‌هاست، کلیدش همین دردمندان و نیازمندان به مسئله اعتیاد، مواد مخدر و تاریکی‌های دیگر است. کلید کار این است که اگر بتوانیم از آن استفاده کنیم، می‌توانیم آن خلأ را کم‌کم پر کنیم. البته که این کار احتیاج به زمان زیادی دارد؛ آقای امین همه این‌ها را مطرح کردند.

و آقای مهندس یک فرد بود؛ فردی که توانست آرزوی محال صدها هزار نفر را برآورده کند. حالا آیا این صدها هزار نفر می‌توانند آرزوی ممکن آن فرد را به انجام برسانند؟ آرزوی ایشان این بود که کنگره جهانی بشود، دانشگاه بزند و علمش بتواند جلودار بشود تا انسان‌ها را نجات بدهد. حالا ما همه وظیفه داریم، همان‌طور که ایشان آرزوی ما را برآورده نمود، که آرزوی ایشان را برآورده کنیم؛

خیلی ممنون که به صحبت‌های من توجه نمودید.

گروه سایت 

نمایندگی خواجو 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...