چهارمین جلسه از دور چهارم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی هشتگرد با استادی راهنمای محترم مسافر میلاد، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان کتابها» مورخ 28مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد جلسه:
در آغاز: سپاس و یاد استاد
سلام دوستان میلاد هستم یک مسافر، امروز روزی است که باید بادل سپاسگزاری کرد من میلاد یکی از مسافران این راه هستم و نخستین چیزی که بر زبان میآورم شکرگزاری خداوند است که فرصت خدمتگزاری را به من عطا کرد، از مهندس نیز سپاسگزارم که در این روز مرا بهعنوان استاد جلسه برگزید و راه خدمت را پیش روی من گشود این خود یکی از بزرگترین دستاوردهای زندگی من است اینکه بتوان نشست، گوش سپرد و از سخن دیگران آموخت.
امروز من در جایگاه استادِ جلسهام، اما در باطن شاگردم، هدف من آن نیست که آقا و سرور کسی باشم هدف این است که از شما آموزش بگیرم و این مسیر چنان بنا شود که هشتگرد نیز اگر مصرفکنندههایی دارد، بتوانند به کنگره بیایند و به رهایی برسند.
مسیری که با عشق بنا شد
به گذشته نگاه میکنم از خود میپرسم: چه انرژیای میخواهد که کسی سه روز در هفته لژیون آکادمی و سال ۹۰ و ۹۱ درراه اصفهان، به شیخ بهایی، در رفتوآمد باشد؟ چه کسی میتواند انسانی را مجبور به چنین کاری کند؟ و چه کسی حاضر است داوطلبانه آن را انجام دهد؟
مسافر فرشید سه روز لژیون در آکادمی کنگره 60 و دو روز اهواز را بر عهده داشت؛ من دو بار همراه او به آن سفرها رفتم آقای خدامی سه روز لژیون در آکادمی داشت و دو الی سه روز نیز رفتوآمد مکرر به شهر هیدج میکردند یکبار یا دو بار رفتن که کار آسانی است؛ اما سالها رفتوآمد مکرر، بدون یک جلسه غیبت و بدون یک ریال دستمزد، چیزی نیست که با پول یا اجبار بتوان به دست آورد اینها همه با عشق ممکن شده است.
مسافرانی از کرج میآیند راهنمایی از زندگیاش میزند و به اینجا میآید، بدون یک ریال دستمزد شاید آن مسافرِ تازه نداند این راه برایش چقدر مناسب است و به کجا قرار است برساندش اما راهنما میداند و همین دانستن، او را به ایستادن وامیدارد.
مسیر هوشیاری، از رنج تا درمان
خود مهندس هفده سال مصرفکننده بود راههای گوناگون را آزمود، تحقیق کرد و سرانجام خود را به درمان رساند. آنگاهکه از مصرف مواد مخدر آزاد شد، نگفت «کار من تمام است» گفت: حالا که من آزاد شدم، باید این راه را به دیگر انسانها برسانم.
از دیدهبانها گفتم، اما باید از خود مهندس بگویم از آن مسیر دشوار و پر از سختی که پیمود تا بتواند چنین مسیری را بسازد نظامی که مصرفکنندهها را به کنگره برساند، بدون آنکه ریالی بگیرد و با هزینهای که خود و خدمتگزاران از جیب خود میپردازند به گمان من در دنیا کمتر کسی چنین کاری کرده است؛ چنین عشقی که به شاگردانش ببخشد.
میوههای پنهان این خدمت
بعضی دستاوردها آشکارند و بعضی پنهان، آمار رهایی کم شدن آمار طلاق، پایین آمدن آمار جرم و جنایت در شهرهایی که کنگره در آنها نمایندگی دارد اینها از آثار آشکار است مثالش شهر هیدج است از وقتیکه کنگره ۶۰ به آنجا آمد، آمار دزدی و جرم و جنایت پایین آمد روزگاری در آن شهر به موتور آب هم رحم نمیکردند اما امروز هر جا اعضا کنگره را ببینند، به آنها احترام میگذارند.
و دستاورد پنهان؟ این اعتماد و احترامی که در دل مردم نشسته است اینکه انسانهایی که روزی جامعه را ناامید کرده بودند، امروز عهدهدار خدمت شدهاند و آوازهشان بهعنوان انسانهای درستکردار در شهر پیچیده است این سودِ پنهان، گرانبهاتر از هر آماری است.

ایستادن تا واپسین دم
کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و همه کتابهایی که جناب مهندس نوشتند، همه براثر تلاش شبانهروزی او نوشته و تنظیمشده است، سلسله جلسات و گزارشها و راهنماها و جهانبینی، هرکدام دفتری است از اندوخته یکعمر تجربه، کاری که او کرد در گفتارهای پنجدقیقهای ما نمیگنجد باید دربارهاش تفکر کرد.
این انسان تا لحظه آخر سرپا ایستاد آمد به کنگره و به من، میلاد آموخت که تا آخرین لحظه خدمت کنم او خود تا آخرین لحظه خدمت کرد روز دوشنبه به بیمارستان رفت و بعد این اتفاق برایش افتاد. در سن هفتادوهفتسالگی، نگفت «من خستهام» بعد از سی سال خدمت، با اینکه کنگره را با ۱۵۳ نمایندگی بنیان نهاده بود و دیدهبانها و راهنماهای بسیار، همه با عشق خدمت میکنند، هیچوقت نگفت «برایم بسته است» حتی نپذیرفت که اندکی از میوههای درخت خود برای آسایش و آرامش خودش بردارد جایگاه این فرد چنان بلند است که زبان من نمیچرخد تا همهاش را بگوید؛ اصلاً جا نمیشود.
سخن پایانی: پیام به دوستان
نکته پایانی: در فضای مجازی، متأسفانه در اینستاگرام، خیلیها راه اشتباهی را میروند و بر غم میافزایند اما او از ما نمیخواهد که غمگین باشیم به گمان من با چنین فضایی هیچ موافقتی نداشت و نمیخواست زندگی ما مختل شود، نمیخواست کسی با خود بگوید که دیگر دنیا تمامشده است کنگره ۶۰ به راه خود ادامه خواهد داد و ما نیز در ادامه سعی میکنیم از صحبت دوستان بیشتر آموزش بگیریم.
از اینکه به صحبتهای من گوش سپردید از همه شما سپاسگزارم.
عکس: مسافر نیما لژیون دوم
تایپ: مسافر پوریا لژیون سوم
تنظیم و ارائه گزارش: مسافر حسین مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
104