English Version
This Site Is Available In English

تیتر: دستاوردهای مهندس دژاکام؛ از آموزش و درمان تا خدمت و انتقال آگاهی

تیتر: دستاوردهای مهندس دژاکام؛ از آموزش و درمان تا خدمت و انتقال آگاهی

هشتمین جلسه از دوره سی و سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران آقا، نمایندگی لوئی‌پاستور با استادی راهنمای محترم اقای مجتبی ، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)» در روز چهارشنبه 29 مهر ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر .
خداوند را شکر می‌کنم که یک روز دیگر به من اجازه داد تا در کنگره حضور داشته باشم، روی این صندلی بنشینم و این جایگاه را تجربه کنم. از آقای علیرضا، راهنمای محترم مرزبانان، آقا اصغر و آقای علیرضا، دبیر محترم، تشکر می‌کنم و از تمام عزیزان و بزرگواران نیز سپاسگزارم.
در ابتدا می‌خواهم عرض کنم که خودم را بسیار کوچک‌تر از آن می‌دانم که بخواهم درباره دستاوردهای آقای مهندس صحبت کنم؛ اما با توجه به وظیفه‌ای که برای خودم قائل هستم و آموزه‌هایی که ایشان در کنگره به ما داده‌اند، لازم می‌دانم چند نکته را مطرح کنم.
فکر می‌کنم در سی‌دی «توازن» به این موضوع اشاره شده است که ما باید دو وظیفه اساسی را به‌خوبی انجام دهیم؛ نخست اینکه علم و دانش را به دست بیاوریم و دوم اینکه آن علم و دانش را به‌درستی به دیگران منتقل کنیم. به نظر من، آقای مهندس نیز دقیقاً همین دو وظیفه را به‌خوبی انجام داده‌اند؛
بنابراین، من هم به‌عنوان یک رهجو در کنگره، کسی که درمان شده، مصرف مواد خود را کنار گذاشته، نیکوتین خودش را درمان کرده و کاهش وزن را تجربه کرده است، وظیفه خود می‌دانم که در حد توانم، علم و دانشی را که به دست آورده‌ام، به دیگران منتقل کنم؛ چه به نسل بعد از خودم و چه به افرادی که بیرون از کنگره هستند.
این‌ها دستاوردهایی هستند که آقای مهندس در اختیار ما قرار داده‌اند و ما از آن‌ها استفاده کرده‌ایم. پس وظیفه داریم آنچه را آموخته‌ایم، به دیگران نیز منتقل کنیم.
می‌خواهم تجربه‌ای شخصی را در این زمینه مطرح کنم. حدود دو سال پیش، اگر بخواهم صادقانه بگویم، حتی از اینکه به دیگران بگویم مصرف‌کننده مواد بوده‌ام، احساس ترس می‌کردم. اما به‌تدریج شروع کردم به اینکه این موضوع را با افرادی که در میان دوستان و آشنایانم مصرف‌کننده بودند، مطرح کنم و به آن‌ها بگویم که مکانی به نام کنگره ۶۰ وجود دارد.
از زمانی که مهندس از میان ما رفتند، شاید این موضوع را با احساس و انگیزه بیشتری دنبال می‌کنم. برای مثال، انگشتری را که مربوط به کنگره است، در دستم می‌گذارم. وقتی دیگران آن را می‌بینند، برایشان جلب توجه می‌کند و می‌پرسند این انگشتر چیست. همین موضوع باعث می‌شود که کنجکاو شوند و بخواهند درباره کنگره بیشتر بدانند.
من هم در حد توانم تلاش می‌کنم این پیام را منتقل کنم که کنگره ۶۰ چیست، چه کاری انجام می‌دهد و چه مسیری را برای درمان و آموزش دنبال می‌کند. سپس به آن‌ها پیشنهاد می‌کنم زندگی‌نامه آقای حسین دژاکام را در سایت کنگره ۶۰ مطالعه کنند و مقالات و مطالبی را که ایشان نوشته‌اند، بخوانند.
اگر منِ مجتبی و تک‌تک مسافران کنگره این کار را انجام دهیم، در واقع همان خواسته‌ای را دنبال کرده‌ایم که آقای مهندس همیشه مطرح می‌کردند؛ اینکه کنگره ۶۰ به یک مرکز جهانی برای درمان اعتیاد تبدیل شود. این پیام می‌تواند به‌سادگی از فردی به فرد دیگر منتقل شود و سینه‌به‌سینه و دهان‌به‌دهان گسترش پیدا کند.
در یکی از سی‌دی‌های آقای مهندس، به سه معضل مهم در دنیا اشاره می‌شود: اعتیاد، سرطان و اضافه‌وزن. در آن صحبت‌ها، به تلاش‌هایی که ایشان در این زمینه‌ها انجام داده‌اند نیز اشاره می‌شود. من این موضوع را یکی از بخش‌های مهم دستاوردهای ایشان می‌دانم.
هنوز هم افراد زیادی هستند که وقتی کاهش وزن خودم را می‌بینند یا عکس دوستان و سایر مسافران را مشاهده می‌کنند، متوجه تغییرات می‌شوند؛ اما چون علم و آگاهی لازم را در این زمینه ندارند، اهمیت این موضوع برایشان روشن نیست و به‌درستی درک نمی‌کنند که چگونه می‌توانند از این آموزش‌ها استفاده کنند و مسیر کاهش وزن را دنبال کنند.
با این حال، آنچه برای من اهمیت دارد، این است که آقای مهندس روش دی‌اس‌تی را در کنار آموزش‌های جهان‌بینی و سایر آموزه‌های کنگره، به‌عنوان بخشی از میراث ارزشمند خود برای ما به یادگار گذاشتند. خدا را شکر می‌کنم که این فرصت را داشته‌ام از این آموزش‌ها استفاده کنم و وظیفه خودم می‌دانم که از طریق خدمت و هر روش دیگری که در توانم باشد، این دستاوردها را در سطح جامعه مطرح کنم.
موضوع دیگری که در دو سی‌دی اخیر آقای مهندس برای من بسیار جالب بود، بحث خدمت بود.
اگر علم و دانش به دست می‌آوریم و در کنگره درمان می‌شویم، نباید تصور کنیم که کارمان به پایان رسیده است. باید بمانیم، آموزش بگیریم و در حد توانمان خدمت کنیم.
برای مثال، همین‌جا در نمایندگی، تجربه‌ای درباره یکی از دوستانمان مطرح کردم. وحید، که از دوستان قدیمی ماست، پس از درمان قصد داشت به همراه فرشید به شیراز برود؛ اما به او اجازه ندادند که بلافاصله برود و تأکید کردند که ابتدا باید پایه‌های خود را محکم کند و ریشه‌هایش را استوار سازد.
این موضوع مرا به یاد مثالی از استاد امین انداخت. ایشان می‌گفتند اگر درختی بیش از اندازه آب دریافت کند و سختی لازم را تحمل نکند، ممکن است با وزش بادی ساده از جا کنده شود؛ زیرا ریشه‌هایش به‌اندازه کافی رشد نکرده‌اند.
حالا سؤال این است که منِ مجتبی چگونه باید در کنگره ریشه بدوانم و پایه‌های خودم را محکم کنم؟ پاسخ من این است: با خدمت کردن، ماندن در مسیر آموزش و پذیرفتن مسئولیت در حد توانم.
هرکدام از ما می‌توانیم در بخشی از کنگره که توانایی و آمادگی آن را داریم، خدمت کنیم و به‌تدریج ریشه‌های خودمان را محکم‌تر سازیم.
شاید بعضی‌ها با خودشان بگویند این موضوع چه ارتباطی با دستاوردهای مهندس دارد؟ اتفاقاً از نظر من، ارتباط بسیار مستقیمی دارد.
آقای مهندس می‌توانستند پس از درمان خودشان بگویند که من درمان شده‌ام و دیگر مسئولیتی ندارم؛ اما ایشان ماندند، کار کردند و خدمت را ادامه دادند. سختی‌های بسیاری را تحمل کردند و برای رسیدن کنگره ۶۰ به جایگاه امروز، تلاش‌های فراوانی انجام دادند.
دوستان قدیمی‌تر بهتر می‌دانند که ایشان چه مسیر دشواری را پشت سر گذاشتند و برای معرفی و گسترش این روش، در سازمان‌ها، کلانتری‌ها و بخش‌های مختلف چه تلاش‌هایی کردند تا کنگره به جایگاه امروز خود برسد.
این همان خدمت آقای مهندس بود؛ ماندن و تلاش کردن برای خدمت به خلق خدا.


در آموزه‌های دینی نیز به آموزش و خدمت اهمیت داده شده است. من هم این دو موضوع را از اساسی‌ترین آموزه‌هایی می‌دانم که مهندس در کنگره به ما آموختند: نخست آموزش گرفتن و سپس خدمت کردن.
روز دوشنبه، پس از درگذشت آقای مهندس، در آکادمی و در کنار آقا فرشید بودم و با بچه‌ها صحبت می‌کردیم. در آنجا سؤالی را مطرح کردم که هنوز هم به نظرم بسیار مهم است.
گفتم: آیا تا به حال شده است که بنشینید و هر چهارده مقاله آقای مهندس را از ابتدا تا انتها مطالعه کنید و به‌خوبی آن‌ها را بفهمید؟ آیا تا به حال نامه‌های آقای ویلیام و آقای مهندس را به‌طور کامل خوانده‌اید؟ آیا مقالات و نوشته‌های آقای مهندس را مطالعه کرده‌اید؟
وقتی این سؤال‌ها را مطرح کردم، بسیاری از دوستان دستشان را پایین آوردند و مشخص شد که هنوز فرصت نکرده‌اند این مطالب را به‌طور کامل بخوانند.
به نظر من، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای آقای مهندس همین مطالب، آموزش‌ها و نوشته‌هایی است که برای ما به یادگار گذاشته‌اند. همان‌طور که استاد امین امروز در لایو مطرح کردند، این سه موضوعی که آقای مهندس برای ما به یادگار گذاشته‌اند، می‌تواند برای یک عمر ما کافی باشد و توشه‌ای ارزشمند برای آینده ما فراهم کند.
بنابراین، اینکه بگوییم مهندس از میان ما رفته‌اند، از نظر من تعبیر درستی نیست؛ بلکه ایشان سفر کرده‌اند و آنچه از علم، آگاهی و آموزش برای ما به یادگار گذاشته‌اند، همچنان در دسترس ماست. همان‌طور که خود ایشان بیان کرده‌اند، اطلاعات و آگاهی‌ها از آسمان به زمین و از زمین به آسمان منتقل می‌شوند و ما نیز می‌توانیم از این جریان بهره‌مند شویم.
منِ مجتبی اگر همین چهارده مقاله را به‌خوبی بخوانم، درک کنم و در زندگی‌ام به کار بگیرم، دستاورد بزرگی به دست آورده‌ام. حال اگر بتوانم سایر نوشته‌ها و مکتوبات آقای مهندس را نیز مطالعه کنم و از آن‌ها بیاموزم، قطعاً بهره بیشتری خواهم برد.
در پایان، از اینکه صحبت‌هایم طولانی شد، عذرخواهی می‌کنم. از همه شما عزیزان سپاسگزارم.


ضبط و تایپ: مسافر جواد (لژیون 11)
عکس: مسافر جواد (لژیون 11)
ویرایش و ارسال: (گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...