سومین جلسه از دوره چهل و پنجم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی صالحی تهرانپارس به استادی راهنمای محترم مسافر مهدی و نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر محسن
با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان ( کتاب ها )»، در روز چهارشنبه 29 مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز بکار کرد .
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر.
در ابتدای امر، جا دارد از راهنمای عزیزم، آقا مسعود، تشکر کنم که کمک کردند تا در این جایگاه قرار بگیرم.
دستور جلسه امروز، بزرگداشت جناب مهندس دژاکام، دستاوردهای علمی ایشان و کتابهاست. میخواهم ابتدا کمی درباره خودم صحبت کنم.
دوستانی که از اوایل ورود من به کنگره ۶۰ حضور داشتند، میدانند که من انسان کاملاً بیتعادلی بودم. اصلاً نمیدانستم تعادل چیست و چرا باید وجود داشته باشد. تمام هموغم من این بود که بتوانم مواد را کنار بگذارم و از فردا دیگر مصرفکننده نباشم.
سال ۱۳۹۱ یکبار به کنگره آمدم، چند ماهی ماندم و بعد رفتم؛ اما همیشه این موضوع در ذهنم بود. در مدتی که از کنگره دور بودم، راههای مختلفی را امتحان کردم و به مکانهای گوناگونی رفتم. به قول خودمان، تجربیات جدیدی به دست آوردم تا بتوانم مواد مخدر را کنار بگذارم؛ اما هیچکدام بهاندازه همان مدت کوتاهی که در کنگره بودم، روی من تأثیر نگذاشتند.
یادم میآید بعد از چهار ماه که از کنگره بیرون رفتم، تا یک سال مواد مصرف نمیکردم. این اتفاق تحت تأثیر همان مدتی بود که در کنگره حضور داشتم.
امروز باید به یاد داشته باشم که این مسیر و راهی که برای من هموار شده است، تماماً بهخاطر زحمات آقای مهندس دژاکام بوده است. امروز من به کنگره میآیم، راهنما حضور دارد، ایجنت هست و همهچیز مهیاست. دیگر با آن مشکلات و سختیهایی که زمان آقای مهندس وجود داشت، روبهرو نیستم. آنچه امروز برای من فراهم است، با شرایطی که ایشان در آغاز مسیر درمان با آن مواجه بودند، اصلاً قابلمقایسه نیست.
من همیشه میگویم سفر کردن در کنگره ۶۰ امروز مثل حرکت در یک اتوبان چهاربانده است؛ اما زمانی که جناب مهندس میخواستند سفر کنند، مشکلات بسیار زیادی وجود داشت. خود ایشان در سیدیهای مختلف درباره آن سختیها صحبت کردهاند. شرایط آن زمان اصلاً با امروز قابلقیاس نیست.
دستاوردهای علمی جناب مهندس بسیار گسترده است. متد D.S.T یکی از این دستاوردهاست. از دل این متد، مسیر درمان اعتیاد و بررسی ارتباط آن با بیماریهای دیگر نیز مطرح شده است. به نظر من، اعتیاد میتواند با بسیاری از مشکلات جسمی و بیماریها ارتباط داشته باشد. طبق فرمایشات خود مهندس، جهان بیرون هنوز حتی به نقطه صفر اعتیاد هم نرسیده است.
من زمانی مصرفکننده مواد مخدر، متادون و داروهای اعصاب و روان بودم. هشت یا نه نوع داروی اعصاب و روان مصرف میکردم.
آن زمان باید قسم میخوردم که دارو یا مواد مصرف نکردهام تا شاید کسی حرفم را باور کند؛ اما امروز باید قسم بخورم که روزی مصرفکننده بودهام و اینهمه داروی اعصاب و روان مصرف میکردهام.
در میان فامیل ما افرادی هستند که در خانوادهشان پرستار دارند و به داروهای اعصاب و روان اعتقاد زیادی دارند. گاهی صحبتهایشان بهگونهای است که انگار تمام گفتههای مهندس را زیر سؤال میبرند.
روزی که گفتم میخواهم قرصهایم را کنار بگذارم، همه شروع کردند به مخالفت کردن و گفتند: «نه، تو نمیتوانی! تو پیش دکتر باقری رفتی، پیش فلان دکتر هم رفتی، اما آنها نتوانستند داروهایت را قطع کنند. مگر کسی هست که بتواند این کار را انجام دهد؟»
پزشکانی که به آنها مراجعه میکردم، از پزشکان مطرح ایران بودند. برای گرفتن وقت از آنها باید از یک ماه قبل نوبت میگرفتی و آن زمان برای هر پانزده دقیقه ویزیت، سیصد هزار تومان پرداخت میکردی.
اما جناب مهندس توانستند روشی ارائه دهند که من یکی از دستاوردهای علمی ایشان را در وجود خودم تجربه کردم. ایشان دستاوردهای بسیار زیادی دارند و حتی اگر یک هفته، یک سال یا پنج سال درباره آنها صحبت کنیم، باز هم نمیتوانیم به عمق زحماتی که ایشان کشیدهاند، پی ببریم.
جناب مهندس، واقعاً روحشان شاد باشد. من همیشه میگویم: «نور به قبرش ببارد.» امروز با یکی از دوستان صحبت میکردم و گفتم دوست دارم به مزار مهندس بروم تا مقداری از نور قبر ایشان به من بتابد. واقعاً هم همین احساس را دارم؛ جناب مهندس خودِ نور بودند.
دستاوردهای علمی ایشان، از جمله مقالههایی که درباره سرطان، اعتیاد و مسائل دیگر منتشر شدهاند، بسیار قابلتوجهاند. در دنیا درباره این موضوعات صحبت میشود و افراد میپرسند این انسان کیست و چگونه توانسته است درباره بیماریهایی مانند سرطان و اعتیاد راهکارهایی ارائه دهد؟ اینها موضوعاتی هستند که باید با مطالعه آثار و دستاوردهای ایشان بیشتر درباره آنها بدانیم.
درباره کتابهای آقای مهندس هم باید بگویم که باید آنها را بخوانیم تا بتوانیم درک کنیم چه مطالبی در آنها مطرح شده است. استادان و راهنمایان در این زمینه توضیح میدهند و ما نیز باید از آموزشهای آنها استفاده کنیم.

موضوع دیگری که میخواستم درباره آن صحبت کنم، اطعام و غذا دادن به افراد است. امروز با ایجنت محترم هم درباره این موضوع صحبت کردم و جا دارد .
از عزیزانی که در این مدت، به مناسبت بزرگداشت مهندس، برای تهیه و توزیع غذا زحمت کشیدهاند، تشکر کنم.
این عزیزان از صبح مشغول کار بودهاند و چهار روز در هفته برای تهیه غذا زحمت کشیدهاند. این غذا در اختیار اعضای کنگره 60 قرار میگیرد و پس از آن، اگر مقداری باقی بماند، میان افراد کارتنخواب و بعضی از همسایهها و افراد نیازمند توزیع میشود. این کار هم بسیار ارزشمند است و خالی از لطف نیست.
طبق فرمایش استاد امین، تا چهلم وظیفه داریم این کار را ادامه دهیم؛ یعنی سه هفته دیگر، در سه روز شنبه، غذا تهیه کنیم و به مناسبت یادبود جناب مهندس، میان اعضای کنگره 60 و افراد خارج از کنگره توزیع کنیم.
من یک خواهش دارم. خودم سعی میکنم تا جایی که در توانم هست و حتی فراتر از توانم، انرژی بگذارم و هر کمکی از دستم برمیآید انجام دهم. از عزیزان هم درخواست میکنم هرکس بهاندازه توان خودش کمک کند و در این کار دست یاری بدهد.
انشاءالله این سه هفته باقیمانده را هم بهخوبی پشت سر بگذاریم. جناب مهندس انسان کوچکی نبودند. من وظیفه خودم میدانم که برای بزرگداشت ایشان هر کاری از دستم برمیآید انجام دهم. این کار را لطفی از طرف خودم نمیدانم؛ بلکه آن را یکی از وظایفم میدانم.
هر کمکی که از دستم برآید، چه مالی و چه جانی، انجام خواهم داد. از همه شما عزیزان تشکر میکنم و امیدوارم بتوانیم این سه هفته را نیز بهخوبی پشت سر بگذاریم و در تهیه و توزیع غذا مشارکت داشته باشیم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
تایپ و ویرایش: مسافر مهیار لژیون دوم
عکس : مسافر مهیار لژیون دوم
بارگزاری خبر: مسافر مهیار لژیون دوم
مرزبان خبری: مسافر کیانوش
مرزبان کشیک: مسافر کیانوش
مهر ماه ۱۴۰۵
شعبه صالحی (تهرانپارس)
- تعداد بازدید از این مطلب :
61