English Version
This Site Is Available In English

مهم‌ترین دستاورد آقای مهندس عشق بود

مهم‌ترین دستاورد آقای مهندس عشق بود

جلسه چهاردهم از دوره سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی پاسارگاد شیراز، با استادی راهنمای جونز همسفر آزاده، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر رقیه، با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)» روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
تشکر می کنم از نگهبان جلسه به خاطر فرصتی که برای خدمت کردن به من دادند. این ضایعه بزرگ را به خانواده آقای مهندس دژاکام و خانواده بزرگ کنگره ۶۰ تسلیت عرض می‌کنم. به قول استاد امین، غم بزرگ، انسان را یا دو درجه به بالا هدایت می‌کند یا به درجات پایین می‌فرستد. اینکه ما با هر غم و هر اتفاقی چگونه برخورد می‌کنیم، بسیار مهم است.

همه ما شاگردان آقای مهندس هستیم. کافی است حتی یک ماه یا بیشتر در بحر آموزش‌های ایشان قرار گرفته باشیم و معنای آموزش‌هایشان را درک کرده باشیم. تسلیت یعنی تسلی دادن. ما آقای مهندس را به‌صورت فیزیکی و در کالبد ظاهر نداریم و این واقعاً غم بزرگی است. ما نمی‌توانیم صورت مسئله را پاک کنیم؛ اما می‌توانیم به یکدیگر تسلی بدهیم و آرامش ببخشیم. دکتر امین فرمودند که گریه می‌کنیم و یکدیگر را در آغوش می‌گیریم. کسی که گریه می‌کند، نشانه بی‌ایمانی‌اش نیست و به این معنا نیست که آموزش نگرفته است؛ شاید نشانه عشق زیاد باشد، شاید خاطرات زیادی با مهندس داشته باشد یا از نزدیک، بیشتر ایشان را ملاقات کرده باشد؛ اما این جلسات برای این است که بزرگداشت و دستاوردهای ایشان را یادآوری کنیم و بدانیم چه کارهایی برای ما انجام دادند و چه چیزهایی از خود به‌جا گذاشتند و برای نسل های بعد از ما هم باقی خواهد ماند.

آقای مهندس عزیز، درختی کاشتند که ریشه‌هایش در زمین و‌ سما، عمیق و عمیق‌تر شده و در لابه‌لای هفت حلقه آسمان و زمین ریشه دوانده است؛ درختی که هزاران سال دیگر نیز دستاوردهای ایشان از بین نخواهد رفت، چه برسد به اینکه با پایان سفر زمینی‌شان از بین برود. آقای مهندس این ریشه‌های درخت علم را با عشق کاشتند. این را یادتان نرود؛ یک راهنما، یک مرزبان، یک ایجنت، یک دیده‌بان یا یک اسیستانت، هیچ فرقی نمی‌کند؛ همه ما مسئول هستیم. هر وقت خواستیم شالمان را روی دوشمان بیندازیم، یادمان باشد که آقای مهندس اولین چیزی که به ما یاد دادند، عشق بود.

من خودم این را از خانم آنی و آقای حکیمی یاد گرفتم. گفتند قبل از آمدن به کنگره وضو می‌گیریم، شالمان را با احترام می‌اندازیم و یک بار دیگر پیمان را می‌خوانیم. آقای مهندس می‌فرمودند: «من آقا و سرور نیستم؛ من یک خدمتگزارم.» بچه‌ها، این یک یادآوری است که ما داریم خدمت می‌کنیم. بزرگ‌ترین دستاورد آقای مهندس این است که با عشق خدمت می‌کنیم؛ چون قوت این‌ها از منشأ الهی و از خود قدرت مطلق گرفته شده است. از آنجا که قوتش را از قدرت مطلق می‌گیرد، شاخه‌های بسیار زیادی دارد و رشد کرده است. این درخت تنومند، هر شاخه‌اش یک دستاورد تولید کرده و هر شاخه‌ای یک میوه، یک نتیجه و یک ثمره داده است.

میوه‌های زندگی آقای مهندس، دکتر امین، خانم کماندار، خانم شانی و تک‌تک کسانی هستند که از سیکل به دیپلم، از دیپلم به لیسانس و از لیسانس به دکترا رسیده‌اند. تک‌تک این‌ها دستاوردهای آقای مهندس هستند. هر کسی که در کنگره لیسانس یا دکترای خود را بعد از درمان  گرفته است، این دستاورد آقای مهندس محسوب می‌شود؛ چون آقای مهندس آن‌ها را بیدار کرد و چیزهایی را به یادشان آورد که فراموش کرده بودند. مهم‌ترین دستاورد آقای مهندس عشق بود. بعد از آن، به ما یادآوری کردند که به خویشِ خویشتن برسیم؛ ما که در تاریکی اعتیاد گم شده بودیم و در ناامیدی و تاریکی اعتیاد به سر می‌بردیم. اعتیاد واقعاً تاریک است و استخوان‌های تک‌تک ما را خرد کرده بود.

من مسافرم چهار سال سفر نمی‌کرد؛ ولی من حتی یک هفته هم در آکادمی غیبت نداشتم. تک‌وتنها از سمنان به آکادمی جهت شرکت در لژیون خانم آنی و جلسات آقای مهندس می رفتم، چرا؟ نه اینکه من کسی هستم من هیچم؛ چون آقای مهندس بذر عشقی در دلم کاشتند که بعد از پروازشان، بیشتر شد و عطش آن عشق هم بیشتر شده است. تنها به این شکل آرام می‌شوم که هرچقدر خدمت می‌کنم، احساس می‌کنم کمی از دلتنگی‌ام کمتر شده است.

دیده‌اید وقتی دلتان برای عزیز سفرکرده‌تان تنگ می‌شود، سر خاکش می‌روید تا آرام بگیرید؟ یا به خانه پدر و مادر، هرکدام که سفر کرده‌اند، می‌روید و آرام می‌شوید؟ من هم دقیقاً همین حال را دارم. دوست دارم بیشتر از قبل به کنگره بیایم و خدمت کنم؛ به اهدافی که به آقای مهندس قول داده بودم، پایبند بمانم و در مسیرشان حرکت کنم. وقتی من به هدفم برسم، این هم دستاورد آقای مهندس است. هرکدام از ما زمانی که دکترای خود را می‌گیریم، این یک دستاورد آقای مهندس است. اینکه کمک کنیم هر انسانی به درمان برسد؛ چه درمان DST، چه درمان سیگار، قلیان و چاقی، همه این‌ها تک‌تک دستاوردهای آقای مهندس هستند.

ما فقط آن عشق را گرفتیم. خوش به حال کسانی که این عشق را بگیرند و آن را ادامه دهند؛ بعد از دستاورد عشق، دستاورد DST، درمان انواع اعتیاد با مواد مخدر، درمان سیگار، درمان قلیان و درمان چاقی مطرح می‌شود. در مورد چاقی، همه شما می‌دانید که بارها و بارها روش‌های مختلف را امتحان کرده‌اید و می‌دانید که به بن‌بست خورده‌اید. درمان سرطان خون، سرطان سینه، ام‌اس و کولیت اولسراتیو، همه این‌ها از دستاوردهای علمی آقای مهندس هستند. به قول آقای مهندس، ایشان پیر و مرشد نبودند؛ ایشان یک ارزش علمی دارند. من نمی‌گویم داشتند، می‌گویم دارند؛ چون زنده‌اند و فقط سفر کرده‌اند؛ سفری دیگر که ما نمی‌توانیم با چشم سر ببینیم؛ اما به صور پنهان اعتقاد داریم. اگر راهمان را خوب بیابیم، قطعاً حضورشان را حس می‌کنیم. اگر قبلاً در ذهنم کوچک‌ترین قضاوتی در مورد کسی می‌کردم، الان قضاوتش نمی‌کنم؛ برای اینکه حسش می‌کنم.

دیشب خودم را اینگونه دلداری دادم و آرام کردم. به خودم گفتم: «آزاده، یادت هست آقای مهندس یک سفر به انگلستان داشتند؟ من چهار سال، حتی یک هفته و حتی یک جلسه هم غیبت نکردم. یادت هست وقتی رفتی و آقای مهندس در جلسه نبودند، چقدر حالت بد شد؟ بعد فهمیدم برای ارائه مقالاتشان به خارج از ایران رفته بودند.» به خودم گفتم: «الان هم فکر کن که به خارج از کره زمین رفته‌اند؛ که واقعاً هم همین است. خب، ده سال دیگر یا یک سال دیگر، بیست سال دیگر می‌خواهی بروی؟ پس راهت را خوب برو، در اهداف و مسیر کنگره ۶۰ حرکت کن و مطمئن باش که تو هم در همین مسیر قرار می‌گیری و جزء خدمتگزاران خواهی شد.»

کولیت اولسراتیو، که یک بیماری گوارشی است، در دنیا کسی نتوانست درمانش کند؛ اما آقای مهندس با همین روش DST و داروی OT آن را درمان کردند. تک‌تک این موارد در مقالات علمی ایشان در سایت ثبت شده‌اند و شما می‌توانید آن‌ها را مطالعه کنید. تحقیقات ابتدا روی موش‌ها آزمایش شده و سپس روی انسان انجام گرفته است. بیماری‌هایی مانند صرع، ام‌اس، سرطان سینه و بسیاری از بیماری‌های ناشناخته، همگی روی موش‌ها آزمایش شد با متادون و داروهای دیگر نیز آزمایش  شدند؛ اما تنها روشی که پاسخ داد، متدDST و داروی OT بود. این کاری بود که آقای مهندس انجام دادند. یکی دیگر از دستاوردهای ایشان تحقیقات روی  بیان ژن بود و این ها همگی در آینده خود را بهتر و بیشتر نشان خواهد داد. این درختی که ایشان کاشتند و ریشه‌هایی که در زمین و آسمان دواندند، همچنان قوت خود را از قدرت مطلق می‌گیرند. به نظر شما، آیا این درخت هزاران سال دیگر از بین می‌رود و ضعیف می‌شود؟

اگر امروز منِ همسفر یا منِ مسافر، قدمی بردارم، چه مادی و چه معنوی، در هر بخشی که باشم، و آن قدم را با عشق بردارم، به قول استاد امین، این حرکت با عشق، میوه و محصولی به بار می‌آورد. من هم سهمی در این ثمره دارم و بی‌بهره نمی‌مانم. خوش به حال ما کنگره‌ای‌ها که آقای مهندس را از نزدیک دیدیم، دستاوردهایشان را در زندگی خود مشاهده می‌کنیم و قرار است کمک کنیم تا آیندگان و هزاران نسل بعد از ما نیز آن‌ها را ببینند. روح آقای مهندس شاد باشد. امیدوارم خداوند به خانواده محترمشان صبر عطا کند و به همه عزیزانی که عاشق آقای مهندس بودند، صبر و قوت بدهد تا بتوانیم همگی با عشق، در کنار یکدیگر و با عمل سالم حرکت کنیم.

تقدیر از نگهبان دوره قبل و‌ معرفی نگهبان دوره جدید

مرزبان کشیک: همسفر نسرین
تایپیست: همسفر زینت رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی پاسارگاد

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...