جلسه چهاردهم از دور هجدهم از سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰نمایندگی جواد گلپایگان به استادی مسافر روح اله و نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه«بزرگ داشت جناب مهندس ودستاوردهای علمی ایشان «کتابها » در روز سه شنبه مورخ بیست و هشتم مهر ماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۷آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان روح الله هستم یک مسافر
از حضور در این جلسه و توفیقی که نصیبم شد تا از آموزشهای شما بهره ببرم، شاکر و سپاسگزارم.از راهنمای عزیزم آقا مهدی سپاس گذارم که به من اجازه دادند در این جایگاه حضور یابم و خدمت کنم. در روزهای گذشته تحقیقی مختصر درباره موضوع جلسه آغاز کردم، اما در نهایت تصمیم گرفتم امروز بصورت دلی و از اعماق وجودم صحبت کنم. دستور جلسه این هفته، بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای ایشان بود. لازم میدانم درگذشت ایشان را به خانواده محترمشان و سپس به خانواده بزرگ کنگره شصت تسلیت بگویم. در راستای بزرگداشت این مرد بزرگ، امروز مراسمی باشکوه در مسجدی برگزار شد. هنگامی که سخنران محترم شرح حال آقای مهندس را بیان میکرد، لحظهای دیدم دستش را مشت کرده و گویی دستاوردهای ایشان را قرائت میکند و با اشاره دست آنها را تأیید و تأکید مینمود. باور کنید در آن لحظه به خود بالیدم و احساس غروری به من دست داد که خدا را شکر که من نیز عضوی کوچک از این خانواده بزرگ کنگره شصت هستم. به نظر این حقیر، بزرگترین دستاورد آقای مهندس، من و شماهایی هستیم که در کنگره حضور داریم. میخواهم کمی از دوران اعتیاد خود بگویم؛ شاید کلیدی باشد برای تازهواردی که با مشکلاتی دستوپنجه نرم میکند. روزی که وارد کنگره شصت شدم، پدرم، برادرم، همسرم و حتی داییام از من در دادسرا شکایت کرده بودند و با انبوهی از مشکلات وارد شدم. زندگی من در آستانه نابودی بود و من و همسرم در حال جدا شدن از یکدیگر بودیم. اما امروز که اینجا نشستهام، نه از آن شکایتها خبری هست و نه از آن مشکلات خبری هست. هفت ماه از آزادی و رهایی من از دام اعتیاد میگذرد و به آرامشی رسیدهام که حاضر نیستم آن را با هیچ چیز عوض کنم. خدای بزرگ را بابت این امر شاکر و سپاسگزارم. زمانی که وارد کنگره شدم، روزهایی را به یاد میآورم که پیاده میآمدم و گاهی دو یا سه ماشین عوض میکردم؛ نه پولی برای آژانس داشتم و نه وسیلهای برای آمدن. نمیدانم چه انقلاب عجیبی در زندگی من رخ داده و هنوز باور نمیکنم که خوابم یا بیدار. همه اینها را در ابتدا مدیون خداوند و سپس مدیون آقای مهندس میدانم. از دیگر دستاوردهای آقای مهندس، کتابهایی است که این مرد بزرگ برای ما به یادگار گذاشت: «چهارده وادی برای رسیدن به خود»، «عبور از منطقه شصت درجه زیر صفر»، «چهارده مقاله»، «ادموند و هلیا» و «حال شما چطور است؟». توفیق مطالعه همه آنها را نیافتم، اما در روزهایی که در سفر اول تنها بودم، کتاب «عبور از منطقه شصت درجه زیر صفر» بسیار به من کمک کرد؛ تا جایی که اگر پیاده به کنگره میآمدم، همین کتاب باعث میشد خودم را با پای پیاده به کنگره برسانم. خدای بزرگ را بابت همه اینها سپاسگزارم و از خداوند میخواهم به من توفیق خدمت در کنگره را عنایت کند،امیدوارم صحبتهای من کلید راهی برای کسی باشد که تازه وارد کنگره شده یا در ابتدای سفر است.
تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم
تنظیم و ارسال مرزبان خبری مسافر نریمان
نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
53