جلسه یازدهم از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پرند به استادی اسیستانت ورزش همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر سمیرا و دبیری همسفر رقیه با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)» روز سهشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خوشحال هستم امروز این توفیق حاصل شد که در جمع شما باشم. امیدوارم جلسه خوبی در کنار هم داشته باشیم. از نگهبان جلسه، گروه مرزبانی و اسیستانت رابط همسفر عصمت تشکر میکنم که اجازه خدمت را به من دادند. دستور جلسه امروز بزرگداشت آقای مهندس دژاکام است. صحبت کردن درباره ایشان در این شرایط واقعاً دشوار است. امیدوارم بتوانم حق مطلب را ادا کنم. بزرگداشت و در واقع سخن گفتن از تفکر و اندیشه شخصی چون آقای مهندس که زندگی بسیاری از ما را تغییر داده است. نوری که به زندگی ما تابید و راه خروج از تاریکیها را به ما نشان داد و همچنین عشقی که در قالب خدمت به انسانهای دردمند معنا پیدا کرد. آقای مهندس دژاکام الگوی همه ما بودند، هستند و خواهند بود. عشق ایشان رهایی انسانهای دردمند بود و بارها فرموده بودند هر مسافری که رها میشود خاطرهانگیزترین لحظه برای ایشان رقم میخورد و این با هیچ چیز قابل قیاس نیست.
ایشان تا آخرین لحظه زندگی حتی روزی که میخواستند برای جراحی بروند در تلاش برای رهایی انسانها بودند و ایستاده رفتند. ما نیز باید یاد بگیریم که در هر شرایطی و در سختیها و مشکلات زندگی محکم و استوار باشیم؛ حتی در شرایطی که اکنون برای ما پیش آمده است. به فرموده آقای دکتر امین اشکالی ندارد میتوانیم گریه کنیم و اشک بریزیم و عزاداری را داشته باشیم؛ چون واقعاً عزیزترین و تأثیرگذارترین شخص زندگی خود را از دست دادهایم و حفرهای در قلب ما ایجاد شده و این درد و ضایعهای سنگین است. با این حال باید در کنار همه اینها راه و مسیر آقای مهندس دژاکام را ادامه دهیم و بدانیم که وظیفه و مسئولیت ما از این پس بسیار سنگینتر است. راهی که میتواند به ادامه مسیر آقای مهندس کمک کند طبق صحبت ایشان که همیشه میفرمودند: «من دانشمند هستم و ارزش علمی دارم؛ اگر میخواهید از من تعریف کنید درباره مقالات سرطان، اماس، کولیت الستراتیو و دیگر مقالات من صحبت کنید.»
عضویت آقای مهندس دژاکام در انجمن محققین سرطان آمریکا افتخاری بسیار ارزشمند است که ایشان برای کنگره۶۰ کسب کردند و سربلند رفتند. وظیفه ما این است که این علم و دانش را به دیگران انتقال دهیم. آقای مهندس دژاکام از نظر فیزیکی در کنار ما نیستند؛ اما در سیدی عالم غیب فرمودند: «زندگی در هر بعد از حیات که باشد و از هر نقطهای که به انتها برسد دوباره آغاز میشود؛» یعنی هیچ مرگی وجود ندارد و هیچ پایانی نیست و بین آنهایی که پیوند عشق و محبت است در بعد دیگر دوباره همدیگر را ملاقات میکنند؛ اگر ما نیز در مسیر تزکیه و پالایش و در مسیر خدمت به انسانها حرکت کنیم مطمئن باشید پیوند محبت میان ما و آقای مهندس بسیار قوی میشود و ما هم میتوانیم دوباره همدیگر را ملاقات کنیم.
چیزی که در این شرایط بسیار به من کمک کرد و باور و پذیرش من را بیشتر کرد گفتگویی بود میان شمس و مولانا که مولانا از شمس میپرسد چه طور است که بعضی از آدمها میآیند و زندگی ما را تغییر میدهند و شمس پاسخ میدهد بعضی از انسانها نمیآیند که بمانند میآیند که انسانها را بیدار کنند. آقای مهندس آمده بودند برای بیداری ما، شاید اعتیاد اصلاً بهانه بود و آمده بودند تا ما را بیدار کنند. امیدوارم بتوانیم آن نوری را که در دل ما ایجاد شد و آن مواردی را که در دل ما بیدار کردند حفظ کنیم. آقای مهندس دژاکام دستاوردهای بسیاری برای کنگره به ارمغان آوردند از جمله کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، کتاب عشق، ۱۴ وادی برای رسیدن به خود، کتاب ۱۴ مقاله، کتاب ادموند و هلیا و کتاب ساختمان جسم که ایشان در طول این سالها به رشته تحریر درآوردند و همه آنها به گونهای راه و مسیر را برای ما باز کردند.
همچنین دستاوردهای پژوهشی بسیاری با معتبرترین دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کمبریج انگلستان داشتند. یکی دیگر از دستاوردهای شگفتانگیز ایشان انتشار مقاله مهار متاتساز سرطان سینه و کشف متد DST بود که پایه و اساس درمان بیماریهای چاقی، سیگار، اماس و کولیت اولستراتیو شد و همه اینها با روش DST انجام شد. مقالات بسیاری نیز در سایت کنگره۶۰ مطرح شده است که انشاءالله همه بروند و مطالعه کنند. اینها واقعاً گنجها و گوهرهایی هستند که آقای مهندس برای ما بهجای گذاشتند. امیدوارم به خوبی قدر ایشان را بدانیم و بتوانیم آنها را به دیگران انتقال دهیم. شاید بسیاری از ما ساده از کنار این موضوعات عبور کنیم. روزی قسمت شد در جمع عزیزانی که سفر ایکس کرده بودند حضور یابم و مشارکتهای آنها را بشنوم و آنها درباره اماس و کولیت اولستراتیو صحبت کنند، آنجا متوجه شدم که واقعاً این افراد چه مشکلاتی داشتند که بهبود یافتند.
با خود فکر کردم که درمان این بیماریها چگونه صورت میگیرد که این افراد حتی دانهای قرص هم مصرف نمیکنند؛ در حالی که در بیرون از کنگره۶۰ افرادی را داریم که به بیماری اماس مبتلا هستند و میبینیم چه قدر درد میکشند و چه آمپولهایی باید استفاده کنند؛ اما در کنگره این درمان به بهترین شکل در لژیونهای ایکس در حال انجام است. پیش خود گفتم واقعاً چه اتفاق بزرگ و ارزشمندی است و من چه قدر ساده از کنار آنها عبور میکردم. امیدوارم دانشی که به ما انتقال داده شده و آنچه که به دست آوردهایم بتوانیم ذرهای از آن را انتقال دهیم و نگذاریم چراغ دانشی که آقای مهندس روشن کردند خاموش شود. صحبتهای خود را با این بیت سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز، مرده آن است که نامش به نکویی نبرند به پایان میرسانم و میخواهم بگویم آقای مهندس دژاکام نام و یاد شما همیشه در تکتک لحظات زندگی ما جاری است و در قلب و جان ما همیشه زنده هستید؛ اگر چه جسم فیزیکی آقای مهندس دژاکام در کنار ما نیست؛ اما ما همیشه ایشان را با آموزشهایی که به ما دادند در کنار خود احساس میکنیم. امیدوارم بتوانیم تمام آنچه دریافت کردهایم را در حد توان انتقال دهیم تا این دانش همیشه پابرجا بماند.




مرزبانان کشیک: همسفر مرضیه و مسافر مجید
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر سمانه
همسفران نمایندگی پرند
- تعداد بازدید از این مطلب :
416