دلنوشته راهنمای محترم همسفر مصطفی، لژیون یکم همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد، در رابطه با دستور جلسه"بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان":
.jpg)
سلام دوستان مصطفی هستم یک همسفر.مسافر من قاسم،۱۲ سال تخریب وارد کنگره شد. آنتی x تریاک شیره حشیش الکل. ۱ سال سفر کرد به کمک، راهنمای خوبش آقای محمد صداقت در حال حاضر هم ۱۸ ساله که آزاد و رهاست. راهنمای خودم دکتر امین، رشته ورزشی والیبال شنا.
خداوند یا قدرت مطلق میداند آنچه را که ما نمیدانیم. او میرویاند، آنقدر که شب و ظلمت دنیا را فرا میگیرد؛ اما از میان سبزهها باید نور را جست. پایان هر نقطه، سرآغازی است. پایانی در راه نیست؛ تولد، آغاز تولدی دیگر است و آغازها به سرانجام میرسند. پاداش به آنانی که ماندگار، پراستقامت و استوار بودهاند، داده میشود؛ چراکه وعده خداوند دروغین نیست. سالهای سال، استادی استوار و عاشق به ما عشق را آموخت. هر سیدی که از استاد گوش کردم، مطلبی جدید آموختم. کسی میتواند عشق را آموزش دهد که خودش سرشار از عشق باشد و جناب مهندس دژاکام در عشق شناور بود. ایشان همیشه موضوعاتی را مطرح میکردند که خود از آنها بسیار جلوتر بودند. یک عاشق میتواند عشق را لمس کند و با حس عاشقی، عشق را بیاموزد. مهندس عاشق بود؛ عاشقی عاقل و سرشار از ایمان. همیشه در قلب، روح و جان ما ماندگار است و نجوای صدایش همواره در دلمان فریاد میکشد. از عشق او چه بگویم که همه را عاشق خود کرد؛ عاشق کلامش، رفتارش و تفکرش. او مردی بود که حرف و عملش یکی بود و هر آنچه انجام میداد، عاشقانه بود. همین بس که از قطره به اقیانوس بیکران عشقش رسیدیم و ما عاشقانه دوستش داریم. تا هستی هست، ما در کنار مهندس هستیم. شاید برای لحظهای فراموش کرده بودم که کنگره با مهندس دژاکام، کنگره شد و ماندگار ماند. اگر این مرد راستین تلاش و کوشش نمیکرد، شاید دیگر نامی از کنگره ۶۰ نبود. او با تمام توان تلاش کرد و خانواده و هر آنچه داشت، از جان و مالش، در مسیر کنگره گذاشت تا من و تمامی انسانهای در بند آزاد شویم. چه کسی میداند او چه کرده است؟ کسی که با گوشت، پوست و استخوانش کنگره را زندگی کرده است! باشد که پاداش الهی به کسانی داده شود که در راه صراط مستقیم، عاشقانه و بیمنت تلاش میکنند.
مرزبان خبری: همسفر معین
ارسال خبر: همسفر محمد حسین(لژیون چهارم)
سایت همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
10