English Version
This Site Is Available In English

مهندس دژاکام، معمار راهی از تاریکی تا روشنایی

مهندس دژاکام، معمار راهی از تاریکی تا روشنایی

امروز سه شنبه ١۴٠۵/٠٧/٢٨ جلسه دهم از دوره نهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶٠ زاهدان با دستور جلسه "کشف متد دی اس تی و دستاوردهای آقای مهندس دژاکام" به استادی مسافر فریدون، نگهبانی مسافر علی اکبر و دبیری موقت مسافر علی ساعت ١٧ آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا، فقدان این بزرگ‌مرد و دانشمند عزیز، جناب مهندس دژاکام را به تمام اعضای کنگره ۶۰ زاهدان تسلیت می‌گویم. از دست دادن ایشان برای همه ما غمی بزرگ است، اما آنچه از ایشان به یادگار مانده، دانشی است که مسیر زندگی انسان‌های بسیاری را تغییر داده و چراغی برای عبور از تاریکی‌ها شده است.

حدود سه سال و نیم است که در کنگره ۶۰ حضور دارم و در این مدت، بارها از آموزش‌های آقای مهندس دژاکام و سی‌دی‌های ایشان بهره برده‌ام. هر بار که صدای ایشان را می‌شنیدم و به محتوای سی‌دی‌ها گوش می‌دادم، احساس خوبی پیدا می‌کردم و می‌توانستم راه‌هایی را در زندگی‌ام پیدا کنم که پیش از آن برایم بسته و ناشناخته بودند. مطالبی را می‌آموختم که شاید در سال‌های تحصیل و آموزش رسمی هیچ‌گاه به این شکل با آن‌ها روبه‌رو نشده بودم. ایشان با کلام و آموزش‌های خود به من کمک کردند تا از نقطه‌ای تاریک در ذهنم عبور کنم و نگاه تازه‌ای به زندگی داشته باشم.

این آموزش‌ها فقط به موضوع درمان اعتیاد محدود نمی‌شد. من در مسائل مختلف زندگی، از رانندگی و روابط زناشویی گرفته تا ارتباط با فرزندان و نوه‌هایم، بارها با مشکلاتی مواجه می‌شدم. گاهی همان روز که مشکلی برایم پیش می‌آمد، سی‌دی مرتبط با آن موضوع را می‌نوشتم و گوش می‌کردم و متوجه می‌شدم که مطالب مطرح‌شده تا چه اندازه با مسئله‌ای که در زندگی خودم با آن درگیر بودم، ارتباط دارد. برای من این موضوع بسیار ارزشمند بود، زیرا احساس می‌کردم آموزش‌ها دقیقاً به همان نقطه‌ای اشاره می‌کنند که نیاز به شناخت و تغییر دارد. این تجربه برای من اغراق‌آمیز نیست، بلکه حاصل سه سال و نیم حضور، تجربه و آموزش گرفتن در کنگره است.

امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم در کنار آموزش‌های کنگره، توانسته‌ام از بسیاری از ضد ارزش‌ها فاصله بگیرم و سلامتی خود را به دست بیاورم. دلیل تأکید من بر این موضوع آن است که پیش از ورود به کنگره ۶۰، به مدت ۲۱ سال مصرف‌کننده بودم و روش‌های مختلفی را برای رهایی از اعتیاد امتحان کرده بودم. از دارو و روش‌های گوناگون گرفته تا راه‌هایی که تصور می‌کردم می‌توانند مرا از این وضعیت نجات دهند، اما هیچ‌کدام نتیجه پایدار و مطلوبی برایم نداشتند.

آخرین باری که تصمیم گرفتم مصرف را کنار بگذارم، توانستم حدود ۱۶ روز مصرف نکنم، اما پس از آن دوباره به مصرف برگشتم و حتی شرایط بدتری پیدا کردم. بارها با خودم فکر می‌کردم که آیا راهی وجود دارد تا بتوانم از این تاریکی بیرون بیایم و زندگی سالمی داشته باشم؟ آن زمان شاید بیشتر از واژه اعتیاد استفاده می‌کردیم، اما امروز با آموزش‌های کنگره بهتر می‌فهمم که مسئله فقط مصرف مواد نیست، بلکه تاریکی‌هایی است که انسان در ناآگاهی تجربه می‌کند و برای رهایی از آن‌ها به آموزش، شناخت و تغییر نیاز دارد.

خداوند راهی را پیش روی من قرار داد و من با ورود به کنگره ۶۰، به این مسیر علاقه‌مند شدم. هرچه بیشتر آموزش گرفتم، بیشتر متوجه شدم که این مجموعه بر پایه دانشی بنا شده که حاصل تجربه، تفکر، تحقیق و تلاش انسانی بزرگ است. انسانی که خود روزگاری در تاریکی اعتیاد گرفتار بوده و حدود ۱۷ سال با این مسئله دست‌وپنجه نرم کرده است.

آقای مهندس دژاکام روش‌های مختلفی را برای رهایی از اعتیاد تجربه کرده بودند. روش‌هایی که ممکن بود برای مدتی کوتاه نتیجه بدهند، اما به درمان پایدار منجر نمی‌شدند. تجربه‌های ایشان و آنچه در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و آموزش‌های صوتی مطرح شده، نشان می‌دهد که رسیدن به درمان واقعی، به شناخت صورت مسئله اعتیاد و درک نیازهای جسم و روان انسان وابسته است. ایشان به‌خوبی دریافته بودند که قطع مصرف به‌تنهایی به معنای درمان نیست و بدن انسان برای بازسازی و رسیدن به تعادل، به زمان و روشی درست نیاز دارد.

ایشان خود تجربه کرده بودند که پس از مدتی پرهیز از مصرف، همچنان نیاز جسمی و درونی به مواد وجود داشت. همین تجربه‌ها و خواسته عمیق برای رسیدن به راهی مؤثر، زمینه‌ساز شکل‌گیری تفکر و روشی شد که امروز آن را با نام متد دی‌اس‌تی می‌شناسیم. آقای مهندس در ماه مبارک رمضان، با اتکا به ایمان، تفکر و خواسته‌ای جدی برای یافتن راه نجات، به این مسیر رسیدند و توانستند دانسته‌های علمی خود را با تجربه زیسته خویش پیوند دهند.

ایشان با وجود برخورداری از دانش و تخصص در رشته مهندسی الکترونیک، می‌توانستند مسیر شغلی خود را دنبال کنند و زندگی شخصی‌شان را داشته باشند، اما درد و رنج انسان‌هایی را که درگیر اعتیاد بودند، نادیده نگرفتند. ایشان می‌توانستند به زندگی خودشان بپردازند، اما تصمیم گرفتند برای یافتن راهی جهت کمک به دیگران تلاش کنند. به همین دلیل، من کشف متد دی‌اس‌تی را تنها یک دستاورد علمی نمی‌دانم، بلکه آن را نتیجه پیوند دانش، تجربه، ایمان، مسئولیت‌پذیری و عشق به انسان‌ها می‌بینم.

یکی از موضوعاتی که بارها در آموزش‌های کنگره درباره آن شنیده‌ام، دشواری‌های فراوانی است که آقای مهندس برای معرفی و تثبیت شربت OT و فراهم شدن امکان استفاده از آن در مسیر درمان متحمل شدند. این مسیر آسان نبود و ایشان برای به ثمر رسیدن این تلاش‌ها، سختی‌های بسیاری را پشت سر گذاشتند. امروز وقتی به نتیجه این تلاش‌ها نگاه می‌کنیم، بهتر می‌توانیم ارزش آنچه را که به دست آمده است، درک کنیم.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این مسیر، فراهم شدن امکان درمان و بازگشت به زندگی برای شمار زیادی از انسان‌هاست. انسان‌هایی که بسیاری از آن‌ها سال‌ها با اعتیاد دست‌وپنجه نرم کرده‌اند و راه‌های مختلفی را آزموده‌اند، اما در نهایت با ورود به کنگره ۶۰ و قرار گرفتن در مسیر آموزش و درمان، فرصت تازه‌ای برای زندگی پیدا کرده‌اند. این دستاورد تنها به درمان اعتیاد محدود نیست، بلکه در تغییر نگرش، اصلاح رفتار، بازسازی روابط خانوادگی و یادگیری مسئولیت‌پذیری نیز خود را نشان می‌دهد.

از دیگر موضوعاتی که برای من بسیار جالب و قابل تأمل است، تجربه درمان سیگار در کنگره ۶۰ است. من بارها دیده‌ام افرادی که سال‌ها با مصرف سیگار درگیر بوده‌اند، با حضور در جلسات، دریافت آموزش و حرکت در مسیر درمان، توانسته‌اند از این وابستگی فاصله بگیرند. دیدن چنین تغییراتی برای من بسیار ارزشمند است، زیرا نشان می‌دهد وقتی روش درست، آموزش مناسب و زمان کافی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، امکان تغییر برای انسان فراهم می‌شود. این‌ها نمونه‌هایی از دستاوردهایی هستند که ارزش آموزش‌ها و روش درمانی کنگره را برای من ملموس‌تر می‌کنند.

من خودم همیشه آرزو داشتم روزی بتوانم در این مسیر خدمتگزار باشم و سهمی هرچند کوچک در ادامه راهی داشته باشم که آقای مهندس برای ما هموار کرده‌اند. امروز باور دارم که خدمت کردن، تنها به قرار گرفتن در جایگاه‌های مختلف محدود نمی‌شود، بلکه از همان روزهای نخست سفر آغاز می‌شود.

به نظر من، یک مسافر سفر اول پیش از هر چیز باید یاد بگیرد چگونه به جسم و روان خود خدمت کند. باید به درمان خود اهمیت بدهد، آموزش بگیرد، به مسیر درمان پایبند باشد و فرصت بازسازی را به جسم خود بدهد. وقتی انسان در مسیر درمان قرار می‌گیرد و به‌تدریج به تعادل نزدیک می‌شود، می‌تواند برای خدمت به دیگران نیز آمادگی بیشتری پیدا کند.

پس از رهایی نیز مسئولیت انسان پایان نمی‌یابد، بلکه مرحله تازه‌ای از زندگی و خدمت آغاز می‌شود. مسافر می‌تواند با ادامه آموزش‌ها، حضور در جلسات و پذیرفتن مسئولیت‌های متناسب با جایگاه خود، به دیگران کمک کند و در حد توانش ادامه‌دهنده این مسیر باشد. خدمت در کنگره فرصتی است برای اینکه آنچه را آموخته‌ایم، در زندگی خود به کار ببندیم و با انتقال تجربه و محبت، راه را برای دیگران نیز روشن‌تر کنیم.

من امروز با تمام وجود احساس می‌کنم که کنگره ۶۰ و آموزش‌های آقای مهندس دژاکام، دریچه‌ای تازه به روی زندگی من گشوده‌اند. انسانی که خود روزگاری برای رهایی از تاریکی تلاش کرده، توانسته است راهی را پیدا کند که امروز انسان‌های بسیاری از آن بهره می‌برند. این برای من معنای واقعی یک دستاورد بزرگ است.

از خداوند سپاسگزارم که فرصت آشنایی با این مسیر را به من داد. امیدوارم بتوانم با حفظ سلامتی، ادامه آموزش‌ها، دوری از ضد ارزش‌ها و خدمت صادقانه، قدردان این فرصت باشم و سهمی در ادامه راهی داشته باشم که آقای مهندس دژاکام با رنج، تلاش، دانش و عشق خود برای ما به یادگار گذاشتند.

یاد و نام ایشان در آموزش‌ها، در تغییر زندگی انسان‌ها و در مسیر رهایی مسافرانی که فرصت دوباره‌ای برای زندگی پیدا می‌کنند، زنده خواهد ماند. برای من، بهترین راه قدردانی از این بزرگ‌مرد، ادامه دادن مسیری است که به ما آموختند، مسیری که از تاریکی آغاز می‌شود، با آموزش و شناخت ادامه پیدا می‌کند و به روشنایی، تعادل و خدمت می‌رسد.

نگارش: مسافر مجتبی (لژیون چهارم راهنما آقای سعید)
عکس و ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...