نهمین جلسه از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی وکیلی یزد، به استادی راهنما همسفر راضیه، نگهبانی همسفر ناهيد و دبیری موقت همسفر الهام با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)» روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم بهخاطر لحظه بهلحظهاش، از ایجنت شعبه، مرزبانها، نگهبان و دبیر جلسه سپاسگزارم که فرصتی را به من دادند تا آموزش بگیرم. امروز در جایگاهی قرار گرفتهام که صحبت کردن در آن هم سخت است و هم مسئولیت سنگینی را به دوش من میگذارد؛ چراکه دستور جلسه بزرگداشت دانشمند، محقق و معلم، مهندس حسین دژاکام بنیان کنگره۶۰، دستاوردهای علمی و کتابهای ایشان است. بزرگمردی که برای ما با امید، آموزش، رهایی و تغییر مسیر زندگی گره خورده است.
درابتدا این ضایعه را به خانواده بزرگ ایشان، خانم آنی بزرگ، خانم آنی کماندار، دکتر امین، خانم شانی، دیدهبانهای محترم و همه اعضای کنگره۶۰ و هر آنکس که نام کنگره را به زبان آورده و معنای آن را درک کرده، تسلیت عرض میکنم.
بیتردید فقدان این مرد بزرگ اندوهی بسیار عظیم و سنگین خواهد بود؛ شاید این سؤال در ذهن من پیش بیاید که چرا این غم بسیار عمیق و بزرگ است؟ چرا نمیتوانم از کنار آن رد بشوم؟ بهنظر من بهخاطر آن پیوند محبت است؛ پیوند محبتی که یکشبه ایجاد نشده است، سالها طول کشیده که شکل بگیرد، ریشه بدواند تا پیوند عمیقی بین ما بهوجود آورد. پیوند محبتی که درطول این سالها ایشان با آموزشهایشان، صدایشان، حضورشان و نور امیدی که در دل انسانها ایجاد کردهاند و با راهی که پیش روی ما قرار دادهاند، شکل گرفته است؛ پس طبیعی میباشد که این غمواندوه یک مقداری سخت باشد. ما دلتنگ یک انسان و یا یک شخص نیستیم؛ با آموزشهای ایشان زندگی را بهگونهای دیگر دیدهایم، خودمان را شناختهایم و به امکان تغییر و رهایی ایمان آوردهایم؛ پس یادمان نرود این سخن آقای دکتر امین که به استوار ماندن تأکید دارند؛ چرا؟ چون آقای مهندس درطول این مسیر، تلاشهایی که انجام دادهاند، مانند یک درخت ریشهداری استوار بودهاند. نه تنها خودشان ایستادهاند؛ بلکه تکیهگاهی برای انسانهای زیادی بودهاند و به آنها فرصت دادهاند تا به رشد و شکوفایی برسند.
امروز وظیفه من این نیست که تلاش کنم اندوهگین نباشم؛ غمواندوه وجود دارد؛ بلکه وظیفه من این است که تلاش کنم تا اندوه، من را از مسیری که به من آموختند و در آن قرار گرفتهام دور نکند و به بیرون نیندازد. اگر صحبت از بزرگداشت آقای مهندس میشود، اینکه من از خوبیهای ایشان میگویم، از بزرگی ایشان یاد میکنم و از خدماتی که برای من انجام دادهاند قدردانی میکنم، بسیار بسیار باارزش است؛ ولی بزرگداشت واقعی زمانی اتفاق میافتد که من معنای واقعی هر آنچه که اتفاق افتاده را درک کنم و بفهمم. اگر من میخواهم از دستاوردهای آقای مهندس بگویم؛ باید برگردم به زمانیکه ایشان با یک مسئله مهمی روبهرو شدند: اعتیاد، رنج بشر و مشکل رهاشدن از آن.
ایشان تسلیم نشدند، گشتند و تحقیق و جستوجو کردند تا یک راهی پیدا کنند که این مشکل را حل نمایند، این راه پیدا شد؛ ولی مسئله شخصی نشد؛ بلکه تدوین یک رویکردی شد برای صورتمسئله اعتیاد، ابداع یک روشی شد بهنام DST، روش تدریجی. بهدنبال آن کتابهایی منتشر شد: کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر، کتاب ۱۴ مقاله، کتاب عشق ۱۴ وادی برای رسیدن به خود، کتاب ادموند و هلیا و کتابهای دیگری مانند کتاب ساختمان جسم و کاهش وزن، کتاب حال شما چطور است؟ و مهمتر از آن، به تأسیس کنگره۶۰ رسید. اینها همه نتیجه آن تلاشها بود؛ ولی به اینجا ختم نشد. آقای مهندس تنها ایرانی عضو انجمن سرطان آمریکا بودند؛ تحقیقات زیادی با دانشگاه کمبریج انگلستان و با دانشگاههای دیگر انجام دادند؛ مقالات بسیار زیادی با معتبرترین دانشگاههای جهان و کشورهای آمریکا، انگلستان، اسپانیا و دیگر کشورها؛ درمورد انواع بیماریها، ازجمله بیماری سرطان و اماس، انواع کنسرها، کووید ۱۹، درمان انواع مواد مخدر و خیلی کارها و تحقیقات دیگر انجام دادند؛ یکی از دغدغههای مهم ایشان خرید دستگاهی بود که بتواند ژنها را بررسی کند، دستگاه میکرواَری تا بتوانند ژنتیک، تغییرات ژنی و بیان ژنها را با آن بررسی کنند که این دستگاه در ایران وجود نداشت و موفق به خریداری آن شدند؛ اینها همه تلاشهای ایشان بود.
آقای مهندس صدفی را در دستان تمام اعضای کنگره۶۰ گذاشتند که درون این صدف پر از مرواریدهای ارزشمند بود؛ کسی ارزش این مرواریدها را میداند که معنای واقعی آن را درک کرده باشد. تفاوت این مرواریدها و صدفی که ایشان در دستان تکتک ما قرار دادهاند این است که وقتی از این مرواریدها به دیگران بدهیم، تعداد آن کم نمیشود؛ یکی دیگر از ارزشهای این صدف و مرواریدهای داخل آن، این است که هرچه بیشتر از آن استفاده کنیم، ارزشمندتر میشود؛ پس وظیفه من است که تلاش کنم هر آنچه که در اختیار من گذاشتهاند دست بهدست کنم و این مروارید را به دیگرانی که نیاز دارند و خواستار ریزش هستند، برسانم.
میخواستم به آقای مهندس بگویم: شاید امروز صدای شما را مثل گذشته نشنویم و حضور شما را در جایگاه همیشگی نبینیم؛ اما آنچه که با دانش، تجربه، تلاش و محبت بنا کردید، مسئولیتی را پیش روی تکتک ما قرار داده است. امیدوارم در روزهای آتی و پیش رو بهجای اینکه تنها از بزرگی ایشان سخن بگوییم، در عمل نیز شاگردان شایستهای برای آموزشهایشان و انتقال آن به دیگرانی که نیاز دارند باشیم. یاد و نام شما گرامی و راهی که برای رهایی و رشد انسانها گشودهاید، باشد چراغ راه تکتک ما. ممنون که به صحبتهای من گوش دادید.

مرزبانان کشیک: همسفر مهناز و مسافر مصطفی
تایپیست: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مهدیه
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
274