بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم که سرعت صوت و سرعت نور با نمایش بهترین رنگها را همراه داشته باشد تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافتهایم.به جهت فرمان، نوری باشیم که خداوند میخواهد نه آتشی که همه چیز را ویران نماید و نمایش نور از شعلۀ آتش ...
سلام دوستان علیاصغر هستم مسافر؛ آنتی ایکس شیره کشیدنی، ورزش والیبال، راهنما مسافر مصطفی، رهایی ۳ سال و 11ماه.
این روزها، فضای کنگره رنگ و بوی دیگری دارد. سکوتی سنگین اما پر از معنا بر چهرهها سایه افکنده است. وقتی به هر مشارکتی گوش میدهم، گویی مهندس در همین نزدیکی، با همان نگاه و آرامش بیبدیلش حضور دارد و کلامش در گوشهایم طنینانداز است.
اما چقدر این سکوت درونش غم موج میزند؛از این روزها که دیگر بعد از پایان هر مشارکت، آن صدای پرشور تشویقهای دستهجمعی بلند نمیشود! این روزها که بغضی سنگین در گلوی هر رهجویی جا خوش کرده است.
غذا طبخ کردن در کنگره؛سنتی که همیشه برای ما یادآور ماه مبارک رمضان بوده و هرچه امروز داریم و به آن میبالیم را مدیون همین ماه مبارک هستیم؛ چرا که متد DST و تنها راه درمان اعتیاد، در چنین ایام پربرکتی توسط آقای مهندس کشف شد. امروزه نیز در نمایندگی غذا طبخ میشود، آخ که این کجا و آن کجا... چرا که آن روزها به عشق و شکرانه کشف همین راه درمانبود و امروز، برای بزرگداشت و یادبود آقای مهندس
با این حال، از همهی این دلتنگیها و بغضها که بگذریم، ما شاگرد و رهجوی بزرگمردی هستیم که به کرار بهمون آموزش داده که غم بزرگ، دو لبه دارد:
یک لبهی آن میتواند انسان را به اعماق تاریکی و نابودی سوق دهد؛ و لبهی دیگرش، همین غم و درد است که باعث میشود تا بیش از پیش، با صلابت، پشتکار و تکیه بر آموزشهایی که تاکنون دریافت کردهایم، به راهمون ادامه بدهیم.
این همان خواستهای است که آقای مهندس از یکایک اعضا داشتند؛ اینکه با بهرهگیری از آموزشها، پرچم معرفت، عمل سالم و عدالت را برافرازیم و نشان دهیم در مسیر صراط مستقیم، این عشق است که حرف نخست را میزند
مهندس عزیز، راهت با عشق ادامه دارد...
مرزبان خبری: مسافر احمد
ارسال: مسافر محمدرضا ل۷
- تعداد بازدید از این مطلب :
285