جلسه چهارم از دوره بیستم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی زاگرس به استادی راهنما همسفر زهره، نگهبانی همسفر نرگس و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)» در روز دوشنبه ۲۷مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سپاسگزار خداوند هستم که یک بار دیگر این توفیق و اجازه به من داده شد تا در کنگره حضور پیدا کنم و در جمع شما دوستان پر از عشق و محبت باشم. امیدوارم که این روزهای سخت را با آن پیوند محبتی که بین تکتک ما اعضای کنگره ۶۰ است، بگذرانیم و کمی از دردهای قلبمان التیام پیدا کند. امروز در این جایگاه قرار گرفتم، برای من حسوحال عجیبی دارد؛ چرا که باید در مورد کسی صحبت کنم، در مورد عزیزی صحبت کنم که آموزش رهایی را برای ما به ارمغان آورد؛ جناب آقای مهندس دژاکام، بنیان کنگره ۶۰؛ کسی که راه درست زندگی کردن و راه رهایی از تاریکیها را برای ما باز کرد. فکر میکنم صحبت کردن در مورد آقای مهندس بسیار سخت است؛ چراکه دستاوردهای ایشان آنقدر بزرگ هستند که در کلام نمیگنجند و شاید بتوانیم تنها بخشی از آنها را در اندک زمانی بیان کنیم.
قطعاً رفتن بعضی از انسانها فقط خالی شدن یک جایگاه نیست؛ انگار که بخشی از وجود و احساس ما را هم با خودشان میبرند؛ اما ما در کنگره استوار بودن را یاد گرفتیم. یاد گرفتیم که در برابر سختیها چگونه ایستادگی کنیم؛ همانطور که آقای مهندس به ما یاد دادند وقتی موجهای سهمگین وارد زندگی ما میشوند، چگونه موجسواری را یاد بگیریم. این هم یکی دیگر از آن موجهای سنگینی است که وارد زندگی ما شد؛ اما ما باید با آن آموزشهایی که خود آقای مهندس به ما دادند، محکم و استوار باشیم و در جهت اهداف کنگره ۶۰ و اهدافی که آقای مهندس همیشه مدنظر داشتند، حرکت کنیم.
درست است که فقدان و اندوهی در دل تکتک ما است؛ ولی ما باید در مورد اینکه آقای مهندس چه کسی بودند، صحبت کنیم. آقای مهندس همیشه میگفتند: «اگر میخواهید در مورد من صحبت کنید، در مورد جایگاه علمی من صحبت کنید، نه شخصیت معنوی.» هرچند که آقای مهندس شخصیت معنوی بزرگی دارند؛ ولی جایگاه علمی ایشان بسیار والاست.
آقای مهندس خودشان تجربه زندگی سختی را گذراندند و از دل این تجربه سخت، متد DST کشف شد. این متد، رهایی هزاران نفر را از دام اعتیاد به ارمغان آورد و از دل آن، روشهای دیگری برای درمان شکل گرفت؛ مثل درمان سیگار و کاهش وزن؛ موضوعی که بسیاری از افراد جامعه با آن درگیر هستند و خیلی از انسانها سالانه بهخاطر ناآگاهی جان خودشان را از دست میدهند. آقای مهندس همیشه میفرمودند که درد و رنج بشر بهخاطر علمهای کشفنشده است و وقتی علمی یا دانشی کشف شود، قطعاً درد و رنجی هم کم خواهد شد.
آقای مهندس در کنار اینها، تحقیقاتی هم در مورد انواع بیماریها داشتند؛ چراکه افرادی که بهواسطه اعتیاد وارد کنگره میشدند، یکسری بیماریهای زمینهای هم داشتند. کمکم دیدند که این بیماریها بعد از اینکه اعتیاد فرد درمان میشود، در کنارش درمان میشوند. اینجا بود که دست از تلاش برنداشتند و شروع به تحقیق در مورد بیماریها کردند؛ بیماریهایی نظیر سرطان سینه، اماس و کولیت روده، که همان زخمشدن روده است.
تمام اینها دستاوردهای بسیار عجیبی بودند؛ چرا که تکتک این بیماریها در هیچ جای جهان درمان ندارند. آقای مهندس روی نمونههای جانوری تحقیق میکردند و تمام اینها درمان شده بودند. ما در کنگره افراد زیادی داشتیم که بهواسطه درمانی که انجام میدادند، بیماریهایی نظیر سرطان و اماس آنها درمان شده است. همانطور که آقای حکیمی روز پنجشنبه گفتند، گاهی اوقات حکم یک قاضی در زمان حیات خودش آنقدر که باید شناخته نمیشود و این هم همینطور است. آقای مهندس دانشمندی بودند که فکر میکنم نظیر ایشان را در قرنی که ما در آن زندگی میکنیم، نداریم و نخواهیم داشت؛ چرا که به علمهایی دست پیدا کردند که معضل تمام جهان هستند؛ مثل بیماری اعتیاد، درمان سیگار، بیماری سرطان و چاقی. تمام اینها شگفتیهایی بودند که آقای مهندس برای ما رقم زدند.
یکی از دستاوردهای بزرگ آقای مهندس، فکر میکنم، زنده کردن انسانها بود؛ چرا که امید را در دل تکتک ما زنده کردند. مسافران ما را احیا کردند، خانوادههای ما را احیا کردند و منِ همسفر را به زندگی امیدوار کردند. شاید من یک روزی در زندگی ناامیدترین شخص بودم؛ اما وقتی وارد کنگره شدم، امیدوار شدم و امید به زندگی را به دست آوردم.
در مورد کتابهای آقای مهندس اگر بخواهم بگویم، ایشان کتابهایی برای ما به یادگار گذاشتند که تکتک آنها راه و رسم زندگی را به ما آموزش میدهند. اولین کتاب ایشان، کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» است که آقای مهندس تجربیات خودشان را از اعتیاد در آن بیان میکنند؛ ولی جدای از اینکه تجربیات خودشان را در این کتاب بیان میکنند، کتاب ۶۰ درجه یک کتاب باز است که ما از آن نام میبریم؛ چراکه هر بار این کتاب را مطالعه کنیم، با اندکی آگاهی بیشتر، مفهوم و معنای آن را به شکل دیگری متوجه میشویم. من زمانی که سفر اول بودم، مفاهیم کتاب ۶۰ درجه را به شکل دیگری متوجه میشدم و الان که سفر دوم هستم، به شکل دیگری درک میکنم. هرچقدر دانایی ما افزایش پیدا میکند، شناخت ما از کتاب ۶۰ درجه هم تغییر پیدا میکند و این یکی از شگفتیهای کتاب ۶۰ درجه است. این کتاب یک خودآموز برای حل مشکلات انسانهاست؛ نهفقط برای اعتیاد، بلکه برای تمام مشکلات انسانها. این کتاب همیشه این را به من یادآوری میکند که تمام مشکلات یکشبه تغییر پیدا نمیکنند و من باید صبر کنم، استقامت کنم و بردباری داشته باشم تا به آن چیزی که مد نظرم است، برسم.
یکی دیگر از کتابهای آقای مهندس، کتاب «عشق» است؛ چهارده وادی که از عنوان کتاب مشخص است، چهارده وادی دارد. این کتاب از وادی اول، که تفکر است، شروع میشود و به وادی عشق میرسد. اگر ما تکتک این وادیها را پشت سر بگذاریم، متوجه میشویم که عشق واقعی چه عشقی است. کتاب عشق کتابی است که آدرس انسان را به خودش میدهد و فکر میکنم نه فقط برای اعضای کنگره؛ بلکه برای تکتک انسانها کتابی است که باید خوانده شود. کتابی است که فکر میکنم باید به انسانهایی که دوستشان داریم، هدیه بدهیم؛ اگر میخواهیم مسیر زندگی را به آنها یاد بدهیم.
کتاب دیگر ایشان «چهارده مقاله» است که دیدگاه نوینی در مورد اعتیاد دارد و اعتیاد را میشناسد؛ اینکه اصلاً اعتیاد چیست و روشهایی که برای درمان اعتیاد وجود دارند و روشهای غلطی که برای درمان اعتیاد به کار میروند، چه هستند. کتاب «حال شما چطور است؟»، کتاب «ادموند و هلیا» که کتابی است که خلقت انسان را در آن بیان میکند؛ ولی بهصورت نمایشنامه نوشته شده است و مطالب آن آنقدر زیبا نوشته شدهاند که هر وقت آن را میخوانی، حس زیبایی در تو ایجاد میشود.
کتاب آخر ایشان هم کتاب «کاهش وزن و ساختمان جسم» است که ما را با ساختار جسممان آشنا میکند. این کتاب نه فقط به درد کسانی میخورد که اضافهوزن دارند؛ بلکه برای تمام انسانها مفید است. همانطور که آقای مهندس فرمودند، اصلاً بر شما واجب است که این کتاب را به دیگران هدیه بدهید. خیلی از انسانها بهواسطه همین کتاب، حتی اگر به کنگره هم نیایند، به وزن ایدهآل دست پیدا میکنند.
امروز جای خالی آقای مهندس را نمیتوانیم نادیده بگیریم. دلتنگی وجود دارد؛ ولی آموزشهای ایشان با نامشان گره خورده است. ما اگر میخواهیم نام آقای مهندس را همیشه زنده نگه داریم، باید پیرو آموزشهای ایشان و پیرو اهداف آقای مهندس باشیم. هدف آقای مهندس در کنگره چه بود؟ ما در کنار این اندوه، مسئولیتی هم پیش رو داریم. مسئولیتی که من دارم، این است که قدمهایم را محکمتر بردارم؛ حتی اگر قبلاً یک روز میآمدم و یک روز نمیآمدم، یا لحظهای تردید میکردم که امروز به کنگره بروم یا نروم، از این به بعد باید قدمهایم استوارتر باشد؛ چراکه ما استادی داریم به اسم آقای مهندس. ایشان همیشه میفرمودند: «انسان با مرگ از بین نمیرود و این فقط یک انتقال است و از جهانی به جهانی دیگر منتقل میشود».
ما استادی مثل آقای مهندس داریم. کتابهایشان همچنان هستند و فایلهای صوتیشان همچنان وجود دارند. کافی است بخواهیم آموزش بگیریم، کافی است بخواهیم یاد بگیریم و کافی است بخواهیم در جهت آگاهی حرکت کنیم تا آن آموزشها را دریافت کنیم. امیدوارم که از تکتک این دستور جلسه، آنطور که باید، استفاده کنیم و دستاوردهای آقای مهندس را بشناسیم. دستاوردهای آقای مهندس را نه فقط در کنگره؛ بلکه خارج از کنگره هم به دیگران نشان بدهیم؛ اینکه اصلاً آقای مهندس چه کسی بودند.
شاید وقتی نام آقای مهندس دژاکام را میبرم و در اینترنت هم بخواهم جستوجو کنم، فقط مطالبی در مورد درمان اعتیاد پیدا شود؛ ولی من باید به شخصه نشان بدهم که آقای مهندس دژاکام چه کسی بودند؛ کسی که فکر میکنم ناجی بشریت بودند و علمی را در اختیار انسانها قرار میدادند و راه درمان بیماریهایی را کشف کردند که تمام جهان در برابر آنها عاجز هستند. این چیز خیلی کمی نیست. اگر به شخصه میخواهم حافظ حرمتهای کنگره باشم، باید تمام آن حرمتهای کنگره و تمام آن چیزهایی را که آقای مهندس بیان کردند، حفظ کنم و از آنها پاسداری کنم تا انشاءالله بتوانم سهم کوچکی داشته باشم برای اینکه این مکان را پابرجا نگه دارم و همینطور استوار قدم بردارم.




مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر علی محمد
تایپ: راهنمای تازهواردین همسفر مهین
عکس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
251