ششمین جلسه از دور چهارم از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی رزن با دستور جلسه :«دستاوردهای آقای مهندس دژاکام " با استادی ایجنت محترم مسافر مجید و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر روح الله در روز پنجشنبه مورخ ۲۳ مهر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰آغاز به کار نمود
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مجید هستم یک مسافر
خدا را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر اذن و اجازه این داده شد من تو این جایگاه قرار بگیرم آموزش بگیرم و خدمت کنم دو سه تا مطلب هست که اول می خواهم انها را بیان کنم بعدش حالا به دستاوردهای آقای مهندس که برای هیچ کدام از ماها پنهان نیست یکی اصلا دستاوردهای آقای مهندس خود ماییم باعث شد خودمان را بشناسیم باعث شد که زندگیمان را بشناسیم و به زندگی برگردیم خود من منِ مجید دنیایم را بشناسم
یک مسئله اینکه حالا ایجنت محترم قسمت همسفرها می دانند ما هفته بعد روز یکشنبه سه شنبه و پنجشنبه، دوشنبه که جلسه خصوصی همسفرهاست به قولی شام داریم تو شعبه به مناسبت بزرگداشت آقای مهندس ما تو لژیون ها وسط لژیون یعنی ده دقیقه پانزده دقیقه آخر شام پخش می کنیم برای بزرگداشت آقای مهندس و خود کنگره هزینه این ها را می دهد ولی کسانی که خودشان دوست دارند و با صلاحدید خود راهنماها می توانند تو این امر شریک باشند از هزار تومن تا هر مقداری که دوست دارند می توانند تو این سهیم باشند دوم اینکه دکتر امین با ان تفکری که داشتند و ان برنامه ریزی که داشتند
قرار شده برای رفتن به دیدن مزار آقای مهندس انجایی که فوت شدند من خودم زیاد اصلا چیز من خودم زیاد زیارت اهل قبور نمیروم تو این زمینه انهم به خاطر گفته خود آقای مهندس هست که می گوید من وقتی می خواستند مادرم را خاک کنند نرفتم برای چی؟ برای اینکه نمی خواستم خاطره ای از ذهنم پاک بشود دوست داشتم خاطره هایی که خوب هست تو ذهنم باشد و من از ان به بعد دیگر سعی کردم کمتر بروم و همان خاطره های خوب را نگه دارم ولی خب دکتر امین گفتند که کسانی که دوست دارند بروند و به قولی حالا انجا باشند خودش را کنگره دارد مشخص می کند روزهای خاصی چه شعبه هایی می توانند بروند و دیداری با آقای مهندس داشته باشند این دیدار ، دیدار ذهنی هست برای دیدن محل دفن آقای مهندس بروند و یک روز برای ما هم مشخص می شود که من احتمال می دهم روز ما یعنی رزن و کبوتراهنگ و همدان تو یک روز باشد که بتوانیم برویم و اجباری نیست که همه بخواهند بیایند هر کسی که دوست داشته باشد می تواند بیاید این برنامه ریزی هم که شده به خاطر شرایط کشور هست که ازدحام جمعیت نشود
.jpg)
چون کنگره شصت یک جمعیت چند هزار نفری هست که اگر بخواهند اینها دور هم جمع بشوند تو یک منطقه می شود ازش خیلی سو استفاده ها کرد و به قولی خیلی استفاده های خاصی کرد به قول یک بنده خدایی می گفت دویست نفر جمع می شویم یک گوشه دو نفر میایند انجا شعار می دهند که اصلا از ما نیستند بعد به اسم کل کنگره تمام می شود و این برای ساختار کنگره خیلی بد هست سر همین دو سه تا مطلبی هم که تو اینستاگرام فکر کنم پخش کردند و اکثرا این را می دانند که بیشتر از ده دقیقه انجا نباید توقف کنند همان که رفتیم حالا عکسی می خواهیم بگیریم کاری می خواهیم بکنیم یا عرض ادبی داشته باشیم ولی مهم ترین قضیه این هست چون من این که دارم می گویم اگر ما می رویم انجا واسه این هست که قدردانی کنیم استاد امین می گوید وقتی که حالا تو اینستاگرام فکر کنم اکثرا دیدید اصلا کنگره با فوت آقای مهندس تمام میشود
بلکه یک تفکری هست که باقیست تفکری که حتما از بین رفتند و تموم شد نه ما ناراحتیم من خودم ناراحت بودم چند روز الان این دو روزه این یک ذره کمتر شده بیشتر به خاطر خودمان ناراحتیم چرا ناراحتیم چون یک نفر بود از خودمان دلسوزتر نسبت به خودمان و این داشت به ما کمک می کرد راهی را به ما نشان می داد که ما به سلامتی می رسیدیم و این خیلی قابل تامل و خوب هست و این به ما نشان می دهد که قدر داشته هایمان را بدانیم قدر همین جمع ها را بدانیم قدر دور هم بودن ها را بدانیم قدر راهنمایی که تو لژیون هست را بدانیم قدر مرزبان های که دارند از وقتشان از زندگیشان می زنند

میان اینجا خدمت می کنند بدانیم یه داستانی بود من همیشه تو ذهنم هست می گوید یک روزی بچه ماهی از مادرش می پرسد که مادر آب چی هست؟ می گوید این آب زمانی معناش را متوجه می شوی که از آب بروی بیرون بعضیهامان زندگی های خوبی داریم بچه خوب زندگی خوب حال خوب ولی زمانی باعث می شود که قدر این داشته ها را ندانیم و افسوس بخوریم که این رو از دست بدهیم این مرگ این را یادآوری می کند که ما قدر داشته هایمان را بدانیم خیلیها هستند فکر می کردند که آره این سرابی که از دور بهشت می بینند و به خاطر همین شاید زندگی خودشان را خراب کردند ولی نمی دانند که ان فقط سراب هست یعنی از دور قشنگ هست وقتی بهش برسن چیز قشنگی نیست قدر داشته هایمان را بدانیم وقتی که الان همه مان دور هم هستیم این خیلی عظمت و بزرگی دارد یدالله مع الجماعه وقتی یک جمعی دور هم جمع می شوند و همدل هستند وقتی تنها پیوند محبتی که ما را به هم متصل نگه می دارد این به نظر من بزرگترین معنا را دارد بزرگترین درس را می تواند
به ما بدهد و در مورد دستاوردهای آقای مهندس و اینقدر دستاورد دارند که الان بروید تو سایت اصلی کنگره شصت همه تسلیت گفتند آقای مهندس درمان سرطان خون را حالا تا جایی کشف کردند کلیت استراتیو روده را درمان کردند اعتیاد وسیگار را درمان کردند سیستم مدیریت کنگره شصت را درست کردند که مو لا درزش نمیرود آقای مهندس خودشان نیستند ولی کنگره شصت هست به همان رویه دارد جلو می رود بدون هیچ خللی اینها تفکر آقای مهندس بود و اگر ما ناراحتیم واسه این هست که ما یک نعمتی را از دست دادیم وگرنه خود آقای مهندس جایشان که صددرصد خوب هست و همه ما می دانیم
یک چیزی که واضح و مبرهن هست و همه ما می دانیم و ان شاالله که من امیدوارم بعد از این بتانیم محکم تر تو این مسیر باشیم شاید این حس القا بشود خب وقتی آقای مهندس نیست پس چی ما اینجا یاد گرفتیم تو سفر اول کنگره شصت ما را به خداوند وصل می کند دیگر به آنچه علاقه داری مشغول باش تا دلت به خداوند وصل بشود و این را بدانیم تنها چیزی که انسان را می تواند نجات بدهد آموزش هست تنها چیزی که ماها را نجات داد حالا اینهم بگویم یک مقدار شاید یک دقیقه اضافه بشود یک بنده خدایی بچه شانزده هفده ساله است کنار مغازه ما می آید پیش پدرش کار می کند این می آید از وضعیت مدرسه شان برای من تعریف می کند که ما اولین روز پانزده نفر بودیم کلاس اول اولین کلاس، درکلاس چهارم دو نفر بودیم اکثرا فرار کردند اکثرا سیگار می کشند اکثرا اینجوری اکثرا انجوری هستند

و من داشتم بهش فکر می کردم چرا کسی از کنگره فرار نمی کند اینجا هم کلاس آموزشی هست اینجا هم داریم آموزش می دهیم انجا هم دارند آموزش می دهند ولی اینجا تنها چیزی که هست معلمان راستین هستند که آقای مهندس تربیت کرده همین راهنماهایی که هستند وقتی کلام حق از حلقوم حق بیرون بیاید این باعث می شود که شخص بتواند بیاید و بشنود وگرنه هیچ کدام را اجبار نکردند نه این سیستمی هست که آقای مهندس به وجود آورد و ما باید این را بدانیم و ما باید این سیستم و این به قول آقای مهندس این دو ( دو امدادی) که دونده ای در وسط مسیر مشعل رابه دونده دیگری میدهد
تا به انتهای مسیر برسند کنگره شصت هم همین هست یک روزی چهار نفر پنج نفر شدند اینجا بیست نفر سی نفر هزینه پرداخت کردند کنگره شصت مشعلش روشن شد حالا باید ما تلاش کنیم همسفران و مسافران فرقی نمی کند آقای استاد آقای منصوری می گفتد همسفرا القا یشان خیلی بیشتر از مسا فران هست یعنی حرفی که یک همسفر می توا ند القا کند پیامی برای کنگره هست که حالا ان پیامی که می تواند بدهد بیشتر از مسافر هست و نباید این قضیه را کوچک بشماریم یا کم بشماریم و بتوانیم این مشعل رو روز به روز بزرگترش کنیم جایمان را عوض کنیم تعدادمان بیشتر بشود و یک کنگره و شعبه خوبی پر از آموزش و پر از انرژی و حال و خوش داشته باشیم که هر کسی که وارد می شود اینجا زندگیش آباد بشود حالش خوش بشود و واقعا یک انسانی بشود که هم برای خودش و به اطرافیانش مفید باشد من هم امیدوارم که این اتفاق برای من هم بیفتد بتوانم خدمتگزار باشم بتوانم یک انسان مفیدی برای خودم و اطرافیان خودم باشم
تشکر که به حرفهایم گوش دادید

بارگذاری مسافر مجید
تایپ مسافر نظام
عکاس مسافر حمید
- تعداد بازدید از این مطلب :
69