ششمین جلسه از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ مسافران نمایندگی رفسنجان با استادی مسافر امید، نگهبانی مسافر عنایت و دبیری مسافر میثم با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاورد های علمی ایشان» یکشنبه بیست و ششم مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به فعالیت نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان امید هستم مسافر، از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم، از خدمتگزاران کنگره ۶۰ و راهنمای بزرگوارم آقا محسن که اجازه دادند امروز در این جایگاه خدمت کنم، تشکر میکنم. نمیدانم ضایعه فقدان و جای خالی مهندس در این دنیا را چگونه بیان کنم. در خصوص دستاوردهای جناب مهندس می شود ساعتها صحبت کرد. جناب آقای مهندس قبل از ابداع روش DST، در خصوص چشم الکترونیکی تحقیق میکردند و توانستند در صنعت، چشم الکترونیکی را اختراع کنند. از زمانی که روش DST را ابداع کردند، دریچه ای تازه در جهان اعتیاد باز شد. در یک هفته اخیر زیاد به گذشته خودم فکر کردم.
.jpeg)
در گذشته نه در محل کارم و نه در خانه اصلاً آرامش نداشتم. شبها درست نمیخوابیدم. با هیچکس ارتباط درستی نمیتوانستم برقرار کنم. من از میکروفون میترسیدم و نمیتوانستم میکروفون را دستم بگیرم و مشارکت کنم. این شجاعت را مهندس با آموزشهایشان به من دادند، که بتوانم الان در این جایگاه باشم. شجاعت و اعتماد به نفسم را مدیون جناب آقای مهندس هستم. من در محل کارم میترسیدم بروم حقم را بگیرم. صورت مسئله اعتیاد،صورت مسئلهای است که می گوید هر بیماری ریشه در جسم دارد. سیستم شبه افیونی بدن، وقتی به تعادل نرسد، روان و جهان بینی هم به تعادل نمیرسد. به فرموده جناب آقای مهندس هر بیماری ریشه اش به سیستم ایکس بر میگردد. از معجزات آقای مهندس D.SAP است. هرچه در مورد D.SAP صحبت شود کم است. من در ابتدای سفرم شدیدا درگیر یبوست بودم و وقتی با راهنمای خوبم آقا محسن صحبت کردم، به من گفتند که حتماً D.SAP مصرف کنم که بعد از مدت سه تا چهار ماه خوب شدم و الان هم بعد از گذشت ۳ سال هیچگونه قرص و داروی شیمیایی استفاده نمیکنم. این را مدیون جناب آقای مهندس هستم.

که این آشنایی با جناب مهندس را به لطف آقا محسن راهنمای عزیزم دارم. در مسیر با آقا احسان داشتیم صحبت میکردیم. آقا احسان گفتند: همین که نگرش و تفکرم در خصوص مرگ و دنیای بعد از آن عوض شده برای من خیلی مهم است. برای اینکه ادامه دهنده راه مهندس باشم باید بتوانم در کنگره درست خدمت کنم و این مستلزم این است که محکم قدم بردارم. به گفته آقا محسن راهنمای عزیزم یار باشم، یا اینکه بار نباشم. آن هم باید بتوانم درست به رفسنجان بیایم. محکم و ثابت خدمت کنم و یار خوبی برای آقا محسن باشم و اگر نمیتوانم بار نباشم. مجدداً می گویم که هرچه از مهندس بگوییم باز کم است. در پایان شعری برایتان میخوانم و به جناب مهندس تقدیم میکنم.
به نام عشق چراغی در شب روشن کرد
به دستان خرد راه رهایی گلشن کرد
مهندس دژاکام، ای قافله سالار امید
ز اندیشه تو جان دوباره گرفتیم و نوید
ای یاور بزرگ همه قلبهای شکسته
ای مرهم عزیز هر چی دست پینه بسته
خیلی ممنون متشکرم.
در ادامه؛ مراسم بزرگداشت آقای مهندس در نمایندگی رفسنجان

.jpeg)





.jpeg)

.jpeg)
.jpeg)
.jpeg)
تایپ : مسافر امیر لژیون اول
عکس : مسافر میلاد
ویرایش و بارگذاری : مسافر محمد
مسافران نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
178