جلسه دوازدهم از دوره چهل و دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی شیخبهایی اصفهان با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر غلامرضا با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان(کتابها)» در روز یکشنبه ۲۶ مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر.
خداوند را شاکرم و سپاسگزارم که کنگره۶۰ را در مسیر زندگی من قرار داد. از آقای مهندس عزیز و خانواده محترمشان تشکر و سپاسگزاری میکنم که این بستر را برای ما فراهم کردند. از دیدهبانان، ایجنت محترم و همچنین از مرزبانان عزیز که جزو اولین نفراتی هستند که به شعبه میآیند و آخرین نفر از شعبه خارج میشوند نیز تشکر میکنم. از راهنمای ارجمندم، آقا جواد، و نگهبان جلسه متشکرم و سپاسگزاری میکنم که این فرصت را در اختیار بنده گذاشتند. از راهنمای تازهواردینم، آقا ایمان رحمتی، و از راهنمای سیگارم، آقا مهدی عطریان، تشکر میکنم.
اگر بخواهم درباره دستاوردهای جناب مهندس بگویم؛ عضویت در انجمن محققین سرطان آمریکا، مانند معطر بودن ذات و طبیعت گلهاست. آقای مهندس دستاوردهای بسیار بزرگ و زیادی داشتند؛ همین روش "DST" که ما خیلی ساده از کنار آن رد میشویم، با ضریب ۰/۸، پروتکل بیست و یک روزه و سفر ده ماهه که روی سیستم ایکس جواب میدهد، حاصل سالها زحمت فراوان ایشان است تا به دست آمده است.
اگر بخواهم از دروازههای علمی نام ببرم؛ بیماریهای لاعلاجی مانند سرطان خون، بیماری صرع و سرطان سینه به روش "DST" درمان شدند؛ در حالی که علم امروز معتقد است این بیماریها درمان ندارند. اما طبق آموزشها، مقالات و نوشتارهای بهجامانده از جناب مهندس، تمامی بیماریها درمانپذیر هستند.
بیماری اضافهوزن که دنیای پزشکی در درمان آن مانده است و افراد برای آن به پیکرتراشی میپردازند، سوزن در اطراف ناف میزنند یا معده خود را کوچک میکنند و این روشها عواقب بسیار خطرناکی دارد؛ اما آقای مهندس با زحمات فراوان، درمان اضافهوزن را کشف کردند و در اختیار ما قرار دادند. ما خیلی راحت با تخممرغ آب پز، یک ظرف سالاد و سر ساعت غذا خوردن به درمان میرسیم. دوستانی داشتیم که بین بیست، سی تا پنجاه کیلوگرم وزن کم کردند و با این کاهش وزن، بسیاری از بیماریهایشان درمان شد. خیلیها به دلیل اضافهوزن بچهدار نمیشدند و با کاهش وزن، صاحب فرزند شدند و این دستاورد بسیار بزرگی بهشمار میرود.
اگر بخواهم از کتابهای آقای مهندس بگویم؛ کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، «عشق: چهارده وادی برای رهایی»، «چهارده مقاله»، «ادموند و هلیا»، «حال شما چطور است؟»، «قانون سیزدهم» و کتابهای دیگری که در آینده به چاپ خواهد رسید، از گنجینههای این سیستم هستند.
من در زندگیام همیشه مشکل داشتم. روزهای جمعه، هرچقدر هم که زود از خواب بیدار میشدم، ساعت دو بعدازظهر بود و بعد از بیداری نیز به دنبال پاتوق، مواد مخدر و کارهای دیگر بودم؛ اما در کنگره۶۰ آموختم که جمعهها صبح زود همراه با خانواده در پارک ورزش کنم و به حال خوش برسم. نزدیک به هزار نفر به پارک میآیند و در کنار هم ورزش میکنند و هیچ مشکلی هم به وجود نمیآید و این خود دستاورد بزرگی است.
همسفر من واقعاً مانند بال پرواز من بود. از زمانی که ایشان به کنگره۶۰ آمد، یکدیگر را خیلی بهتر درک کردیم و گویی زبان یکدیگر را بهتر متوجه شدیم. سیگارم را در پارک درمان کردم؛ من باور نداشتم که یک روزی بتوانم بدون مواد و بدون سیگار روزم را شروع کنم و این دستاورد بسیار بزرگی است. چه کسی یا چه چیزی میتوانست من محمد را ساعت پنج صبح از خواب بیدار کند تا بروم استخر و لذت ببرم؟ در بیرون اگر بخواهی ورزشی را ثبتنام کنی، برای هر ماهش باید چند میلیون تومان هزینه کنی؛ اما اینجا در کنگره۶۰ همه چیز رایگان است، مانند اتوبان چهاربانده میماند؛ آب، چای، توپ، زمین چمن و کلی لوازم ورزشی دیگر همه چیز مهیاست. صبح با حال خوب میآیید و ظهر با حال عالی به خانه میروید. در این هستی هیچچیز را مجانی به کسی نمیدهند؛ باید بهای این حال خوب را پرداخت کنید. چگونه باید بهایش را پرداخت کنید؟ با قدردان بودن. هر چیزی که به دست میآورید، به گفته جناب مهندس دژاکام عزیز، مانند جواهر باید از آن مراقبت کنید. اگر دیروز یک چشم به آقای مهندس میگفتیم، امروز باید ده چشم به استاد امین عزیز بگوییم؛ به دیدهبانها، ایجنت، مرزبانان، راهنماها و نگهبان نظم چشم بگوییم. من خودم یک سال نگهبان نظم بودم و سردی و گرمی آن را چشیدم و یاد گرفتم ماشینم را جایی بگذارم که کسی به من نگوید آقا بیا ماشینت را جابجا کنید.
پدر از دست دادن بسیار سخت است؛ در دلهایمان یک خلأ ایجاد شده است، اما ما با کمک کردن به یکدیگر و گرفتن دست هم، با عشق و محبت، ذرات این حفره و خلأ را پر میکنیم و محکمتر و قدرتمندتر از قبل قدم برمیداریم. نزدیکترین راه به بهشت، صراط مستقیم است. عرض این سالن شاید پنج متر باشد؛ اما اگر من یک قدم کج بردارم، شاید برای رسیدن به مقصد مجبور شوم پانصد متر را طی کنم. ذرهای کار خیر کنم به خودم برمیگردد و ذرهای کار شر کنم باز هم به خودم برمیگردد و این را مطمئن باشید: «هرکه آمد، نان و آبش بده و از کارش نپرس.»
از اینکه با سکوت زیبای خود به صحبتهای من گوش دادید، ممنون و متشکرم.

-
تایپ: مسافر جلال(لژیون۱۴)، مسافر حمیدرضا(لژیون۲۰)، مسافر وحید(لژیون۲۱)، مسافر مهدی(لژیون۲۵)، مسافر پارسا(لژیون۱۴)
-
ویراستار: مسافر حسین(لژیون۲۳)، مسافر مهرداد(لژیون۵)
-
صوتی: مسافر وحید(لژیون۶)، مسافر پارسا(لژیون۶)
-
دیتاشو: مسافر میلاد(لژیون۶)، مسافر مهدی(لژیون۱۹)
-
تنظیم و عکس: مسافر سعید(دبیرسایت)
-
مرزبان خبری: مسافر حجت
-
تهیه و ارسال مطلب: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
752