جلسه سوم از دوره شانزدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی امام قلی خان دولتآباد با استادی راهنمای محترم مسافر مرتضی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر محمد؛ با دستور جلسه "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها) " در روز یکشنبه 26 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافر
وقتی به دستاوردهای انسانهای بزرگ نگاه میکنیم، میبینیم که دانش، تجربه، تلاش و پشتکار آنها در کنار هم قرار میگیرد و قدرتی به وجود میآورد که باعث میشود بتوانند کارهای بزرگی انجام بدهند، در هفته کتاب، صحبتهایی مطرح شد. من دیدم که چقدر برنامهریزی و تفکر آقای مهندس عمیق و ارزشمند است. ایشان چندین بار گفتند که ما زنده هستیم و اگر قرار است انسان روزی از دنیا برود، بهتر است نوشتهای از خودش به جا بگذارد که در آینده به درد انسانها بخورد. من هم داشتم درباره زندگینامه آقای مهندس مطالعه میکردم و دیدم که انسان چقدر میتواند از نقطهای شروع کند و با تلاش خودش به جایگاههای بالایی برسد. این موضوع برای من خیلی مهم بود؛ اینکه انسان میتواند با تلاش، پشتکار و همت خودش به قلههایی برسد که شاید در ابتدا دستنیافتنی به نظر برسند.
از آقای مهندس پرسیده بودند که چقدر درس خواندهاند و مدرک تحصیلیشان چیست؟ ایشان توضیح داده بودند که تحصیلاتشان را تا مقطع ابتدایی ادامه دادهاند، اما باوجود این شرایط، بعدها توانستند در زمینههای علمی و فنی به دستاوردهای بزرگی برسند. این موضوع نشان میدهد که برای رسیدن به موفقیت، فقط مدرک تحصیلی مطرح نیست؛ بلکه تلاش، پشتکار و خواست انسان هم اهمیت زیادی دارد. آقای مهندس در زمینه اختراع و ساخت دستگاههای الکترونیکی هم فعالیت داشتند و یکی از دستاوردهای ایشان، ساخت چشمهای الکترونیکی بود که برای حفظ جان انسانها کاربرد داشت. بعدها هم باتوجهبه تجربهها و اتفاقاتی که در زندگیشان پیش آمد، وارد مسیر شناخت انسان و درمان اعتیاد شدند و به جایی رسیدند که کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را نوشتند. این کتاب در سال ۱۳۷۸ منتشر شد و مطالب بسیار مهمی درباره انسان و مسائل درونی او در آن مطرح شد. شاید بعضی از ما فکر کنیم که این کتاب فقط برای مصرفکنندگان مواد مخدر نوشته شده است، اما از دیدگاه من، یکی از مهمترین دستاوردهای آقای مهندس، شناخت انسان است.
تمام تلاش ایشان در این مسیر بر این پایه بود که انسان را به خودش معرفی کنند؛ انسانی که از دو بخش صور آشکار و صور پنهان تشکیل شده است. بعد از کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، کتابهای دیگری هم نوشته شدند؛ از جمله کتابهای «عشق، ادموند و هلیا» و «ساختمان جسم». وقتی به این کتابها توجه میکنیم، میبینیم که ریشه این کتب در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» است و در کتابهای بعدی بیشتر باز شدند و توضیح داده شدند. بعضی از مطالب و موضوعات کتاب اول برای من سؤالبرانگیز بودند. بعد دیدم که همان موضوعات بهتدریج در قالب کتابهای دیگر توضیح داده شدند تا ما بتوانیم راحتتر آنها را درک کنیم. در مورد کتاب «ساختار وجودی انسان» هم همین موضوع وجود داشت. آقای مهندس در آن سالها درباره مسائل جسمی و ساختار وجودی انسان تحقیق کردند، مطالب را بررسی کردند و نتیجه تحقیقاتشان را در قالب کتاب در اختیار ما گذاشتند. بسیاری از مطالب و موضوعاتی که شاید در ابتدا فهمیدنشان سخت بود، با تلاش ایشان به شکل قابلفهمتری ارائه شدند. من تمام اینها را نتیجه تلاش شبانهروزی آقای مهندس میدانم.
همه ما در زندگی بالا و پایین داریم. یک روز در اوج هستیم و یک روز ممکن است دچار سختی و مشکلات شویم. من هم از این موضوع مستثنا نبودم. گاهی فراموش میکردم و دوباره به یاد میآوردم. وقتی به خودم میآمدم و کمی فکر میکردم، متوجه میشدم که برای رسیدن به نتیجه باید تلاش کرد و از سختیها عبور کرد. محبت واقعی، ازخودگذشتگی و تلاش، موضوعاتی هستند که در وادیهای کنگره 60 درباره آنها صحبت شده است. نتیجه رسیدن به هدف، بدون تلاش به دست نمیآید. همانطور که میگویند: «نابرده رنج، گنج میسر نمیشود». آقای مهندس این مفاهیم را در قالب مطالب و نوشتههایشان در اختیار ما گذاشتند. ایشان درباره انسان، دردهای انسان و راه رسیدن به درمان صحبت کردند.
امروز ما اینجا نشستهایم و از این آموزشها استفاده میکنیم، اما شاید خیلی از ما ندانیم که برای بهوجودآمدن این مسیر چه سختیهایی کشیده شده است. ما نمیدانیم روزی که آقای مهندس را بازداشت کردند و در آکادمی اتفاقاتی افتاد، چه بر ایشان گذشت. نمیدانیم در روزهایی که ایشان را با خودشان بردند و اتفاقاتی افتاد، چه شرایطی را پشت سر گذاشتند. نمیدانیم وقتی ایشان را برای پاسخگویی به سؤالات فراخواندند و لازم بود از انسانها و راهی که برای درمان آنها انتخاب کرده بودند دفاع کنند، چه سختیهایی را تحمل کردند. ما نمیدانیم که آقای مهندس از سال ۱۳۷۶ به بعد چه محدودیتهایی داشتند و چه چیزهایی را برای ادامه این مسیر کنار گذاشتند. شاید بسیاری از ما به سفر و زندگی شخصی خودمان فکر کنیم، اما ایشان بخش بزرگی از زندگی خودشان را صرف این مسیر کردند.
من یادم هست که در سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ که به کنگره آمدم، نوشتههایی از وادیها در اختیار ما بود. بعد دیدیم که آقای مهندس وادیهای دیگر را هم نوشتند و آموزشها را ادامه دادند. تمام این مطالب نشان میدهد که پشت هر کتاب و هر آموزشی که امروز در اختیار ما قرار دارد، تلاش و زحمت زیادی وجود داشته است. شاید ما فقط نتیجه کار را ببینیم، اما از سختیهایی که برای رسیدن به این نتیجه تحمل شده، خبر نداشته باشیم. آقای مهندس بسیاری از تجربهها، سختیها و آموختههای خودشان را در قالب کتاب نوشتند و در اختیار ما گذاشتند تا بتوانیم از آنها استفاده کنیم و مسیر بهتری را برای زندگی خودمان انتخاب کنیم.
وقتی انسان در دنیا حضور دارد، شاید خیلیها متوجه ارزش کارهای او نباشند، اما بعد از صدها سال، آثارش باقی میماند و از او یاد میشود؛ مثل نقاشان و هنرمندان بزرگی که آثارشان در موزهها نگهداری میشود. اینها را مثال زدم تا بگویم آثاری که از انسان به جا میماند، باعث ماندگاری او میشود؛ بهخصوص آثاری که میتواند درد و رنج بشر را کمتر کند. کتابهای آقای مهندس را نگاه کنید؛ کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، کتاب «چهارده مقاله»، وادیها، «عشق، ادموند و هلیا»، «ساختار وجودی انسان» و همه این آثار. کتاب «چهارده مقاله» در ابتدا شامل مطالبی بود که در قالب نوشتهها و مقالههای علمی مطرح و جمعآوری شدند و بعد به شکل کتاب درآمدند. کتاب «عشق، ادموند و هلیا» به من کمک کرد که صور پنهان انسان را بهتر بشناسم و کتاب «ساختار وجودی انسان»، شناخت صور آشکار را برایم روشنتر کرد. کتاب «چهارده مقاله» هم مطالب و موضوعات مختلفی را در اختیار ما قرارداد. کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» تلفیقی از بسیاری از این موضوعات است. وقتی این کتاب را به طور کامل بخوانی و مطالبش را در زندگی خودت به کار بگیری، یاد میگیری که چطور زندگی کنی تا در آسایش، آرامش و صلح باشی.
من زیاد صحبت کردم، ببخشید. فقط میخواستم بگویم که ما از خوشبختترین آدمها هستیم که در زمان حیات آقای مهندس زندگی میکنیم و از آموزشهای ایشان بهره میبریم. من باور دارم که کتابهای آقای مهندس در آینده از کتابهای برجسته و ارزشمند خواهند بود. شما که امروز کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را در چاپ بیست و پنجم در اختیار دارید، شاید روزی به این فکر کنید که چه مسیری طی شده تا این کتاب به چاپ بیست و پنجم برسد. من زمانی چاپ سوم این کتاب را داشتم و برایم افتخار بزرگی بود که کتابهایم با امضای آقای مهندس بودند. داشتن کتابهایی که ایشان آنها را امضا کردهاند، برای من از افتخارات ارزشمند زندگیام است.
انشاءالله آقای مهندس از ما راضی باشند. ایشان از نظر من همیشه بین ما حضور دارند، همیشه در کنار ما هستند و با اندیشه، آموزشها و دیدگاههایی که برای ما به جا گذاشتهاند، همچنان راهنمای ما هستند. فکر میکنم تنها چیزی که میتواند آقای مهندس را واقعاً خوشحال کند، این است که همه ما که آموزشهای ایشان را دریافت کردهایم، در مسیرشان حرکت کنیم و به انسانهایی که در رنج و سختی هستند کمک کنیم تا از مشکلاتشان عبور کنند. این کار هم باعث خوشحالی ایشان میشود و هم مایه سربلندی ما خواهد بود. خدایا چنان کن سر انجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار.
.jpg)
ضیافت یادبود زنده یاد مهندس حسین دژاکام




عکاس: مسافر مهرداد لژیون 3
تایپ و ویراست: مسافر مسعود لژیون 15
تنظیم و ارسال مطلب: مسافر علیرضا لژیون 18
- تعداد بازدید از این مطلب :
468