پنجمین جلسه از دوره چهارم لژیون سردار روز یکشنبه مورخ 26مهرماه 1405 با استادی مرزبان پهلوان محترم مسافر مسعودو نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر رضا و خزانه دار مسافر جواد با دستور جلسه (بزرگداشت اقای مهندس ودست اوردهای علمی ایشان کتابها ) راس ساعت 15:30 در نمایندگی رضا مشهد برگزار شد برگزار شد.

سلام دوستان مسعود هستم یک مسافر
برای من مسعود صحبت کردن در نبود اقای مهندس خیلی سخت است ولی برای من چیزی اتفاق افتاد که اگرچه یک ونیم سال طول کشید برای پرداخت کردن طول کشید تاتیر ماه 1405که آقای کاکاوند بمن زنگ زد که بیا و حمید آقای سیستانی وقت نداشتند دوباره اتفاقی که افتاد درخواست یک سری مدارک بود و... طولانی شدتا روزی که تهران رفتم که آخرین روز کاری آقای مهندس در ساختمان سیمرغ بود
در هر صورت خیلی خوشحالم که توانستم یکی از شال پهلوانی را از دست خود آقای مهندس گرفتم گرچه امیدوارم که بتوانم رنگ های مختلف از این شالها را تجربه کنم شاید چیزی ساده بنظر بیاید ولی در عین حال برای من که از اول که وارد کنگره شده ام با تمام وجود باعث خوشحالی من بود که این اتفاق باوجود آقای مهندس برایم رقم خورد ضمن اینکه اگر چه این خبرها اوضاع را تحت شعاع قرار داد که شبی نیست که با بغض در گلو نخوابیده باشم چند شب گذشته ،به این صورت گذشت
پیرامون دستور جلسه اگر بخواهم صحبت کنم انچه که خیلی درذهن من تداعی می شود و یکسره مرور میکنم ابن است با خودم میگویم مسعود که زمانی درعرش سیر میکرد کارش بجای رسیده بود که دیگر کسی اورا از روی فرش هم جمع نمی کرد بجای برسد که یک فردی بایک متد و برنامه ریزی خاصی بتواند اورا دوباره برگرداند بجایی که او دوباره بتواند خودش را جمع کند وبغکر پرواز در اید واموزش دادن واموزش گرفتن وخلاصه دوباره اوراوادار کرد که به انسان بودنش بیندیشد هبچ کس نمیتواند بگوید که ازاین چیزی بالاتر و انسانی تر،هم باشد تربیت یک سری از آدمها یی که باچنک و دندان نگهداری شان میکنند تا زمان شان را بدهند و از استراحت و تفریح شان بگذرند تابه گروهی دیگر کمک کنند که تا از منجلاب اعتیاد بیرون بیایند سرمنشا تمام این اتفاقات این است که درپشت این اتفاقات نشان ازادمی دانشمندان و فرهیخته توانمندی است که میتوان گفت جزو کسانی اند که خداوند بصورت خاصی به این ها نگاه کرده است یعنی خواص اند وبه ایشان توانایی چینین برنامهریزی دقیقی را داده اند وفکر هم نمی کنم که دست آوردی بهتر از این را پیدا کرد و وقتی که وارد جزئیات می شویم میبینیم که یک مهندس الکترو تکنیک است همان مهندسی زمانی را که درگیر اعتیاد و کار خودشان بودند بازهم دغدغه فکری شان این بود که کسی اسیب نبینند درهنگام کار و سازنده چشم های الکترونیکی بودند و همه این موارد خاص است مواردی که باروح بهشتی سروکار دارد و اینکه برنامه ریزی ومتد مهندس دریک ماه خوب(ماه رمضان) و برنامهریزی طولانی آقای مهندس بعد از سی سال تلاش چه جایگاهی را درست کرد، این یک مسأله ساده ای نیست این چیدمان برنامهریزی شده مدیریت بیش ازچندین شعبه بدون کوچکترین اختلاف نظری و مشکلات مالی و.. جایی است عام المنفعه یعنی بنفع همه گان است جایی راکه واقعا میتوان ازان حرف زد و به ان تکیه کرد همین درس بزرگ آقای مهندس است بایک تفکرعالی ودغدغه متناسب که صحبت از میلیارد ها تومان پول باشد ولی دران هیچ مشکلی ایجاد نشود ، مجموعه کنگره انقدر درست چیده شده وبجا آموزش داده شده است که در این مدت اعم ازدیدبان ودستیار ومرزبان جوری تربیت یافته اند آموزش و آگاهی کسب کرده اند که حتی از کوچکتر ین روزنه های هم جلو گیری میشود که خدای نکرده اتفاقی نیفتد واین بزرگترین و بهترین دست آورد است برای کسی که آخرین مدرک تحصیلی ان لیسانس الکترونیک است ولی ازهر دکترای حسابداری هم بهتر و کاملتر برنامهریزی میکنند
واگر از قسمت علمی آن نگاه کنیم میبینیم که بزرگترین پروفسور هاودکتر ها اگر بخواهند مقاله ای بنویسند می دانیم که چه قدر زمان میبرد بررسی آن تا در سمینار وارد شودو خیلی از مواقع هم اصلا وارد نمیشوند و پشت ان سد گیر میکند
ولی باز میبینید که یک مهندس الکتروتکنیک با تحقیقات و پشت کار فراوان و دانش فراوان بجایی میرسد که مقاله های ایشان رابدون بررسی و تصحیح قبول میکنند و حتی درخواست میدهند که شما در این سمینار شرکت کنید و نمیتوان دست آورد های آقای مهندس را که حداقل برای ما علاج و چاره بوده ودست به دست شده در مورد آن صحبت کنیم
برای من مسعود واقعا خیلی سخت بود که چگونه جایگاه کسی که وقت خودش را گذاشته تا من مسعود را آز کف خیابان جمع کرد ه است من دست آورد های اورا با دست آورد های علمی مقایسه کنم ایشان بنظر من در مکان مقدس رفت و آمد دارند
اگر فکر میکنید که مکان هایی برای این بنا شدهاست که یک نفر ذهن و روح آن پاک شود و مرتب شود وبتواند به انسان بودنش افتخار کند اینجا از هر جایی مقدس تر است برای کسانیکه بخواهند به اصل آنسان بودن خودشان برسند وجهان بینی خود را تکمیل کنند
مسأله دیگری که خیلی برای من مهم بود اینکه هرساله در آبان ماه جشن گلریزان را داشتیم و ممکن است کمی جلو و عقب شود
بچه ها توجه کنند که همه گمان می کنند که این لژیون سردار لژیون گرفت است وهروقت که وارد آن شدید باید پول پرداخت کنید آما بنظر من لژیون سردار لژیونی است که باتفکرکردن آقای مهندس برگذار شد
ولژیونی است که آدم را بیمه می کند واقعا به این توجه کنید کسی که بایک مبلغی سردار میشود این نشان آنچنان ندارد ولی پس زمینه پیشرفت میشود مانند کسی که پشت ماشینش مینویسد بیمه ابوالفضل بنظر من وقتی که شما دنور می شوید خیلی برای تان سنگین است که جایی پای تان بلغزد
هر چه که در این لژیون بیشتر خدمت کنید و کافیست فقط حضور پیدا کنید و باعث شکوفایی ای لژیون شوید هرکدام از این ها همان قسمت مقدس تر کنگره است که شما میتوانید برای خودتان بقبولونید که برای شما اتفاقی نمیافتد
آنچه که برای شخص من اتفاق افتاد
نمیدانم هر چه که ما جلوتر میرویم ما مشکل داریم یا اطلاع رسانی ما مشکل دارد و خیلی باید اوضاع بهتر میشد ودر این لژیون تعداد بیشتری مشارکت میداشت مخصوصا که مراسم داریم و مخصوصاً در این دوران بحرانی هرروز تعداد افراد کمتر میشود وماباید این مشکل را حل کنیم و بیشتر در مورد آن بحث کنیم
ولی بدانید که حضور در لژیون سردار یکی از این خدمت هایی است که اگر داشته باشیم خدا وکیلی خیلی جاها بدرد مان می خورد
ممنون که به صحبت های من گوش کردید
.jpg)

تایید خبر :مسافر محمد لزیون پنج
مرزبان خبری :مسافر داوود
- تعداد بازدید از این مطلب :
108