نهمین جلسه از دوره پنجاه و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، با استادی راهنمای محترم مسافر فرهاد، نگهبانی مسافر اسماعیل و دبیری مسافر ایمان با دستور جلسه "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها) " روز یکشنبه بیست ششم مهرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان فرهاد هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که اذن حضور در جمع پرمحبت شما عزیزان را به من داد و این روزی را نصیبم کرد تا امروز در این جلسه حضور داشته باشم، چند کلمهای در خدمت شما باشم و پس از آن، با گوش سپردن به تجربیات و مشارکتهای شما عزیزان درباره دستور جلسه، از مطالب مطرحشده بهرهمند شوم.
از نگهبان جلسه، آقا اسماعیل، لژیون خدمتگزار، ایجنت محترم و گروه مرزبانی کمال تشکر و قدردانی را دارم.پیش از شروع صحبتهایم همانطور که میدانید در این دو هفته با توجه به ضایعهای که پیش آمده است فعلاً دست زدن انجام نمیشوداین دوره نیز سرانجام سپری خواهد شد و ما در مسیر کنگره ۶۰، همچون گذشته، آموزشپذیر خواهیم بود.
در جلسات گذشته، بزرگان مطالب بسیاری را مطرح کردند. من نیز تا جایی که امکان داشت، مطالب و دیدگاههای آنان را درباره جناب مهندس عزیز، بنیان کنگره ۶۰، مطالعه کردم. امروز که در این جایگاه قرار گرفتهام، میخواهم چند کلمهای از دل خودم سخن بگویم و امیدوارم این صحبتها بر دل شما عزیزان نیز بنشیند.
سی سال پیش، جناب مهندس دژاکام این روش و متد را روی خود اجرا کردند و از دام مواد مخدر رهایی یافتند. شاید اگر شخص دیگری در چنین موقعیتی قرار میگرفت، با خود میگفت: «من رها شدهام؛ حالا به زندگی، کار، همسر، فرزندان و خانوادهام میرسم و دیگر کاری به دیگران ندارم.»
اما همانگونه که بزرگان گفتهاند: «همه برای یک نفر، یک نفر برای همه.»
آن یک نفر، سی سال پیش قدم برداشت و برای همه کسانی تلاش کرد که امروز در اینجا گرد هم آمدهایم. بیش از یکصد و هشتاد شعبه و نمایندگی در سراسر ایران و همچنین پارکهای متعددی که در نقاط مختلف کشور فعالیت کنگرهای دارند، آموزش میدهند و آموزش میگیرند، حاصل تلاش مردی است که از زندگی شخصی، کار و حتی زمانی که میتوانست به خانوادهاش اختصاص دهد، گذشت و برای دیگران هزینه کرد.
امروز من، پس از دوازده سال حضور در کنگره، این فرصت را دارم که در این جایگاه بنشینم و با شما عزیزان صحبت کنم. بنابراین، بهراستی کار دشواری است که بخواهیم از بزرگی این مرد و دستاوردهای ایشان سخن بگوییم؛ مردی که در آن زمان، بهتنهایی و با همراهی چند نفر از یارانش، این روش را در پارک آغاز کرد و سپس آن را در شعبه کوچکی به نام آکادمی مطرح ساخت.
این اتفاق در شرایطی رخ داد که بخش بزرگی از جامعه، نگاه بسیار منفی به افراد مصرفکننده داشتند. گروههای مختلفی وجود داشتند که افراد مصرفکننده را میگرفتند و میگفتند باید آنها را به جزیره، کمپ یا زندان بفرستیم. در چنین شرایطی،جناب مهندس دژاکام قدم برداشتند و برای جمعیت بزرگی از انسانها تلاش کردند. بیشک، این کار بسیار بزرگ و سنگینی بود.
وقتی نگهبان در قرائت حرمت کنگره ۶۰ میگوید: «سفر ما سفری است از قهر به مهر و از نفرت به سمت محبت»، در حقیقت، هر یک از این عبارتها پیامی برای ما دارد. ما بهعنوان مسافر باید در این سفر از بسیاری از مسائل عبور کنیم.
جناب مهندس عزیز نیز از خواستههای شخصی خود و حتی از بخشی از زمانی که میتوانست در کنار همسر و فرزندانش باشد، گذشتند. فرزندان ایشان در آن زمان نوجوان و جوان بودند؛ بااینحال، ایشان از بسیاری از خواستههای خود عبور کردند تا امروز این حال خوش، که چیزی جز عشق و محبت آن مرد بزرگ نیست، میان ما تقسیم شود.
من فکر نمیکنم دستاوردی بالاتر از این وجود داشته باشد؛ اینکه انسانی بتواند با تلاش و ازخودگذشتگی، چنین عشق و محبتی را در میان انسانهای بسیاری جاری کند.
وقتی در حرمت کنگره ۶۰، موضوعات و مسائل مختلف، ذرهذره و بندبهبند برای من مطرح میشود و به من آموزش میدهد که باید از موانع عبور کنم، اگر من بهعنوان یک مسافر سفر اول نتوانم حتی از یک ذره مواد یا یک نخ سیگار عبور کنم، قطعاً هنوز بویی از عشق و محبت نبردهام؛ زیرا در درجه اول، برای خودم عشق و محبتی قائل نیستم و در مرحله بعد، نمیتوانم آن را به خانواده و جامعه منتقل کنم.
بنابراین، به اعتقاد من، هیچ دستاوردی بالاتر از این نیست که انسان بتواند از وابستگیها و خواستههای نامعقول خود عبور کند و به عشق و محبت برسد.
دوستان مطالب جامع و کاملی مطرح کردند؛ اما اگر بخواهم بهصورت تیتروار به دستاوردهای کنگره ۶۰ اشاره کنم، باید بگویم که یکی از بزرگترین دستاوردها، همین نظم است.
نظم حاکم بر کنگره ۶۰، از بزرگترین سرمایههای این مجموعه به شمار میرود. اعضا پیش از آغاز جلسه حضور پیدا میکنند و پیش از ساعت پنج آماده برگزاری جلسه هستند. در سراسر بیش از یکصد و هشتاد شعبه و نمایندگی کنگره ۶۰، جلسات رأس ساعت پنج آغاز میشوند.
درحالیکه در بسیاری از مکانها، حتی برای برگزاری یک جلسه اداری یا سمینار، گاهی با نیم ساعت یا چهل دقیقه تأخیر مواجه هستیم و پس از آن نیز بهانههایی مانند ترافیک و شلوغی مطرح میشود، در کنگره ۶۰ نظم و مسئولیتپذیری جایگاه ویژهای دارد. همین نظم، خود دستاوردی بسیار بزرگ است.
امروز، حتی اگرجناب مهندس در میان ما حضور فیزیکی نداشته باشند، دستاوردهای ایشان همچنان مسیر را برای ما روشن میکند. یکی از این دستاوردها، وادیهایی است که در مسیر عبور از موانع و مشکلات زندگی، چراغ راه ما هستند.
در وادی اول، به ما آموزش داده میشود که تفکر کنیم. در وادی دوم، به ما امید داده میشود و یاد میگیریم که هیچکدام از ما بیهوده و هیچ نیستیم. اگر روزی به مصرف مواد مخدر گرفتار شدهایم، این به معنای ناتوانی ما نیست؛ بلکه باید از همان قدرت درونی خود استفاده کنیم، خود را بالا بکشیم و از ناامیدی و سقوط دوری کنیم.
در وادی سوم، به ما آموزش داده میشود که مسئولیت کارهای خود را بپذیریم و بدانیم هیچکس بهاندازه خودمان نمیتواند برای رهایی و تغییرمان تلاش کند. در ادامه مسیر نیز وادیها به ما یاد میدهند که چگونه حرکت کنیم، مشکلات را پشت سر بگذاریم و به مقصد برسیم.
این آموزشها به ما میآموزند که اگر قرار است حتی در سختترین شرایط زندگی بایستیم، باید با عزت و سربلندی بایستیم، نه با خواری و ذلت. اگر در گذشته مصرفکننده بودهایم و بسیاری از مسائل زندگی را از دست دادهایم، امروز باید فرصت رهایی را غنیمت بشماریم، از گذشته عبور کنیم و زندگی خود را بازسازی کنیم.
اینها پیامهای بزرگی هستند و دستاوردهای ارزشمندی به شمار میروند. وادیها بهتدریج چراغ راه ما میشوند تا بتوانیم این مسیر را طی کنیم و سرانجام به وادی چهاردهم، یعنی وادی عشق و محبت، برسیم.
اگر بخواهم تمام دستاوردهای جناب مهندس را در یک کلمه خلاصه کنم، آن کلمه چیزی جز عشق نیست.
آموزشهایی که ایشان در قالب نوشتارها و سیدیها در اختیار ما قرار میدادند، نشاندهنده باور عمیق ایشان به این مسیر بود. ایشان هر هفته، همچون معلمی بزرگ، آموزشهای خود را بهصورت رایگان در اختیار ما قرار میدادند؛ زیرا به قدرت این روش و توانایی انسان برای تغییر و رهایی ایمان داشتند.
ایشان به توانایی انسان مصرفکننده نیز باور داشتند و به ما آموختند که باید خود را بزرگ ببینیم و اندیشهای بزرگ داشته باشیم.
وقتی میفرمایند: «گاوی که نان گدایی بخورد، شخم نمیزند»، به ما یادآوری میکنند که نباید وابسته و منتظر دیگران باشیم. ایشان هرگز نیامدند تا کاسه گدایی به دست ما بدهند و برای برگزاری هر جلسه یا انجام هر کار، ما را به درخواست کمک از دیگران عادت دهند؛ بلکه به ما آموختند که اگر کسی میخواهد وارد لژیون سردار شود و در مسیر خدمت و بخشش قدم بردارد، ابتدا باید توانایی و قدرت خود را افزایش دهد.
بنابراین، یکی از آموزشهای مهم ایشان این بود که ابتدا خودت را قوی کن و سپس برای کنگره خدمت کن. اگر میخواهی پهلوان شوی، ابتدا باید درون خودت قدرت و توانایی لازم را به دست بیاوری و بعد در جایگاه پهلوانی قرار بگیری.
ایشان بهجای آنکه با پرسشهای مکرر و درماندگی، راه را برای ما روشن کنند، با قدرت و اندیشهای استوار مسیر را نشان دادند. حتی در جایی فرمودند که اگر فکر میکنی باید خطایی انجام دهی، آن را نیز با آگاهی و مسئولیتپذیری انجام بده و محکم باش؛ این سخن نیز ما را به پذیرش مسئولیت انتخابها و نتایج آنها متوجه میکند.
اگر بخواهیم دستاوردهای جناب مهندس دژاکام را بهصورت فهرستوار بیان کنیم، باید بگوییم که ایشان مسیر سفر را از مصرف مواد مخدر تا رهایی و قطع مصرف برای ما مشخص کردند. اما کار ایشان به همینجا محدود نشد.
درمان سیگار و نیکوتین، یکی دیگر از دستاوردهای ارزشمند ایشان بود. ایشان روش درمان سیگار را به ما آموزش دادند تا بتوانیم در یک دوره مشخص، بدون دغدغه و وسوسه، از این وابستگی رها شویم. چه دستاوردی بالاتر از اینکه انسان بتواند با استفاده از یک روش اصولی، به تعادل برسد و از وابستگی به سیگار رهایی پیدا کند؟
پس از آن، ایشان درباره کاهش وزن، درمان چاقی و رسیدن به تعادل نیز راهکارهایی ارائه کردند. در کتابها و نوشتارهای ایشان، مسیر رسیدن به تعادل بهزیبایی توضیح داده شده است. یکی از نکات مهم این آموزشها، شناخت زبان بدن و درک نیازهای آن است؛ زیرا تا زمانی که انسان زبان بدن خود را بهدرستی درک نکند، نمیتواند به نتیجه مطلوب برسد.
همچنین، مقالات علمی ایشان درباره بیان ژن و ارتباط آن با برخی بیماریها و اختلالات جسمی، از جمله موضوعات قابلتوجهی است که مطرح کردهاند. در این زمینه، درباره بیماریهایی مانند اماس و برخی ضایعات عصبی نیز مطالب و دیدگاههایی ارائه شده است. این مباحث، اهمیت شناخت عملکرد بدن و نقش بیوشیمی آن را در مسیر رسیدن به تعادل نشان میدهد.

به اعتقاد من، شاید سالها زمان لازم باشد تا ابعاد کامل برخی از این دیدگاهها و کشفیات بهدرستی شناخته شود. جناب مهندس دژاکام با اندیشه و تلاش خود، مسیرهایی را پیش روی ما قرار دادند که میتوانیم از آنها برای شناخت بهتر خود و حرکت بهسوی تعادل بهره بگیریم.
ایشان نهتنها در دوران حضور فیزیکی خود، بلکه با آموزشها، نوشتارها، کتابها و دستاوردهایی که از خود به یادگار گذاشتهاند، همچنان به ما آموزش میدهند. شاید آیندگان نیز با گذشت زمان، ابعاد بیشتری از بزرگی اندیشه و آثار ایشان را درک کنند.
به باور من، حتی رفتن ایشان از این بُعد فیزیکی نیز برای ما درسی بزرگ به همراه داشت؛ درسی از عشق، محبت و قدرشناسی. ایشان با تمام آنچه در طول زندگی خود انجام دادند و آنچه از خود به یادگار گذاشتند، به ما آموختند که چگونه در مسیر آموزش، خدمت و محبت حرکت کنیم.
در پایان، امیدوارم بتوانیم با عمل کردن به آموزشهای ایشان، ادامهدهنده راهشان باشیم و در مسیر تحقق اهداف متعالی کنگره ۶۰ گام برداریم.
از اینکه با سکوت زیبای خود به صحبتهای من گوش سپردید، از همه شما عزیزان سپاسگزارم.
با تشکر از لژیون خدمتگزار (لژیون هجدهم با راهنمایی راهنمای محترم پهلوان، مسافر محسن) که به خوبی خدمت کردند و برگی زرین از خدمت را در دفتر هستی حک نمودند.

مرزبان خبری:مسافر احمد
صوت: مسافرین محمد ل۱۵ و مصطفی ل۱۶
عکاس: مسافرصابر ل۱۱
تایپ: مسافرین احمد ل۱۱
ارسال خبر: مسافر حامد ل۱۴
- تعداد بازدید از این مطلب :
841