امروز یکشنبه ١۴٠۵/٠٧/٢۶ جلسه نهم از دوره دوازدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶٠ زاهدان با دستور جلسه "کشف متد دی اس تی و دستاوردهای علمی و پژوهشی مهندس دژاکام" به استادی راهنمای محترم مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر حمیدرضا و دبیری مسافر حمید ساعت ١٧ آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که امروز در جمع شما عزیزان حضور دارم. من از سن یازدهسالگی درگیر مصرف مواد مخدر شدم. شاید در سه یا چهار سال اول، مصرف مواد برایم لذتبخش بود، اما پس از آن، زندگیام به تلاشهای مکرر برای ترک مواد مخدر و بازگشت دوباره به مصرف گره خورد. در طول این سالها، انواع مواد مخدر را تجربه کردم، از الکل و ماریجوانا گرفته تا مصرف متادون. روشهای مختلفی را برای ترک امتحان کردم، از تعویض خون و سمزدایی گرفته تا مراجعه به انجمنهای دیگر، اما هیچکدام نتیجه پایداری برایم نداشت و با گذشت زمان، میزان مصرفم بیشتر میشد. سرانجام با کنگره ۶۰ آشنا شدم و با ورود به مسیر درمان و طی کردن سفر، توانستم راه رهایی را پیدا کنم و به درمان برسم.
وقتی از دستاوردهای علمی و پژوهشی مهندس حسین دژاکام صحبت میکنیم، در واقع درباره انسانی صحبت میکنیم که از دل تجربهای دشوار و طولانی، مسیری تازه برای درمان اعتیاد پیدا کرد. ایشان توانستند تجربه شخصی خود را به روشی قابل آموزش تبدیل کنند، بستری برای انتقال این روش به دیگران فراهم آورند و زمینهای برای بررسی علمی مسائل مرتبط با اعتیاد و درمان آن ایجاد کنند.
یکی از مهمترین دستاوردهای مهندس دژاکام، کشف روش تدریجی درمان اعتیاد یا DST است. ایشان خود به مدت هفده سال با اعتیاد درگیر بودند و روشهای متداول نتوانسته بود رهایی پایدار را برایشان به همراه داشته باشد. سرانجام در سال ۱۳۷۵، با توجه به تجربههای شخصی و الهام گرفتن از نظم و تدریج در روزهداری ماه رمضان، به این نتیجه رسیدند که برای رهایی از اعتیاد باید به جسم فرصت داد تا بهتدریج خود را بازسازی کند. این تجربه، آغاز شکلگیری روشی شد که بر اساس کاهش تدریجی و حسابشده مصرف مواد و استفاده از داروی مناسب در طول زمان طراحی شد. مهندس دژاکام در پانزدهم آذرماه سال ۱۳۷۶ به رهایی رسیدند و این تاریخ بهعنوان نقطه عطفی در زندگی ایشان و آغاز مسیری تازه در درمان اعتیاد شناخته میشود.
اهمیت روش DST در این است که اعتیاد را صرفاً یک مسئله رفتاری یا اخلاقی نمیداند، بلکه به نقش جسم، روان و جهانبینی در شکلگیری و درمان آن توجه میکند. در این روش، جسم فرصت پیدا میکند تا بهتدریج تعادل ازدسترفته خود را بازیابد و فرد نیز در کنار درمان جسمی، با آموزش و تغییر نگرش، برای بازسازی زندگی خود تلاش میکند. همین نگاه جامع، یکی از ویژگیهای مهم روش درمانی کنگره ۶۰ است.
مهندس دژاکام پس از رسیدن به رهایی، تجربه خود را تنها برای خودشان نگه نداشتند، بلکه تصمیم گرفتند راهی را که پیدا کرده بودند، در اختیار دیگران نیز قرار دهند. در سال ۱۳۷۸، کنگره ۶۰ را پایهگذاری کردند تا افراد گرفتار اعتیاد بتوانند در محیطی آموزشی و حمایتی، مسیر درمان را طی کنند. کنگره ۶۰ بهتدریج گسترش یافت و به مجموعهای از نمایندگیها در سراسر کشور تبدیل شد که در آن مسافران و همسفران، در کنار یکدیگر، آموزش میبینند و برای رسیدن به تعادل و آرامش تلاش میکنند. در این مجموعه، درمان تنها به قطع مصرف مواد محدود نمیشود، بلکه جسم، روان و جهانبینی بهعنوان سه مؤلفه اساسی در نظر گرفته میشوند. همچنین خدمت و انتقال تجربه رهایی به دیگران، بخش مهمی از مسیر رشد و تکامل اعضای کنگره ۶۰ به شمار میرود.
یکی دیگر از موضوعات مهم در دیدگاه علمی مهندس دژاکام، نظریه سیستم ایکس است. بر اساس این دیدگاه، عملکرد دستگاههای مختلف بدن و تعادل مواد شیمیایی و پیامرسانهای عصبی، از جمله اندورفینها و دوپامین، در وضعیت جسمی و روانی انسان نقش مهمی دارند. مصرف طولانیمدت مواد مخدر میتواند این تعادل را مختل کند و به همین دلیل، درمان اعتیاد باید بهگونهای انجام شود که فرصت بازسازی و برقراری تعادل دوباره برای بدن فراهم شود. در چارچوب دیدگاه کنگره ۶۰، سیستم ایکس به مجموعه عوامل و سازوکارهای مؤثر در تعادل جسم و روان اشاره دارد و روش DST با هدف فراهم کردن شرایط مناسب برای بازسازی تدریجی این سیستم مورد استفاده قرار میگیرد.
فعالیتهای مهندس دژاکام در زمینه پژوهش، به موضوع اعتیاد محدود نمانده است. در سالهای مختلف، موضوعاتی مرتبط با بیماریهای گوناگون نیز در تحقیقات و گزارشهای علمی مرتبط با ایشان مطرح شده است. از جمله این موضوعات میتوان به بیماری اماس و بررسی مسائل مرتبط با غلاف میلین سلولهای عصبی، بیماریهای التهابی و خودایمنی مانند کولیت اولسراتیو، برخی انواع سرطان و همچنین التهابهای مرتبط با بیماریهای ویروسی اشاره کرد. طرح این موضوعات نشاندهنده گستردگی زمینههای مورد توجه در فعالیتهای پژوهشی ایشان است. البته نتایج مربوط به هر یک از این بیماریها باید بر اساس شواهد علمی، روش تحقیق و ارزیابیهای مستقل بررسی شود و نباید طرح یک موضوع پژوهشی را بهتنهایی به معنای اثبات اثربخشی یک روش درمانی دانست.
از دیگر موضوعات مرتبط با فعالیتهای پژوهشی مهندس دژاکام، فرآوردهای با نام D.sap است. شکلگیری این محصول با تهیه سرکه از سیبهای باغ ایشان آغاز شد و در ادامه، با استفاده از فرایند تخمیر و طی مدتزمان طولانی، محصولی متفاوت به دست آمد. این فرآورده بعدها مورد توجه پژوهشهایی در زمینه بیماریهای التهابی و برخی مشکلات جسمی قرار گرفت. اهمیت این موضوع را میتوان در تلاش برای تبدیل یک تجربه عملی به زمینهای برای بررسی و پژوهش مشاهده کرد. با این حال، ارزیابی کاربردهای درمانی D.sap نیز نیازمند توجه به شواهد معتبر و نتایج مطالعات علمی است.
فعالیتهای مهندس دژاکام پیش از ورود جدی به حوزه اعتیاد، در زمینه فنی و مهندسی نیز قابل توجه بوده است. ایشان فارغالتحصیل رشته مهندسی الکتروتکنیک از دانشگاه علم و صنعت ایران بودند و در دوره فعالیتهای فنی خود، در طراحی و ساخت تجهیزات صنعتی مشارکت داشتند. از جمله نمونههای مطرحشده در این زمینه، طراحی و تولید دستگاهی با عنوان چشم الکترونیک برای افزایش ایمنی دستگاههای پرس صنعتی بود که با هدف کاهش خطر آسیبدیدگی دست کارگران مورد استفاده قرار میگرفت. این سابقه مهندسی و توجه به عملکرد اجزای یک سیستم، در نگاه ایشان به مسئله اعتیاد نیز بازتاب داشت؛ زیرا بهجای نگاه سطحی به مشکل، به دنبال شناخت سازوکارهای درونی و یافتن راهی برای بازسازی تدریجی تعادل بودند.
در کنار این فعالیتها، موضوع داروی اپیوم تینکچر یا شربت تریاک (OT) نیز از مباحث مهم در مسیر درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ بوده است. استفاده از این دارو در چارچوب روش درمانی کنگره ۶۰، با هدف کاهش تدریجی مصرف و فراهم کردن فرصت بازسازی جسم انجام میشود. قرار گرفتن این فرآورده در چارچوبهای رسمی دارویی کشور، از جمله موضوعاتی است که در بررسی جایگاه درمانهای مبتنی بر دارو اهمیت دارد و باید با توجه به ضوابط و مستندات رسمی مربوط به آن مورد توجه قرار گیرد.
اگر بخواهیم نگاهی کلی به زندگی و دستاوردهای مهندس حسین دژاکام داشته باشیم، میتوان گفت مسیر ایشان از یک تجربه شخصی آغاز شد، اما در همان نقطه متوقف نماند. ایشان تلاش کردند آن تجربه را به روشی قابل آموزش تبدیل کنند، با پایهگذاری کنگره ۶۰ امکان بهرهمندی دیگران از آن را فراهم آورند و زمینه طرح پرسشها و موضوعات تازهای را درباره اعتیاد و فرایند درمان ایجاد کنند. آنچه در این مسیر اهمیت دارد، پیوند میان تجربه، آموزش، خدمت و تلاش برای شناخت بهتر انسان است. برای من که سالها درگیر مصرف مواد مخدر بودم و روشهای مختلفی را برای رهایی امتحان کرده بودم، آشنایی با کنگره ۶۰ و قرار گرفتن در مسیر درمان، معنای روشنی از اهمیت این تلاشها دارد. امروز میتوانم بگویم که دستاورد یک روش درمانی، تنها در نام و عنوان آن خلاصه نمیشود، بلکه در تغییری است که در زندگی انسان ایجاد میکند و فرصتی که برای بازگشت به تعادل، ساختن دوباره زندگی و حرکت در مسیر رشد و خدمت در اختیار او قرار میدهد.
.jpeg)
نگارش : مسافر مجتبی (لژیون چهارم راهنما آقای سعید)
عکس و ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
122