جلسه هفتم از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی راهنمای محترم مسافر ناصر، نگهبانی مسافر میثم و دبیری مسافر مظاهر با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)» یکشنبه26 مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ناصر هستم یک مسافر؛ پیش از هر چیز، از خدمتگزاران محترم شعبه، مرزبانان گرامی، ایجنت محترم و همچنین نگهبان و دبیر عزیز که بسترهای لازم را فراهم نمودند تا سالن جهت آموزش گرفتن آماده شود، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. همچنین از عزیزانی که در بخش تدارک و طبخ غذا تلاش نمودهاند، سپاسگزارم.
امروز سخن گفتن کمی دشوار است. در ایام بزرگداشت جناب مهندس هستیم و همگی در جریان شرایط موجود قرار داریم. شاید عزیزانی که تازهوارد هستند یا در جلسات اول بهعنوان مهمان حضور دارند، چندان در جریان جزئیات سخنان ما نباشند، اما اشکالی ندارد. همگی محزون و غمگین هستیم؛ اگرچه پوشش سفید بر تن داریم، اما قلبهایمان دردناک است.
همانطور که دبیر جلسه نیز اشاره نمودند، جناب مهندس تأکید فرمودهاند که از واژه «سوگواری» استفاده نشود؛ زیرا هدف اصلی کنگره ۶۰ درمان اعتیاد است و هدف جناب مهندس همواره خدمت به انسانها بوده است. ایشان سالهای متمادی زحمت کشیدند و گره کور اعتیاد را باز نمودند. تلاشهای بیدریغ ایشان موجب شد که امروز هزاران نفر و هزاران خانواده در آرامش زندگی کنند. امروزه در سطح شعبه خودمان و در سراسر کشور، شاهد حضور راهنمایان، مرزبانان و مسافران سفر دوم هستیم؛ افرادی که درگیر اعتیاد بودند و زندگیشان فروپاشیده بود، اما دوباره سلامتی خود را بازیافته و به آغوش زندگی بازگشتهاند.
جناب مهندس همواره در پی کاهش رنج انسانها بودند. ایشان خود سالها با بیماری اعتیاد دستپنجه نرم کردند و با وجود داشتن تحصیلات عالیه، مطالعه در مکاتب عرفانی و سالها پژوهش در حوزه انسانشناسی، موضوع اعتیاد را ابتدا در درون خود کاوش کرده و گره آن را کشف نمودند. بدین ترتیب روش درمان اعتیاد ابداع شد و ایشان این دانش و علم گرانبها را در اختیار تمامی انسانها قرار دادند.
گاهی در لژیون یادآور میشوم که تلاشهای امروز ما در مقایسه با حجم عظیم زحمات جناب مهندس، حتی به اندازه یک قطره هم نیست.دستورجلسه امروز در ادامه نشست هفته گذشته، «بزرگداشت جناب مهندس» است؛ با این تفاوت که در جلسه قبل موضوع «کشفیات جناب مهندس» بود و در این جلسه به «دستاوردها و کتابهای ایشان» میپردازیم.
راستش را بخواهید، خود من نیز به تمام ابعاد دستاوردهای جناب مهندس اشراف کامل ندارم؛ چراکه ما تنها بخشی از اثرات این دستاوردها را مشاهده میکنیم. اثراتی که ما لمس کردهایم شامل کتابهایی است که در بخش نشریات موجود است؛ کتابهایی نظیر ۶۰ درجه زیر صفر، کتاب عشق، ۱۴ مقاله، حال خوش و ادموند و هلیا. ما این آثار را دیده و مطالعه کردهایم؛ اما اینکه ایشان چه دستاوردهای بینالمللی دیگری دارند، چه مقالاتی به دانشگاههای معتبر جهان ارائه دادهاند، پاسخ و بازخورد این مقالات چه بوده و در آینده چه دانشگاهها، رشتهها و بیماریهایی تحت پوشش درمان قرار خواهند گرفت، مسائلی است که شاید من هنوز اطلاع دقیقی از آنها نداشته باشم.
اما در این فرصت کوتاه مشارکتم، مایلم به مهمترین دستاورد ایشان یعنی کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر اشاره کنم. این کتاب راه درمان اعتیاد را به صورت کامل برای یک فرد مصرفکننده روشن میسازد. خود من در طول سفر اول استفادههای فراوانی از این کتاب بردم و کمک شایانی به درمان من نمود. البته در این مقال فرصت شکافتن تمامی مباحث آن وجود ندارد، چراکه خودِ این موضوع دارای یک دستورجلسه مستقل تحت عنوان «کتاب ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» میباشد.
دستاورد مهم دیگر، کتاب ۱۴ مقاله است. همچنین کتاب ۱۴ وادی (کتاب عشق) که پیشتر در جلسه نیز بیان کردم، نه تنها برای مصرفکنندگان مواد مخدر راهگشاست، بلکه تمامی انسانهایی که در مسیر زندگی، تحصیل، دانشگاه یا شغل خود با مشکلی مواجه شدهاند میتوانند از آن بهرهمند شوند. این کتاب یک سیر درونی است که از وادی تفکر آغاز شده و به وادی عشق میرسد؛ سفری درونی برای انسان رقم میزند تا خود را بازیافته و از مشکلات خارج شود.
کتاب ۱۴ مقاله گرههای کور اعتیاد را باز میکند و به روشنی توضیح میدهد که مصرف مواد مخدر چه تخریبهایی در سیستمهای بدن ایجاد کرده و چگونه میتوان آنها را به حالت اولیه بازگرداند. در این کتاب دوزها و معادلسازیهای انواع مواد مخدر (نظیر تریاک کشیدی و خوراکی، متادون، ترامادول و قرصها) با دقتی علمی مطرح شده است.
همچنین کتاب ادموند و هلیا به بررسی مبحث «نفس واحده» در قالب یک نمایشنامه میپردازد. این اثر به منِ مسافر کمک میکند تا به درون خود سفر کرده و علل و عواملی را که موجب گرایشم به سمت اعتیاد شده است، بشناسم.
مجموعه این دستاوردها بسیار گسترده است. امروز که در کنگره ۶۰ حضور داریم، منابع علمی، آموزشهای لژیون، کارگاهها و نوشتن ۴۰ سیدی به ما کمک میکند تا از جهان اعتیاد خارج شویم. اما در سفر دوم، اقیانوسی از علم و دانش توسط جناب مهندس در اختیار ما قرار گرفته است.
گاهی با خود فکر میکنم منِ ناصر که درگیر اعتیاد شده بودم، چقدر مورد لطف خداوند قرار داشتم که چنین انسان بزرگی را در مسیر راهم قرار داد تا با ارائه دانشی چنین غنی، بتوانم علاوه بر درمان اعتیاد، راه صحیح زندگی را نیز پیدا کنم.
سفر اولیها در وادی دهم میآموزند که «صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است». پس از اتمام سفر اول و رسیدن به درمان، مسافران میتوانند در سفر دوم تا وادی چهاردهم (رسیدن به عشق و محبت) پیش بروند. همواره به بچههای سفر دوم سفارش میکنم که حرکت و تلاش کنند تا به وادی محبت برسند و آنچه را که از کنگره دریافت نمودهاند، در اختیار دیگران قرار دهند.
امروز رسالت همه ما سنگینتر از گذشته است. جناب مهندس همواره در قلب ما جای دارند؛ اما تکتک ما چه سفر اولی، چه سفر دومی و چه کسی که تازه یک ماه است وارد کنگره شده وظیفه داریم در جهت درمان خود با قدرت حرکت کنیم. اگر من به درمان برسم، میتوانم چراغ راهی برای دیگران باشم؛ بهویژه برای اطرافیان و نزدیکانم که دچار بیماری اعتیاد هستند. وقتی آنان تغییر و بهبود مرا ببینند، امید یافته و حرکت میکنند و در نتیجه خانوادههای متعددی نجات مییابند.
در پایان، جلسه را برای مشارکتهای شما عزیزان باز میگذارم. لازم به ذکر است که برای مشارکت در این دستورجلسه، نیازی به استفاده از کلمات پیچیده یا ارائه بحثهای سنگین دانشگاهی نیست. اگر کسی حتی یک ماه است که به کنگره آمده و با نوشتن سیدی «وظایف رهجو» یا «وادی اول» مسیرش روشن شده است، همان تجربه، بیانگر دستاورد جناب مهندس در زندگی اوست و به اشتراک گذاشتن آن بسیار ارزشمند خواهد بود. از اینکه به صحبتهای من توجه نمودید، از همه شما سپاسگزارم.

عکس: مسافر فرهاد
تایپ و تنظیم: مسافر امید
مرزبان کشیک: مسافر راجا
- تعداد بازدید از این مطلب :
230