سلام دوستان جواد هستم یک مسافر.روزی که وارد کنگره شدم غرق اعتیاد و تاریکی بودم و هرگز تصور نمیکردم راهی برای رهایی وجود داشته باشد،چون به تصور خودم همه ی راه ها را امتحان کرده بودم.به عنوان آخرین راه تصمیم گرفتم که عضوی از این مجموعه بشوم.روزهای اول فقط به قصد آرام کردن دلم و دلداری دادن به خودم در جلسات شرکت می کردم.اما رفته رفته با شناخت بیشتر نسبت به اعضا و خصوصا راهنمای خودم علاقمند به ادامه مسیر شدم.سفر سختی را تجربه کردم اما پیوند محبتی که بین من واعضای کنگره وخصوصا مهندس عزیز وراهنمای خودم شکل گرفته بود،باعث شد که تا پایان مسیر به راه خود ادامه بدهم.با توجه به اینکه هرگز تصور نمی کردم که روزی برسد که دیگر مصرف کننده نباشم،گرفتن گل رهایی از دستان مهندس و فرمان قطع مصرف برایم شگفت انگیزترین اتفاق زندگی ام بود که تجربه کردم.در پایان از خداوند بزرگ می خواهم که روزی تمام مصرف کنندگان که طالب درمان هستند از تاریکی خروج کرده و به رهایی برسند.
مسافرجواد رهجوی راهنمای محترم علی آقا لژیون 2
ویراستار:مسافر راهنما قاسم
عکاس:مسافرمصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
54