English Version
This Site Is Available In English

از بزرگی که در حقم شده چگونه قدر دانی کنم؟

از بزرگی که در حقم شده چگونه قدر دانی کنم؟

جلسه دوازدهم از دوره دهم سری کارگاهای آموزشی کنگره ۶۰ نمایندگی پردیس به استادی ایجنت محترم همسفران خانم مبینا و نگهبانی مسافر میثم و دبیری مسافر حمیدرضا با دستور جلسه * بزرگداشت آقای مهندس و دستاورد های علمی ایشان * در روز شنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۷/۲۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
در رابطه با دستور جلسه بزرگداشت و دستاوردهای علمی آقای مهندس، اگر بخواهم درباره بزرگداشت صحبت کنم، ابتدا باید به این فکر کنیم که اصلاً بزرگداشت یعنی چه؟ به چه کسی در اطراف خودمان می‌توانیم بگوییم بزرگ؟ آیا کسی که سن زیادی دارد، تجربه زیادی دارد و به‌اصطلاح گرم و سرد روزگار را چشیده است، حتماً آدم بزرگی است؟ قطعاً در جامعه‌مان افرادی را دیده‌ایم که متناسب با سنشان رفتار نمی‌کنند. یعنی فردی ۶۰ یا ۷۰ سال دارد، اما در عملکردش می‌بینیم که خیلی از مسائل را رعایت نمی‌کند. پس بزرگ بودن، به معنای صرفاً بالا بودن سن نیست؛ بلکه به این معناست که آن فرد، در وهله اول، برای خودش بزرگ بوده باشد.
آیا من در درون خودم برای خودم بزرگی کرده‌ام؟ آیا در جایی که لازم داشته‌ام، دستی بر سر خودم کشیده‌ام؟ در وهله اول، بزرگی این است که من در درون خودم برای خودم بزرگی کنم و بعد از آن، این بزرگی را در حق دیگران نیز به کار بگیرم.
یعنی همه ما در جاهایی اشتباه کرده‌ایم. اگر برای خودت بزرگ خوبی بوده باشی، خودت را بخشیده‌ای و به سرزنش کردن خودت ادامه نداده‌ای. اگر برای دیگران بزرگ خوبی بوده باشی، وقتی فردی در زندگی‌ات اشتباهی کرده، او را بخشیده‌ای و بزرگی به خرج داده‌ای. این یعنی رفتاری بزرگوارانه داشته‌ای.حالا آقای مهندس در سیستم کنگره واقعاً برای ما بزرگ بوده‌اند؛ به‌گونه‌ای که می‌توانیم برای ایشان بزرگداشت به معنای واقعی کلمه برگزار کنیم. در جاهایی که به کمک نیاز داشتیم و در شرایط سخت زندگی بودیم، فردی پیدا شد که جدا از قومیت، نژاد، رنگ پوست و مذهب، دست ما را گرفت و بدون اینکه اشتباهاتمان را یک‌به‌یک بشمارد و ما را سرزنش کند، به ما کمک کرد.
این در واقع یعنی من باید سپاسگزار باشم، بزرگی‌ای را که در حقم شده است، قدر بدانم و ارزش آن را درک کنم و قدردانی به عمل بیاورم. جلسه امروز برای این است که من از بزرگی‌ای که در حقم شده است، قدردانی کنم.
اما در ادامه، قسمت دوم دستور جلسه، یعنی دستاوردهای علمی آقای مهندس، مطرح می‌شود. همان‌طور که همه شما عزیزان می‌دانید، دستاوردهای ایشان در قالب مقالات و کتاب‌هایی که در کنگره وجود دارند، ارائه شده‌اند.
اما یک تفاوت بزرگ بین کشف و دستاورد وجود دارد. گاهی اوقات مسیری ناشناخته است و فردی پیدا می‌شود و چراغی روشن می‌کند تا مسیر روشن شود. اما گاهی هم پیش می‌آید که آن فرد، مسیر را پیدا می‌کند و خودش نیز همان مسیر را طی می‌کند و در طول این مسیر، چیزهایی به دست می‌آورد. در واقع، تفاوت کشف و دستاورد در همین موضوع است.
آقای مهندس هم روش DST را کشف کردند. در آن سردرگمی اعتیاد، که راه‌های مختلفی پیش روی افراد قرار داشت، راهی را که درست‌تر بود نشان دادند و آن را آشکار کردند. در نهایت، خودشان نیز آن مسیر را طی کردند و به چیزهایی رسیدند که حاصل آن، دستاوردهای ایشان شد. در رابطه با اضافه‌وزن نیز همین‌طور بود و در درمان سیگار هم همین اتفاق افتاد. یعنی هرکدام از این موارد، فقط یک کشف نبود، بلکه حاصل تجربه کردن و پیمودن مسیر توسط خود ایشان نیز بود.

حالا این دستاوردها چه کمکی به من می‌کنند؟ من باید با این دستاوردها چه‌کار کنم؟ فردی پیدا شده و یک‌سری چیزها را کشف کرده است؛ خب، من در این میان چه‌کار باید بکنم؟ این دستاوردهایی که به دست آمده‌اند، در واقع مانند غول چراغ جادو نیستند که به من داده شوند و من با دریافت آن‌ها متوجه شوم که تغییر کرده‌ام و اعتیادم درمان شده است. این‌طور نیست که صرفاً با در اختیار داشتن این دستاوردها، همه‌چیز در من تغییر کند. این دستاوردها به‌صورت آینه به من نشان داده می‌شوند، اما کسی که باید مشکل را رفع کند، فقط و فقط خود من هستم.
یعنی وقتی جلوی آینه می‌ایستم، اگر روسری من کج باشد، آینه آن را به من نشان می‌دهد. اگر لباسم کثیف باشد، آینه کثیف بودن لباسم را به من نشان می‌دهد؛ اما آینه نمی‌آید لباس مرا بشوید یا روسری‌ام را درست کند. من هم فقط می‌توانم از آن دستاوردهایی که به‌صورت آینه‌وار در اختیارم قرار گرفته‌اند، استفاده کنم و نواقص خودم را در زمینه چاقی، نیکوتین، ضدارزش‌ها و اعتیاد برطرف کنم. در نهایت، چیزی که می‌خواهم بگویم این است که آقای مهندس هفتاد و چند سال در این جهان خاکی زندگی کردند و سپس آن را ترک کردند. در این هفتاد و چند سالی که عمرشان را سپری کردند، مانند همه انسان‌ها، دو نوع عمر را می‌توان در نظر گرفت. یکی عمر طولی است که همان سن و سال ماست. بسیاری از ما نیز سنین متفاوتی داریم؛ یکی ۲۰ ساله است، دیگری ۳۰ ساله و فردی دیگر ۵۰ ساله. بنابراین، عمر طولی ما که همان سن و سالمان است، با یکدیگر تفاوت دارد.
اما ما یک عمر عرضی هم داریم که هیچ ارتباط مستقیمی با سن و سال ندارد. یعنی درست است که آقای مهندس هفتاد و چند سال عمر طولی داشتند، اما به‌واسطه کشفیات، مطالعات و کارهایی که انجام دادند، عمر عرضی ایشان بسیار فراتر از این هفتاد و چند سال بود.
امیدوارم این دستور جلسه به من کمک کند تا تلاش کنم با الگو گرفتن از آقای مهندس، عمر عرضی خودم را افزایش بدهم و خودم و دیگران از این افزایش عمر عرضی لذت ببریم.

 و در ادامه شما را به دیدن طبخ و توزیع غذا توسط خدمتگزاران شعبه دعوت میکنیم؛











تایپ و ویراستاری: مسافر حمیدرضا
عکاس: مسافر احسان
مرزبان خبری: مسافر دانیال
مرزبان کشیک: مسافر محسن
سایت نمایندگی پردیس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...