
جلسه هشتم از دوره چهل و یکم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰، نمایندگی شیخبهایی اصفهان، با استادی راهنمای محترم، مسافر علی، نگهبانی مسافر فرزاد و دبیری مسافر محمد، با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای جناب مهندس» پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز بهکار کرد
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، علی هستم یک مسافر
دستور جلسه امروز «کشف متد DST و دستاوردهای جناب مهندس» است. در این رویدادهای پیشآمده، همه ما اندوهگین هستیم و غم بزرگی در دل داریم؛ اما خود آقای مهندس حسین دژاکام به ما آموختند که در مسائل زندگی باید صبر پیشه کنیم و در جریان حیات و زندگی متوقف نشویم.
هر کدام از ما، از مسافر سفر اولی که رها شده است تا حتی یک همسفر کوچک، پیوند محبتی خاص با آقای مهندس داریم و این موضوع بسیار طبیعی است. دلیل این پیوند آن است که ایشان برای همه ما و برای شخص من، از دل دنیای تاریکی با بهترین روش و کمترین تنش، ما را به حال خوش رساندند. از سوی دیگر خانوادههای ما را نجات دادند و بخش همسفران را از غم و اندوه رها کردند؛ بنابراین آقای مهندس برای ما بسیار با ارزش و محترم هستند. به گفته ایشان: «علم واقعی هنگامی معنا مییابد که آن را بر سنگ بگذارید، سنگ پودر شود و اگر بر وجود یک شخص مصرفکننده قرار دهید، او را به خدمتگزاری شایسته در جهان تبدیل کند که جزو بهترین انسانها قرار گیرد و از وقت و جان خود ببخشد»؛ این مفهوم واقعی علم است.
ما این غم را در دل خود داریم؛ ولی شاید چیزی به نام سوگواری به معنای مرسوم نداشته باشیم و پس از آن، این دلتنگی را به آرامش تبدیل میکنیم. کسانی که پیوند محبتشان به یکدیگر وصل میشود، در هر کجا و در هر عالمی دوباره گرد هم میآیند و به یکدیگر میرسند؛ اما ما در لحظه میتوانیم همین جا که نشستهایم، دوباره پیوند محبت را متصل کنیم و با ایشان دیدار داشته باشیم.
به نظر من آقای مهندس دو بعد برجسته داشتند؛ یک بعد علمی که دانشمند بسیار بزرگی بودند و کارهایی انجام دادند که ما با چشم دیدیم. در زمینه درمان اعتیاد، مسیرهای بسیاری را رفتیم، هزینه مالی پرداختیم و از جانمان گذشتیم؛ اما مسئله حلنشدنی بود. گفته بودند از روز ازل هیچ کسی نتوانسته بود این روش را کشف کند؛ اما برای درمان اعتیاد و هر نوع ماده مخدری که باشد، روش آقای مهندس پاسخ قطعی میدهد. این روش کاملاً اثبات و کشف شده است.
بارها در سخنانشان شنیدیم که میفرمودند: «من صورتمسئله اعتیاد را حل کردم»؛ اما به این بسنده نکردند و وارد پژوهش در زمینه درمان بیماریهای خاص شدند. بخش عمده آن پیرامون سرطانها، بهویژه سرطان سینه، و بیماریهایی مانند صرع و اماس بود. دبیر جلسه، مسافر محمد که امروز اینجا نشسته است، درمان بیماری صرع او انجام شد. رهجوی دیگری نیز بود که به بیماری سرطان غدد لنفاوی دچار بود؛ او را نزد آقای مهندس بردیم و ایشان فرمان درمان را صادر کردند. آن جوان ۲۶ ساله تا جایی پیش رفته بود که سرطان تمام بدنش را درگیر کرده بود و بر اثر شیمیدرمانی موهای سر، ابرو و مژههایش بهطور کامل ریخته بود؛ اما وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شد و با روش آقای مهندس به درمان قطعی رسید؛ بهگونهای که اکنون هر ۶ ماه یکبار برای آزمایش و چکاپ مراجعه میکند و هیچ اثری از بیماری در بدن او نیست.
همیشه وقتی افراد نزد آقای مهندس میآمدند و میگفتند بیماریمان درمان شد و پزشک تعجب کرده است، آقای مهندس میپرسیدند: «آیا به پزشک گفتید که با چه روشی درمان شدید؟ آیا گفتید به کنگره۶۰ رفتید و متد "DST" را برای او توضیح دادید؟» گاهی فرد میگفت بله و گاهی میگفت خیر؛ اما آقای مهندس تأکید میکردند: «دفعه آینده که مراجعه کردید، حتماً این موضوع را کامل توضیح بدهید».
ارتباط آقای مهندس با دانشگاهیان و پزشکان بسیار عالی و نزدیک بود. گاهی پزشکان بسیار مجرب و سرشناس نزد ایشان میآمدند، گفتگو میکردند و هنگام خروج به ما میگفتند: «شما نمیدانید چه دانشمند بزرگی در کنار خود دارید!» ما هم تایید میکردیم؛ اما من همواره در دلم میگفتم: «آقای مهندس مرا از چنان تاریکی عمیقی نجات داد که شما نیز عظمت آن را شاید درک نکنید».
مکاتبات آقای مهندس با مجامع علمی جهان بسیار گسترده بود. اگر بهتازگی به ساختمان سیمرغ رفته باشید، دیدهاید که آقای خدامی تمام سرتیفیکیتها و تاییدیههای علمی آقای مهندس را بهصورت بنر در ورودی و داخل اتاقها نصب کردهاند. آقای مهندس همیشه درباره این دستاوردها توضیح میدادند و میفرمودند: «کاری که من انجام دادم، به جا گذاشتن یک میراث بسیار مهم برای بشریت بود؛ مسئلهای که جهان نتوانست آن را حل کند». مگر درد و رنج بشر فقط در اعتیاد خلاصه میشود؟ در خانوادهای که یک بیمار سرطانی وجود دارد، تمام آرامش، نظم و روحیه خانواده بر هم میریزد؛ اما آقای مهندس همواره به نجات انسانها میاندیشیدند.
یکبار پرسیدم: آقای مهندس، چرا این پژوهشها را از ایران آغاز نمیکنید؟ فرمودند: «هر کاری باید در بستر و مرکز علمی مرتبط با خودش ثبت شود و از بیرون به داخل نشر پیدا کند». ارتباط ایشان با دانشگاهیان بسیار نزدیک بود؛ برای نمونه، در همایشها جوایز علمی و مبالغ ارزشمند را از حساب و جیب شخصی خود تقبل میکردند، نه از بودجه کنگره۶۰، تا در فضای دانشگاهی تحول ایجاد کنند و پژوهشگران را به این مسیر جذب نمایند. جامعه دانشگاهی احترام بسیار زیادی برای ایشان قائل بود؛ بهراستی که ، قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری.
اینها دستاوردهای علمی ایشان بود؛ اما بعد دیگر شخصیت آقای مهندس که همه ما بهخوبی با آن مأنوس بودیم، شخصیت معلمی و استادی ایشان بود. همیشه تأکید میکردند که به جایگاه ایشان تقدس نبخشیم. انسانها از سر مهر، محبت و رهایی از بند اعتیاد میآمدند؛ مادری که فرزندش نجات یافته بود یا پدری که رها شده بود، اصرار داشت دست یا شال آقای مهندس را ببوسد؛ اما ایشان هرگز اجازه نمیدادند و میفرمودند: «بههیچوجه چنین کارهایی نکنید؛ اگر میخواهید مرا بشناسید، بدانید که من تنها یک معلم هستم؛ یک معلم دلسوز». اخیراً در رهاییها، مسافری که خودش معلم بود به رهایی رسید و شعری در وصف ایشان خواند؛ آقای مهندس او را در آغوش کشیدند و فرمودند: «من هم مثل شما یک معلم هستم».
کردار و رفتار جناب مهندس باید برای تکتک اعضا چراغ راه باشد تا بدانیم استاد ما با چه تفکر و رفتاری برخورد میکردند؛ زیرا اگر ادعا میکنیم آقای مهندس را دوست داریم، باید در کردار و منش دنبالهرو ایشان باشیم. آقای مهندس با مردم بسیار مهربان بودند و در اوج شلوغی و ترافیک کارها تسلط شگفتانگیزی داشتند؛ همزمان رهاییها را اعطا میکردند، اجازه ورود به جایگاه پهلوانی میدادند، به پرسشها پاسخ میدادند و در همان حال حواسشان کاملاً به شخصی بود که از راه دور فقط برای لحظهای دیدن ایشان آمده بود. در حالی که ما چند نفری آنجا ایستاده بودیم و تمرکزمان به هم میریخت؛ اما توجه ایشان به تمام جزئیات جلب بود.
روزی ساعت چهار صبح اسنپ گرفتم تا به آکادمی بروم. با پیراهن سفید سوار خودرو شدم و به راننده سلام و خداقوت گفتم. راننده بلافاصله گفت: «شما از شاگردان آقای دژاکام هستید؟» با لبخند گفتم: «بله، چطور متوجه شدید؟» گفت: «چهل سال است در تهران رانندگی میکنم؛ کسی که ساعت چهار صبح با گشادهرویی، ادب و احترام سوار خودرو میشود، فقط میتواند شاگرد آقای دژاکام باشد؛ تمام رهجویان ایشان همینگونه رفتار میکنند». من این ادب و سپاسگزاری را از آقای مهندس آموختم؛ هرچند بهای خدمات را میپردازیم، اما موظف هستیم از هر کسی که به ما خدمت میکند صمیمانه سپاسگزاری نماییم. آن راننده پرسید چگونه میتواند ایشان را ببیند و ساعت هشت صبح به آکادمی آمد، محبت خود را ابراز کرد و گفت: به شما تبریک میگویم که چنین شاگردان باادبی پرورش دادهاید.
ایشان همواره با مهر و مدارا با انسانها رفتار میکردند. در شلوغترین ساعات کاری و هنگام اجرای رهاییها و امور پهلوانی، با هوشیاری کامل شرایط هر فرد را درک میکردند. روزی فردی با بههمریختگی شدید و پرخاشگری وارد دفتر شد؛ آقای مهندس با آرامش او را پذیرفتند و وقتی دریافتند به علت خماری در تعادل نیست، ابتدا داروی او را دادند و پذیرایی کردند؛ سپس به مشکل او رسیدگی نمودند. ایشان به ما آموختند که نباید با نوک شمشیر و اقتدار با انسانهای دردمند سخن گفت، بلکه باید ریشه درد آنان را دریافت و با محبت رفتار کرد. همانگونه که مولا علی (ع) فرمودند: «هر آنچه برای خود میپسندی، برای دیگران نیز بپسند». نباید با نوک قلم دیگران را آزار دهیم؛ یک راهنما که اداره لژیون در دست اوست، نباید از جایگاه قدرت برخورد کند. همواره نگران آسایش اعضا بودند؛ اگر کسی تمایل به جایگاه پهلوانی داشت، تا زمانی که مطمئن نمیشدند سقف و مسکنی مستقل از خود دارد، کمک مالی او را نمیپذیرفتند.
آقای مهندس همواره آسایش رهجویان را بر همهچیز مقدم میدانستند. همیشه میفرمودند هر امکاناتی باشد، ابتدا برای اعضا و سپس برای کنگره۶۰ است؛ زیرا شما باید باشید تا کنگره۶۰ پایدار بماند. یکبار پس از تعطیلات دوهفتهای عرض کردیم دلتنگ شما بودیم و جز شما کسی را نداریم؛ فرمودند: «من هم جز شما کسی را ندارم؛ زیرا پیوند محبت میان ما دوطرفه است».
مسیر و بستری که ایشان فراهم کردند، کاملاً روشن است؛ نه باید کلمهای از آن بکاهیم و نه چیزی بر آن بیفزاییم. از فردا در مراسم رهاییها، تجلی آموزشهای جناب مهندس را در وجود استاد امین میبینیم. همه ما در طول زمان و با آموزش رشد میکنیم؛ همانطور که جلسات گفتگو و فایلهای صوتی مشترک ایشان با استاد امین، مباحث جهانبینی را به زیباترین شکل شکافت و روشن کرد. رسالت ما ماندن در خط مقدم صراط مستقیم و فرمانبرداری است.
آقای مهندس پس از بیش از دو دهه، باز هم برای تکتک رهاییها با جانودل وقت میگذاشتند. اگر اتوبوس یا پرواز رهجویی از آبادان یا مشهد با تأخیر روبهرو میشد، ایشان یک ساعت و نیم تا دو ساعت منتظر میماندند تا برگه رهایی او را امضا کنند و سپس بروند. مفهوم خستگی برای ایشان معنا نداشت؛ زیرا تمام زندگی خود را وقف کاهش درد و رنج انسانها کرده بودند.
از خداوند میخواهم این توفیق را به همه ما عطا کند که این مسیر را بهبهترین شکل ادامه دهیم، گوش به فرمان استاد امین، قوانین و حرمتهای کنگره۶۰ و دیدهبانان محترم باشیم.

حضور دیدهبان محترم، آقای مهدی صدیقی را به شعبه شیخبهایی خیر مقدم عرض مینماییم و در ادامه از ایشان دعوت میکنیم به جایگاه تشریف بیاورند.
خلاصه سخنان دیدهبان محترم:
سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر
میدانم امروز در مکانی گرد هم آمدهایم که همه ما اندوهگین و دلشکسته هستیم؛ اما چارهای جز تسلیم نیست. این تقدیر خداوند است و ما در برابر فرمان الهی و تقدیری که امروز برای تکتک ما در کنگره۶۰ رقم خورده است، سر تعظیم فرود میآوریم. سخن گفتن از آقای مهندس در توان و جایگاه من نیست؛ ایشان انسانی فراتر از یک انسان معمولی و شخصیتی کمنظیر در تاریخ بودند. عزیزانی که از نزدیک با ایشان کار کردهاند بهخوبی میدانند که در هر زمینهای دانشی ژرف داشتند؛ فرماندهی بیهمتا و دانشمندی بیبدیل بودند که گمان نمیکنم تا به امروز شخصیتی مانند ایشان پا بر کره خاکی گذاشته باشد.
امروز خداوند چنین تقدیری رقم زد تا اعضای کنگره۶۰ قدرتمند باشند و بتوانند بدون حضور فیزیکی آقای مهندس به مسیر خود ادامه دهند. آقای مهندس میراثی بسیار ارزشمند برای ما بر جای گذاشتند؛ امروز ما نگهبانان و پاسداران این ودیعه بزرگ هستیم و تکتک ما وظیفه داریم از آن صیانت کنیم. دستاوردهایی که بر جای نهادهاند بینظیر است و همه ما در برابر حفظ آنها مسئول هستیم. گرچه جسم ایشان در میان ما حضور ندارد؛ اما آثار وجودیشان در کل هستی به چشم میخورد. همه ما با تمام وجود برکات این دستاوردها را در زندگیهای خود حس و لمس کردهایم؛ بنابراین رسالت داریم این ثمرات را حفظ کنیم و تلاشمان را در کنگره۶۰ دوچندان نماییم. من، مهدی، اگر تا پیش از این خدمتی انجام میدادم، از پنجشنبه هفته گذشته با پروردگار خود پیمان بستم که تلاشم را چندین برابر کنم. این عهد برای همه ما است و همگی باید سخت بکوشیم تا روح آقای مهندس از عملکرد ما خشنود باشد. گرچه پیکر ایشان در میان ما نیست؛ اما همواره ناظر بر ما هستند، حضور ما را احساس میکنند و اعمال تکتک ما را در برابر این امانت الهی میبینند.
ما وارثان این راه هستیم و وظیفه داریم این امانت گرانبها را سالم به دست آیندگان برسانیم. امروز نه فقط کشور ما، بلکه کل جهان و بشریت به تلاش تکتک ما چشم دوخته و نیازمند دستاوردهای کنگره۶۰ است؛ بنابراین نباید لحظهای درنگ کنیم. امروز گرچه بنیان کنگره۶۰ حضور فیزیکی ندارند؛ اما جانشین ایشان، استاد امین، حضور دارند و در کنار شورای دیدهبانان سکان راهبری و هدایت این ساختار را در دست گرفتهاند. از عصر چهارشنبه که این رویداد تلخ رخ داد تا شبهای گذشته، پیوسته جلسات هماهنگی فشرده از صبح تا پاسی از شب برگزار شد و به لطف خداوند تحت مدیریت دقیق استاد امین امور بهخوبی پیش رفت. ما در حال عبور از سختترین گذرگاه حیات هستیم؛ بنابراین همه ما موظف هستیم همراه و پشتیبان باشیم. هر آنچه در قالب تدابیر استاد امین و تصمیمات شورای دیدهبانان از طریق سایت رسمی اطلاعرسانی میشود، باید موبهمو اجرا شود. همه ما باید گوش به فرمان باشیم، همکاری صددرصدی نشان دهیم و با تمام توان تلاش کنیم تا وظایفمان را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم.
میدانم که تحمل این شرایط برای همه ما دشوار است. دوستان و اعضایی که با ما تماس میگیرند، با بغض و اشک میگویند اگر ستونهای ساختار در سختی هستند، تحمل این فقدان برای ما چندین برابر دشوارتر است. بهراستی این ضایعه رویدادی است که هیچکدام از ما پیش از این تجربهای از آن نداشتیم؛ اما اکنون در بستر این آزمون بزرگ قرار گرفتهایم و باید با قدرت از آن بگذریم. مطمئن باشید انسانهای توانا کسانی هستند که میتوانند از چنین گذرگاههای سختی عبور کنند. ما از این مرحله عبور خواهیم کرد و بر شعاع این تفکر در سراسر هستی خواهیم افزود. کنگره۶۰ با تمام توان در حرکت است و وظیفه شما رساندن پیام و دستاوردهای علمی جناب مهندس به انسانهای دردمند است. تمام توان خود را به کار بگیرید تا آنچه را آموختهاید گسترش دهید. اجرای دقیق قوانین، رعایت فرامین و عمل به آنچه برای ساماندهی ساختار تعیین شده است، بهترین مایه خشنودی آقای مهندس خواهد بود.
مسافر سفر اولی که امروز بر صندلی نشسته و شاید در اندیشه خود میگوید برنامهریزی کرده بودم در تاریخی مشخص گل رهایی را از دستان آقای مهندس دریافت کنم، باید بداند که اصل موضوع، مسیر و حقیقتی است که ایشان ترسیم کردند. گرچه فقدانشان سنگین است؛ اما امروز استاد امین، شورای دیدهبانان، پیشکسوتان و اساتید حضور دارند و مسیر حرکت برای همه کاملاً معین است. ما این مسیر را ادامه میدهیم تا کشتی نجات کنگره۶۰ با تلاش همگانی به ساحل آرامش برسد.
طبق سنن و تدابیر در نظر گرفتهشده، برنامهریزی شد که به یاد این عزیز سفرکرده، غذایی تهیه و به رسم خیرات توزیع شود. این طرح در سراسر شعب کشور از روز یکشنبه به مدت یک هفته اجرا خواهد شد؛ بنابراین دوستانی که مایل به اهدای نذورات و خیرات هستند، میتوانند در حد توان خود در تأمین هزینههای این امر مشارکت کنند. این اقدام کاملاً داوطلبانه است و هیچگونه الزامی در آن وجود ندارد؛ اعضا میتوانند با مراجعه به ایجنت، مرزبانان و مسئولان مربوطه در این سنت شایسته سهیم شوند.
درباره رفتن به مزار ایشان نیز تأکید میکنم که هماهنگی کامل داشته باشید و حتماً به پیامها و اطلاعیههای رسمی صوتی گوش فرا دهید تا نظم امور حفظ شود. در این مدت شرایط سختی سپری شد؛ اما مدیریت مراسم با چنان نظم و آرامشی پیش رفت که مسئولان کشوری نیز از انسجام و تدبیر ساختار کنگره۶۰ تقدیر کردند. تدفین شخصیتی در جایگاه آقای مهندس کار بسیار حساسی بود. اگر قرار بر برگزاری مراسم عمومی بود، شاید جمعیتی افزون بر پانصد هزار نفر از اعضا، چهرههای علمی، دانشگاهی و مسئولان کشوری و لشکری شرکت میکردند؛ اما مصلحت بر آن شد که تشییع در آرامش و به شیوه خاص انجام گیرد.

آقای مهندس همواره به مردم اصفهان محبت ویژهای داشتند. تقدیر چنین رقم خورد که آرامگاه ایشان در آستان امامزاده علیاکبر و در مسیر مسافران اصفهان، مناطق جنوبی و شرقی کشور قرار گیرد؛ مکانی که همه ما از آن خاطرات فراوانی داریم. آقای مهندس حتی در زمان حیات همواره بر آسایش اعضا تأکید میکردند و حتی بعد از این جهان نیز برکات وجودیشان به گونهای رقم خورد که دسترسی به مزارشان برای مسافران تسهیل گردد. اگر برای تکریم مزار رفتید و محیط شلوغ بود، فرهنگ و ادب والای کنگرهای خود را نشان دهید. برنامهریزیها به گونهای تنظیم شده است که ازدحام ایجاد نشود و اعضای شهرستانها و تهران طبق زمانبندی اعلامشده بتوانند در آرامش بر سر مزار ایشان حضور داشته باشند.
امیدوارم همه ما در مسیری که پیش رو داریم، ثابتقدم و استوار گام برداریم و با تمام توان حرکت کنیم تا هم خداوند و هم روح آقای مهندس از ما راضی و خشنود باشند.
از اینکه به سخنان من گوش فرا دادید، از همه شما سپاسگزارم.

-
تایپ: همسفر کسری، مسافر سینا(لژیون۵)، مسافر محسن(لژیون۵)، مسافر محمدحسین(لژیون۱۴)، مسافر محمدرضا(لژیون۲)، مسافر سیامک(لژیون۱۷)، مسافر محمد(لژیون۲۶)، مسافر عرفان(لژیون۱۶)
-
ویراستار: مسافر حسین(لژیون۲۳)، مسافر مهرداد(لژیون۵)
-
صوتی و دیتاشو: مسافر پارسا(لژیون۶)، مسافر حسن(لژیون۱۹)
-
تنظیم و عکس: مسافر سعید(لژیون۱۴) دبیرسایت
-
مرزبان خبری: مسافر حجت
-
تهیه و ارسال: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
671