English Version
This Site Is Available In English

سلام دوستان حسین هستم مسافر

سلام دوستان حسین هستم مسافر

سلام دوستان ، حسین هستم مسافر
می گویند قهرمان ها شنل به دوش دارند ...اما من قهرمان ترین آدم دنیا را در سکوت دیده ام . مردی که وقتی دنیا روی سرش آوار شده بود  ، به جای تسلیم شدن آستین ها را بالا زد و خانه ای از نو ساخت . به کودکی که غرق در طوفان و امواج متلاطم زندگی دست و پا می زد ، آرامش هدیه داد و با قلبی که خودش هزار تکه بود ، برای دیگران پناه شد .
هیچ کس نفهمید پشت آن لبخند ها، بهای چند شب بی خوابی بود ، هیچ کس نفهمید پشت آن سکوت ، چه جنگ هایی جریان داشت .
شاید قدرت ، بلند کردن کوه نباشد. قدرت این است که با قلبی زخمی از خواب بیدار شوی تا نگذاری هیچ سرمایی درونت را احساس کند و در همین سکوت ،در همین سرمای بی صدا ، مردی بود که صدای شکستن دل ها  را می شنید .
مهندس حسین دژاکام

مردی که اعتیاد را از پشت میز نمی شناخت ، از درون می شناخت ، از دل زندگی ، مهندسی که تمام عمرش را با دقت و منطق ساخته بود و بعد دید هیچ فرمولی ، هیچ نقشه ای ، هیچ محاسبه ای ، درد یک مادر منتظر را حل نمی کند . پس منتظر نماند تا دنیا درست شود ... راه ساخت... او به ما گفت رهایی ممکن است
به مسافری که خودش را باخته بود گفت برگشتن ممکن است . مهندس به مسافری که سال ها در تنهایی جنگیده بود گفت دیگر تنها نیستی و کنگره 60 را بنا کرد تا هیچ دردی بی شاهد و هیچ آدمی بی راه نماند.
امروز بسیاری از ما خانه ای داریم که او به ما پس داد ، مادرانی که دوباره می خندند . این خنده ها دیگر بهای شب بی خوابی نیست و پدرانی که دوباره سر سفره برگشتند...
هر بار که یکی از ما در لژیون نشست وگفت من برگشتم ، در حقیقت داشت قرضی را به او ادا می کرد که هرگز نمیشد ادا کرد
امروز تنها یک مرد را از دست نداده ایم ، نگهبانی را از دست دادیم که سال ها بیدار ماند تا ما بتوانیم بخوابیم
دلمان می سوزد چون می دانیم هیچ کس جای او را پر نمی کند . اما بزرگان نمی روند .

در هر لژیون که چراغش روشن است ، زنده است . در وجود هر مسافری که از تاریکی بر می گردد ، نفس می کشد و جریان دارد . در هر خانه ای که از نو ساخته می شود حاضر است و نظاره گراست .
ما نمی گوییم خداحافظ مهندس ... می گوییم راهت را ادامه می  دهیم و قول می دهیم تا آخرین نفس ، دست هیچ مسافری را در تاریکی رها نکنیم ، چراغ راه باشیم
روحت شاد و یادت جاودانه باد
دلنوشته از مسافر جواد لژیون یکم
ویرایش و تایپ  : مسافر مهدی

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...