امروز پنج شنبه ١۴٠۵/٠٧/٢٣ جلسه دهم از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶٠ زاهدان با دستور جلسه "کشف متد دی اس تی، دستاورد های علمی و پژوهشی مهندس دژاکام" به استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر حمیدرضا ساعت ١٧ آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، سعید مسافر هستم.
خداوند را شکر میکنم که امروز فرصت حضور در جمع شما عزیزان را دارم. بسیار خوشحالم که میتوانم درباره دستور جلسه این هفته، یعنی دستاوردهای علمی و پژوهشی مهندس دژاکام، صحبت کنم.
وقتی به دستاوردهای علمی آقای مهندس فکر میکنم، ترجیح میدهم از زاویه تجربه شخصی خودم به این موضوع نگاه کنم، چون معتقدم علم زمانی ارزش واقعی خودش را نشان میدهد که بتواند در زندگی انسانها تغییر ایجاد کند.
برای من، کنگره ۶۰ فقط محلی برای رهایی از اعتیاد نبود، بلکه نقطه آغاز یک تحول بزرگ در تمام ابعاد زندگیام بود. من علاوه بر درمان اعتیاد، تغییرات بسیار زیادی را در وضعیت جسمی، روانی و جهانبینی خودم تجربه کردم. این اتفاقات باعث شد احساس مسئولیت بیشتری نسبت به خودم و دیگران داشته باشم.
من معتقدم یکی از بزرگترین دستاوردهای آقای مهندس، علمی است که آن را به مرحله کاربرد رساندند و در اختیار انسانهایی قرار دادند که سالها با مشکلات اعتیاد دستوپنجه نرم میکردند.
اگر بخواهم کمی از گذشته خودم بگویم، باید عرض کنم که مشکلات من از دوران نوجوانی آغاز شد. در حدود پانزدهسالگی به دلیل شرایط روحی و مشکلاتی که داشتم، به روانپزشک مراجعه کردم و داروهای مختلفی برایم تجویز شد. با وجود مصرف داروهای متعدد، وضعیت من بهبود پیدا نمیکرد.
بعدها درگیر مصرف الکل و مواد مخدر شدم. بارها تصمیم گرفتم مصرف را کنار بگذارم، اما هر بار با مشکلات جدیدی روبهرو میشدم. وقتی مصرف مواد را قطع میکردم، دچار بیخوابیهای شدید، دردهای جسمی و مشکلات روحی میشدم و دوباره به مصرف قرصهای خوابآور و داروهای اعصاب پناه میبردم.
برای درمان به پزشکان مختلفی مراجعه کردم و داروهای زیادی مصرف کردم، اما هیچکدام نتوانستند آن تغییری را که انتظار داشتم در زندگی من ایجاد کنند. حتی با وجود مصرف تعداد زیادی قرص، خواب مناسبی نداشتم و صبحها با احساس خستگی و کوفتگی از خواب بیدار میشدم.
در آن دوران واقعاً امیدم را از دست داده بودم و تصور میکردم دیگر راهی برای رهایی از این وضعیت وجود ندارد.
تا اینکه با کنگره ۶۰ آشنا شدم. در ابتدا فقط برای اینکه ببینم چه اتفاقی در این مجموعه میافتد، در جلسات شرکت میکردم. اما بهتدریج با روش درمانی DST و آموزشهای آقای مهندس آشنا شدم. چیزی که برای من بسیار شگفتانگیز بود، این بود که برخلاف تمام تجربههای قبلیام، اینجا درمان اعتیاد بر اساس یک برنامه مشخص، اصولی و تدریجی انجام میشد.
وقتی سفرم را آغاز کردم، روزبهروز تغییرات را در خودم احساس میکردم. خوابم بهتر شد، وضعیت جسمیام تغییر کرد و مهمتر از همه، امید به زندگی دوباره در من زنده شد. برای کسی که سالها با اعتیاد، بیخوابی و مشکلات مختلف زندگی کرده و بارها روشهای گوناگون را امتحان کرده است، تجربه چنین تغییری واقعاً قابل توصیف نیست.
من این موضوع را یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی مهندس دژاکام میدانم، یعنی ارائه روشی که توانست برای بسیاری از انسانها مسیر تازهای برای درمان و بازگشت به زندگی ایجاد کند.
در اطراف خودم هم افرادی را دیدهام که با مشکلات مختلفی درگیر بودند. بعضی از آنها مسیرهای درمانی متفاوتی را تجربه کردند، اما من در کنگره ۶۰ شاهد تغییرات و رهایی افرادی بودم که شاید خودشان هم روزی تصور نمیکردند بتوانند به چنین شرایطی برسند.
یکی دیگر از موضوعاتی که برای من اهمیت دارد، توجه آقای مهندس به جسم و تغذیه است. من بعد از ورود به کنگره با آموزشهای ایشان در زمینه تغذیه و اهمیت تعادل جسم آشنا شدم و تغییرات مثبتی را در وضعیت خواب، وزن و سلامت عمومی خودم تجربه کردم. این موضوع به من نشان داد که نگاه علمی در کنگره ۶۰ تنها محدود به درمان اعتیاد نیست، بلکه به جنبههای مختلف زندگی انسان، از جمله جسم، روان و جهانبینی توجه دارد.
موضوع دیگری که در دوران کرونا برای من جالب بود، اهمیت آموزش و حفظ ارتباط اعضا با کنگره بود. در آن شرایط سخت، جلسات و ارتباطات آموزشی تا حد امکان ادامه پیدا کرد و این مسئله نشان داد که یک ساختار منظم و هدفمند تا چه اندازه میتواند در حفظ امید و مسئولیتپذیری افراد مؤثر باشد.
وقتی به مجموعه این اتفاقات نگاه میکنم، بیشتر متوجه ارزش تحقیقات و تلاشهای آقای مهندس میشوم. ایشان سالهای زیادی از عمر خود را صرف مطالعه، تحقیق، تجربه و ارائه آموزشهایی کردند که امروز افراد زیادی از آن بهرهمند هستند.
به نظر من، یکی از مهمترین ویژگیهای علم این است که باید در اختیار دیگران قرار بگیرد و بتواند به زندگی انسانها کمک کند. علم زمانی ماندگار میشود که از محدوده دانستههای یک فرد خارج شود و به آموزش، تجربه و خدمت تبدیل گردد.
من بهعنوان کسی که از آموزشها و روش درمانی کنگره ۶۰ بهرهمند شدهام، احساس میکنم مسئولیت بیشتری بر دوشم قرار گرفته است. ما باید قدر این آموزشها را بدانیم و آنچه را آموختهایم، به دیگران منتقل کنیم.
نکته دیگری که دوست دارم به آن اشاره کنم، مسئولیت نمایندگیها و شعب مختلف کنگره ۶۰ است. آقای مهندس همیشه درباره زاهدان سؤال میکردند و این موضوع برای من یادآور مسئولیت سنگینی است که بر دوش ما قرار دارد. ما باید تلاش کنیم چراغ این شعبه روشن بماند و با همکاری، همدلی و خدمت بتوانیم آموزشهایی را که دریافت کردهایم، به دیگران انتقال دهیم.
در پایان، اگر بخواهم از زحمات و دستاوردهای علمی و پژوهشی مهندس دژاکام قدردانی کنم، به نظرم بهترین راه این است که هرکدام از ما وظیفه خودمان را در این ساختار بهدرستی انجام دهیم. شاید بهترین تشکر از یک معلم این باشد که شاگردش آموزشهای او را به مرحله عمل برساند و آنچه را آموخته، به دیگران منتقل کند.
خدا را شکر میکنم که با کنگره ۶۰ آشنا شدم، با روش DST سفر کردم و توانستم معنای تازهای از زندگی را تجربه کنم. امیدوارم همه ما بتوانیم در حفظ و انتقال این علم و آموزشها مسئولانه عمل کنیم.

نگارش : مسافر مجتبی (لژیون چهارم راهنما آقای سعید)
ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
137