English Version
This Site Is Available In English

از حیات دوباره تا آموزش شکرگزاری و حفظ ساختار

از حیات دوباره تا آموزش شکرگزاری و حفظ ساختار

نهمین جلسه از دوره هفتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی ایجنت محترم مسافر حامد ، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه «کشف متد دی اس تی و دستاوردهای علمی آقای مهندس » روز پنجشنبه ۲۳ مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، حامد هستم، یک مسافر.

خداوند را شاکر و سپاسگزارم به‌خاطر فرصتی که به من داده شد تا در کنگره ۶۰ زندگی کنم و بتوانم آموزش بگیرم. من همیشه شکرگزار استاد و راهنمای عزیزم هستم و هر خوبی و موفقیتی که دارم، مدیون زحمات این عزیزان هستم. همچنین از لژیون خدمت و آقا قاسم تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند.

واقعیت این است که دوست نداشتم امروز به‌عنوان استاد در این جایگاه بنشینم؛ زیرا عزیزان زیادی هستند که تجربیات بیشتری دارند و شرایط بهتری برای انجام این کار دارند. بااین‌حال، دستور این بود و من هم اطاعت امر کردم. امیدوارم بتوانم از کلمات درست استفاده کنم و آن‌ها را در جای مناسب خود به کار ببرم.

موضوع صحبت من درباره دستاوردهای آقای مهندس است. واقعاً نمی‌دانم باید تسلیت بگویم یا تبریک؛ زیرا هر زمان چنین موضوعی پیش می‌آمد و بحث رفتن مطرح می‌شد، آقای مهندس آن‌قدر ذوق و شوق رفتن داشتند که بغض می‌کردند.

بااین‌حال، من به‌عنوان یک انسان و فردی که در کنگره ۶۰ آموزش گرفته و زندگی دوباره‌ای به دست آورده است، قلب کوچکی دارم که بخش زیادی از آن را آقای مهندس به خود اختصاص داده‌اند. به همین دلیل، عدم حضور فیزیکی ایشان مرا هم ناراحت می‌کند.

گاهی اوقات با خودم می‌گویم که ایشان کارشان را انجام دادند، خدمتشان را کردند و اکنون تسویه‌حساب کرده‌اند و قطعاً در جای بهتری هستند. ناراحتی من فقط از این بابت است که با خودم می‌گویم چرا بیشتر از حضور و بودن ایشان استفاده نکردم و به مسائل دیگری از این دست فکر می‌کنم.

وقتی می‌خواهم درباره آقای مهندس صحبت کنم، احساس می‌کنم مانند ماهی کوچکی هستم که در اقیانوس زندگی می‌کند و می‌خواهد درباره اقیانوس صحبت کند. اطلاعات زیادی ندارم و واقعیت این است که نمی‌توانم خیلی صحبت کنم.

اما چیزی که از خود ایشان یاد گرفته‌ام، این است که باید همیشه بابت داشته‌هایم شاکر خداوند باشم. به نظر من، استاد امین اکنون در جایگاهی هستند که ان‌شاءالله خداوند به ایشان قوت بدهد. من هم به‌خاطر وجود استاد امین، همه شما عزیزان و اساتید، شاکر خداوند هستم.

به نظر من، باغی که آقای مهندس خودشان پرورش داده بودند، آن‌قدر وسعت پیدا کرده و بزرگ شده بود که لازم بود از فضای دیگری به آن نگاه کنند و به آن رسیدگی کنند. به این شکل، به نظر من، ایشان بهتر می‌توانند مرا ببینند و مراقب همه‌چیز باشند.

هر ساختاری در هستی، همان‌طور که همه ما در جزوه جهان‌بینی خوانده‌ایم، دو هدف اصلی دارد. هدف اول، رشد و توسعه است که آقای مهندس این کار را انجام دادند. هدف دوم، حفظ و بقای آن ساختار است.

به نظر من، اکنون در شرایطی هستیم که حفظ و بقا اهمیت بسیار زیادی دارد. در کنار یکدیگر بودن و تقسیم کردن این رنج و غم نیز بسیار مهم است. فکر می‌کنم به همین دلیل است که شعب تعطیل نشده‌اند و اعلام کرده‌اند که باید بیشتر در کنار یکدیگر باشیم، با هم غذا بخوریم و مراسمی مانند مراسم ماه رمضان برگزار کنیم.

به نظر من، بسیار مهم است که همان‌طور که استاد امین فرمودند، اگر عزاداری می‌کنیم، یکدیگر را در آغوش می‌گیریم و ناراحت هستیم، هیچ مشکلی ندارد. این‌ها احساساتی هستند که همه تجربه می‌کنند؛ اما مهم این است که این احساسات در چارچوب خودشان باشند و از مسیر خارج نشویم.

در رابطه با دستاوردهای آقای مهندس، با توجه به اینکه همه شما می‌دانید ایشان خیلی با کلی‌گویی موافق نبودند و به جزئیات توجه زیادی داشتند، من هم با توجه به اینکه اطلاعات پزشکی کمی دارم، نمی‌توانم درباره همه دستاوردهای ایشان صحبت کنم. بااین‌حال، دوست دارم درباره اتفاقی که برای خودم افتاد و معجزه دی اس تی صحبت کنم؛ معجزه‌ای که به نظر من شاید بزرگ‌ترین دستاورد آقای مهندس باشد.

دوستی داشتم که روزی تعریف می‌کرد به شکل دیگری مصرف موادش را قطع کرده بود. می‌گفت: «یک روز در روستایی در حال عبور بودم که سگی را دیدم که روی خاک دراز کشیده و خوابیده بود. به آن نگاه کردم و گفتم: خوش به حال این سگ! کاش من هم می‌توانستم این‌طور دراز بکشم، با خیال راحت چشمانم را ببندم و بخوابم.»

آن زمان با خودم گفتم: این چه آرزویی است که یک نفر دوست دارد به‌جای سگ باشد؟ دور از جان شما عزیزان!

بعدها که دوز مصرفم بیشتر شد و حالم بدتر شد، خودم هم چنین حس‌وحالی را تجربه کردم.

یک قرص می‌خوردم تا بخوابم و یک قرص می‌خوردم تا بیدار شوم. حتی زمانی هم که می‌خوابیدم، با ترس و لرز می‌خوابیدم.

اتفاقی که افتاد این بود که وارد کنگره شدم و مثلث جسم، روان و جهان‌بینی من تا حدودی به تعادل رسید؛ به‌گونه‌ای که انگار نه انگار روزی مصرف‌کننده بوده‌ام.

همین اکنون که ما اینجا نشسته‌ایم، افراد زیادی معتقدند که مصرف مواد مخدر درمان ندارد و هرکسی که مصرف می‌کند، باید تا آخر عمر به مصرف ادامه دهد. از افرادی هم که مصرف‌کننده بوده‌اند، انتظار زیادی ندارند که انسان‌هایی با شرایط بسیار خوب باشند.

برای مثال، اگر فردی عصبانی شود، می‌گویند: «خب، یک روز مصرف‌کننده بوده است.» اگر هم کاری انجام دهد، انگار مجاز است؛ اما در کنگره به این شکل نیست.

گاهی اوقات افرادی می‌آیند و می‌پرسند که آیا این افراد روزی مصرف‌کننده بوده‌اند؟ و باور کردن این موضوع برایشان سخت است.

این یکی از دستاوردهای آقای مهندس است که واقعاً حیات دوباره‌ای به انسان می‌بخشد.

موضوع دیگری که استاد امین از آن به‌عنوان معجزه قرن یاد کردند، همین عصاره دی‌سپ است.

من مدام سرما می‌خوردم و از زمانی که کرونا آمد، مرتب به آن مبتلا می‌شدم. این وضعیت قطع نمی‌شد و فقط شدت آن کم یا زیاد می‌شد.

من اعتقاد چندانی هم به دی‌سپ نداشتم؛ اما ازآنجاکه حرف راهنمایم برای من سند بود، از آن استفاده کردم. به شکل عجیبی، هیچ اتفاقی برایم نیفتاد و اکنون هم دیگر مریض نمی‌شوم.

اتفاق دیگری که استفاده از دی‌سپ برای من به همراه داشت، مربوط به دندان‌هایم بود. دندان‌هایم همیشه هنگام مسواک زدن خونریزی می‌کردند. بعد از مدتی، شروع کردم به مسواک زدن با دی‌سپ و دندان‌دردم از بین رفت و خونریزی دندان‌هایم هم متوقف شد. این هم یکی از اتفاقاتی بود که برای خودم افتاد.

موضوع دیگر مربوط به پدرم است. ایشان تقریباً پنجاه روز به‌خاطر زخمی که بر اثر قند خون بالا در پاهایشان ایجاد شده بود، بستری بودند. پزشکان گفتند که نمونه‌برداری انجام دهیم و بعد متوجه شدیم که مرحله بعدی، جدا کردن آن قسمت از پا است. در آن زمان، پدرم به حرف من گوش داد و از دی‌سپ استفاده کرد. ایشان که اصلاً به کنگره اعتقاد ندارند، اکنون همیشه به من می‌گویند که از آن دارو برایشان بیاورم. جالب اینجاست که خودشان هم می‌دانند آن سرکه نیست.

این‌ها مواردی بود که خودم مشاهده کردم و دیگر بیشتر از این صحبت نمی‌کنم. دستاوردهای بسیار دیگری هم وجود دارد که عزیزان در مشارکت‌های خود به آن‌ها اشاره می‌کنند.

فقط می‌خواهم به یک موضوع دیگر اشاره کنم. من همین الان، قبل از شروع جلسه، متوجه شدم که روز شنبه، روزی است که قرار گذاشته‌اند عزیزانی که در شعبه امیر هستند، بتوانند برای ادای احترام به آقای مهندس به تهران بروند. بااین‌حال، از تهران اعلام کرده‌اند که ترجیح بر این است که اگر عزیزان تشریف نیاورند، هیچ اتفاقی نمی‌افتد؛ به‌ویژه با توجه به اینکه هفته آینده چهار جلسه، مشابه افطاری‌های ماه رمضان، خواهیم داشت و هر عزیزی که تمایل داشته باشد، می‌تواند در تأمین هزینه‌ها کمک کند.

اگر کسی هم تمایل داشت به تهران بیاید، اما وسیله نقلیه نداشت، می‌تواند به مرزبان مراجعه کند تا نامش را یادداشت کنند و بتوانیم به‌صورت متحد و با برنامه‌ریزی به تهران برویم.

ممنونم که به صحبت‌های من توجه کردید.



عکس: مسافر عباس

نگارش: همسفر امیرحسین

تنظیم: مسافر عادل

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...