بهنام قدرت مطلق الله
ششمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر فرشاد، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» در تاریخ پنجشنبه 23مهرماه 1405 راس ساعت 16:۰۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
به نام خداوند پیدا و پنهان،
خداوند بخشندۀ و مهربان.
سلام دوستان، فرشاد هستم، یک مسافر.
خداوند را شاکرم که نعمت و فرصت حضور در کنگره۶۰ را دارم تا در کنار دوستان باشم و از این جایگاه آموزش بگیرم. از بنیان کنگره۶۰، جناب آقای مهندس دژاکام، سپاسگزارم که چنین بستری را برای ما فراهم کردند تا بتوانیم در این مسیر حضور داشته باشیم و آموزش بگیریم. همچنین از جانشین بنیان، جناب آقای دکتر امین دژاکام، ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر میکنم که فرصت حضور در این جایگاه را برای من فراهم کردند.
ما در کنگره، آغاز و پایان سفر خود را جشن میگیریم. امروز نیز در این مکان گرد هم آمدهایم تا پایان سفر آقای مهندس در این مرحله از حیات و آغاز سفری دیگر را جشن بگیریم؛ سفری که امیدواریم سرشار از آرامش و برکت باشد.
در مورد کشف و ابداع روش درمانی DST، آقای مهندس زحمات بسیار زیادی متحمل شدند و دستاوردهای علمی و تجربی خود را در کتاب «عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر» و دیگر آثارشان در اختیار ما قرار دادند. «در پیامهای کنگره آمده است که حکم قاضی در زمان حیاتش چندان جلوهگر نمیشود. ما به واسطۀ آموزشهای کنگره60 همواره قدردان این کشف و زحمات آقای مهندس بودهایم، اما مطمئناً از این پس مسئولیت سنگینتری بر دوش ما قرار دارد و ارزش واقعی این دستاوردها را بیش از گذشته درک خواهیم کرد».
دستاوردهای آقای مهندس را نمیتوان بهسادگی بیان کرد؛ حتی اگر بخواهیم آنها را بهصورت فهرستوار برشماریم، به زمان بسیاری نیاز داریم.
«یکی از بزرگترین دستاوردهای ایشان، کشف صورتمسئله اعتیاد است. البته مسئله فقط به درمان اعتیاد محدود نشد؛ بلکه این کشف به ما کمک کرد تا صورتمسئله بسیاری از مشکلات زندگی خود را نیز بهتر بشناسیم و برای حل آنها راهی پیدا کنیم».

یکی از دستاوردهای مهم آقای مهندس، ما هستیم؛ تمام سفر دومیهایی که مسیر درمان را طی کردهاند و خانوادههایی که دوباره به کانون گرم خانواده بازگشتهاند.
یکی دیگر از دستاوردهای ایشان، اندیشهای است که در وجود ما بیدار کردند؛ اندیشهای که پیش از این شاید آن را داشتیم، اما نمیدانستیم چگونه از آن استفاده کنیم. چهارده وادی کنگره۶۰، کتابهایی که تألیف کردهاند و آموزشهایی که در اختیار ما قرار دادهاند، همگی دستاوردهایی هستند که اگر آنها را در زندگی خود به اجرا درآوریم، میتوانند مسیر زندگی ما را تغییر دهند.
به اعتقاد من، یکی دیگر از بزرگترین دستاوردهای آقای مهندس، بخشیدن است. ایشان فقط زندگی نکردند، بلکه زندگی را به ما بخشیدند. تمام داشتههای علمی، تجربیات و اندیشههای خود را در اختیار ما قرار دادند. آنچه را کشف و آموخته بودند، بدون دریغ در مسیر آموزش و احیای انسانها به کار گرفتند و این مسیر را برای ما نیز هموار کردند.
لژیون سردار، یکی دیگر از دستاوردهای ارزشمند ایشان است؛ جایگاهی که به ما میآموزد چگونه با بخشش و خدمت، به رشد و تعالی خود و دیگران کمک کنیم.
لژیونهای پارک نیز از دستاوردهای ارزشمند کنگره هستند. این لژیونها باعث شدهاند که من هر روز صبح از خواب بیدار شوم، طلوع آفتاب را ببینم و از انرژی و زیبایی آن بهرهمند شوم؛ چیزی که پیش از این شاید نه آن را میدیدم و نه از ارزش آن آگاه بودم.

آقای مهندس مرا به خودم بازگرداندند و کمک کردند تا دوباره خودم را بشناسم و تواناییهایم را کشف کنم.
مقالات علمی، پژوهشها و فعالیتهای ایشان در زمینه بیماریهای صعبالعلاج نیز از دیگر دستاوردهای ارزشمندشان است. در این میان، دستاورد داروی OT را نیز نباید فراموش کنیم. آقای خدامی نقل میکردند که وقتی تأییدیه و مجوز مربوط به داروی OT دریافت شد، آقای مهندس در اتاق خود نشستند و سجده شکر بهجا آوردند.
این موضوع نشان میدهد که ایشان تا چه اندازه برای به ثمر رسیدن این تلاشها ارزش قائل بودند و چه اندازه از موفقیت در این مسیر خوشحال میشدند.
ما باید قدر این دستاوردها را بدانیم، از آنها محافظت کنیم و برای حفظ و گسترش آنها تلاش کنیم.
لژیون جونز و لژیون سیگار نیز از دیگر دستاوردهای کنگره۶۰ هستند که به انسان کمک میکنند تا در مسیر تغییر و اصلاح خود قدم بردارد.
من معتقدم آقای مهندس با ما هستند و نرفتهاند؛ زیرا آثار، اندیشهها و آموزشهای ایشان در زندگی ما جاری است. تا زمانی که این آموزشها را اجرا میکنیم و آنها را در رفتار و کردار خود به نمایش میگذاریم، میتوانیم حضور تأثیرگذار ایشان را در زندگی خود احساس کنیم.
یکی از دوستان به من گفت: «چرا با اینکه ما هیچ پیوند خونی با آقای مهندس نداشتیم، ایشان از ذهنم بیرون نمیروند؟»
به او گفتم: «بله، طبیعی است؛ چون شما هر روز به سیدیهای آموزشی ایشان گوش میدهید، مطالب را مینویسید و با آموزشهایشان ارتباط برقرار میکنید. شاید هر روز صدای آقای مهندس را بیشتر از صدای فرزند خود بشنوید. با آن صدای دلنشین و خندههای آشنایشان، هر روز ارتباط برقرار میکنید. پس طبیعی است که حضورشان در ذهن و قلب شما ماندگار باشد.»
این ارتباط، تنها یک وابستگی عاطفی نیست؛ بلکه نتیجه پیوندی است که از طریق آموزش، شناخت و تغییر در وجود ما شکل گرفته است.
آقای مهندس به ما آموختند که پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است. بنابراین، پایان یک مرحله به معنای پایان راه نیست. امروز وظیفه ماست که با تکیه بر آموزشهایی که از ایشان به یادگار مانده است، حرکت خود را ادامه دهیم، قدر این میراث ارزشمند را بدانیم و در حفظ و گسترش آن بکوشیم.
آقای مهندس به ما عشق و محبت آموختند و به ما یاد دادند که انسان با رفتن از این حیات، تنها یک لباس را از تن بیرون میآورد؛ اما آنچه از خود بهجای میگذارد، میتواند تا ابد ماندگار باشد. ایشان به ما آموختند که هر لحظه میتوانیم صدایشان کنیم و از آموزشهایشان بهره ببریم.
شاید از این پس، چشمان ما از دیدن چهره زیبای مهندس محروم باشد، اما قلبهای ما تا ابد با عشق و آموزشهای ایشان همراه خواهد بود و راهشان را محکمتر و راسختر ادامه خواهیم داد.
شک ندارم که آقای مهندس در زمان حیاتشان برکت بودند و امروز نیز در نبود جسمانیشان، برکت هستند. چرا؟ چون اکنون به ما آموختهاند که چگونه محکمتر، مصممتر و با تلاش بیشتری به مسیر خود ادامه دهیم. مطمئنم این احساس در وجود همه شما نیز جاری است.
کسانی که کنگره را باور داشتند و به آقای مهندس و مسیر درمان ایمان داشتند، امروز با اطمینان بیشتری بر تصمیم خود ایستادهاند. ایشان حتی با رفتنشان نیز به ما درس زندگی میدهند.
به قول استاد امین، ایشان مظلومانه و ایستاده رفتند؛ اما همین رفتن نیز برای ما درسی بزرگ به همراه داشت. امید در دلهای ما زندهتر شد و بار دیگر حقیقت انسان بودن را به ما یادآوری کردند. انسان میآید تا اثری از خود بهجا بگذارد و در آن آثار ماندگار شود؛ همانگونه که امروز آثار ماندگار ایشان، از جمله کتابها و آموزشهایشان، پیش روی ماست.
شاید بسیاری از ما ندانیم که آقای مهندس در عرصههای علمی نیز فعالیتهای ارزشمندی داشتهاند. ایشان انسانی دانشمند بودند و همانطور که خودشان در برخی آموزشهایشان اشاره میکردند، میتوان از ایشان بهعنوان یک دانشمند یاد کرد؛ انسانی با اندیشهای عمیق و نگاهی متفاوت به زندگی و انسان.
اکنون که از حضور جسمانی ایشان محروم شدهایم، بهتر درک میکنیم که چقدر تلاش میکردند، چقدر برای ما وقت میگذاشتند و چه اندازه از عمر و توان خود را صرف آموزش و نجات انسانها میکردند؛ کاری که هر کسی توان انجام آن را ندارد.
اما در کنار تمام اینها، شاید یکی از مهمترین پیامهای این اتفاق برای ما این باشد که خودمان را باور کنیم. باور کنیم که آموزشها در وجود ما به امانت گذاشته شدهاند و اکنون مسئولیت ماست که آنها را به عمل تبدیل کنیم.

امروز وظیفه داریم با گوش به فرمان این استاد بزرگ حرکت خود را ادامه دهیم و بیش از گذشته به قوانین و حرمتهای کنگره پایبند باشیم.
همانطور که آقای مهندس در سیدیهای آموزشی خود به موضوع غم و تأثیر آن بر انسان اشاره نموده و گفتهاند که غم میتواند انسان را به پایین بکشاند یا زمینهای برای حرکت و صعود او فراهم کند. من اطمینان دارم که با تکیه بر آموزشهایی که از ایشان به یادگار مانده است، این غم بزرگ میتواند به عاملی برای رشد، بیداری و صعود ما تبدیل شود.
درس دیگری که از این اتفاق میتوانیم بگیریم، دانستن قدر یکدیگر است. گاهی تا زمانی که عزیزانمان در کنار ما هستند، آنگونه که باید قدر حضورشان را نمیدانیم؛ اما رفتن آنها به ما یادآوری میکند که فرصت با هم بودن چقدر ارزشمند است. پس باید بیشتر قدر یکدیگر را بدانیم، در کنار هم بمانیم و پیوندهای خود را مستحکمتر کنیم.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید بدانیم که مسئولیت ادامه این مسیر بر عهده ماست. آموزشها باقی ماندهاند، راه روشن است و ما باید با استواری بیشتری حرکت کنیم تا آنچه از آقای مهندس به یادگار مانده است، در رفتار، کردار و زندگی ما نمایان شود.
در پایان، سخنم را با این بیت به پایان میرسانم:
«صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را،
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید»
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.
تایپ و ویرایش: مسافر ابوالفضل، مسافر حامد، مسافر محمدحسین، همسفر پیمان
عکاس: مسافر حامد
تایید و ارسال: همسفر پیمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
307