هفتمین جلسه از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی راهنمای محترم مسافر سجاد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه:«کشف متد DST ودستاوردهای علمی اقای مهندس» روز سهشنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، سجاد هستم، یک مسافر.
امروز قرار است در مورد دستور جلسه این هفته، یعنی متد DST و دستاوردهای آقای مهندس در کنگره ۶۰ صحبت کنیم. آقای مهندس حسین دژاکام متولد سال ۱۳۲۸ بودند و عمر پربرکتی داشتند. آقای مهندس خودشان مصرفکننده بودند و در کنار آن، محقق هم بودند. ایشان مهندس الکتروتکنیک بودند و پس از تجربه روشهای مختلف ترک، شروع به تفکر و تحقیق کردند تا راه درمان اعتیاد را پیدا کنند. در نهایت، در سال ۱۳۷۶ موفق به کشف متد DST شدند، خودشان به درمان رسیدند و این روش را در اختیار همه ما قرار دادند. دستاوردهای آقای مهندس فقط به درمان اعتیاد محدود نمیشود. همانطور که در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر آمده است، کار یک انسان ممکن است در زمان حیاتش آنطور که باید شناخته نشود، اما آیندگان بیشتر متوجه اهمیت تحقیقات و دستاوردهای او شوند.
من در سایت کنگره ۶۰ جستوجو کردم و به تعدادی از مقالات آقای مهندس برخوردم؛ از جمله مقاله ادغام درمان دارویی و حمایت روانی برای درمان اعتیاد، مقالات مربوط به روش DST و بیماریهای اماس، کولیت اولسراتیو و صرع، نقش دیاستی در کووید ۱۹ و سارس، مهار و درمان سرطان سینه و استفاده از این روش برای درمان زگیل تناسلی. آقای مهندس همیشه در صحبتها و سیدیهایشان تأکید میکردند که از من بت نسازید و وارد مسائل عرفانی و معنوی نشوید. اگر میخواهید از من تعریف کنید، از کارهایی که انجام دادهام بگویید. من یک معلم هستم، منتها یک معلم خیلی خوب.
اگر قرار است آقای مهندس را معرفی کنیم، باید از این جهت معرفی کنیم که کاری که انجام دادند، بسیار مهم بوده است. ایشان در زمانی این مسیر را شروع کردند که نگاه جامعه به مصرفکنندگان مواد مخدر بسیار سخت بود. تلاش زیادی کردند تا متد DST را معرفی کنند، داروی OT را بهعنوان داروی درمانی بشناسانند و کنگره ۶۰ را به ثبت برسانند. به اعتقاد من، بزرگترین میراثی که آقای مهندس برای همه ما بهجا گذاشتند، امیدی بود که در دل انسانها زنده کردند؛ امید به اینکه راه وجود دارد و درمان اعتیاد امکانپذیر است. من وقتی به گذشته فکر میکنم، به یاد میآورم که مادرم با چه گریه و زاری از من میخواست که به سمت مواد مخدر نروم.
آقای مهندس زنده هستند؛ ایشان نرفتهاند، بلکه در قلب تکتک ما حضور دارند. بزرگترین میراث ایشان، محبتی است که در دل ما کاشتند. اگر امروز دلتنگ ایشان هستیم، به خاطر پیوند محبت میان ماست؛ اما وظیفه ما بسیار سنگین است. من بهعنوان راهنما و تکتک ما باید تلاش کنیم مسیر، متد، روش و علمی را که ایشان در اختیارمان گذاشتند، انتقال دهیم. بنابراین، وظیفه ما این است که این دانش را گسترش دهیم و به کسانی برسانیم که در ناامیدی به سر میبرند؛ همانطور که روزی قلب ما روشن شد و امید در دل ما زنده شد. جملهای که از آقای کامران شنیدم و برایم خیلی جالب بود اینکه، «کنگره ۶۰ آغازی نموده است که پایانش در اختیار ما نیست؛ ادامهای است بیوقفه و نامش برای اندیشههای پاک، اسطوره.»
امیدوارم همه ما بتوانیم در این مسیر قدم برداریم. آقای مهندس اکنون حضور فیزیکی ندارند، اما یاد، نام و اندیشه ایشان در قلب ما زنده است. ما در کنگره یاد گرفتهایم که مرگ پایان نیست و پیوند محبت از بین نمیرود. ما عزاداری و ناامیدی را هدف خود قرار نمیدهیم؛ بلکه باید از آموزشهای آقای مهندس استفاده کنیم و رهجوهای خوبی برای ایشان باشیم. به نظر من، کمیت زندگی مهم نیست که انسان چند سال زندگی کرده است؛ بلکه کیفیت زندگی اهمیت دارد. خیلیها آمدند و رفتند، بدون اینکه نامی از آنها باقی بماند؛ اما مطمئنم آقای مهندس با کاری که انجام دادند، در تاریخ ماندگار شدند.
همانطور که در این شعر آمده است: «زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد» خیلی ممنون. خودتان و آقای مهندس را تشویق کنید.

سیستم صوتی: مسافر حمید لژیون۶
عکاس: مسافر ابوذر لژیون ۱
تایپ: مسافر ابوذر لژیون ۱
- تعداد بازدید از این مطلب :
135